درجی: دریچه ای رو به فرهنگ، زبان، مردم و خاک طالقان

درجی، به طالقانی یعنی: دریچه سقفی خانه های قدیمی که رو به نور و هوای تازه باز میشد و نقش پررنگی در معماری، فرهنگ، افسانه ها و مراسمهای طالقانی دارد.

درجی: دریچه ای رو به فرهنگ، زبان، مردم و خاک طالقان

درجی، به طالقانی یعنی: دریچه سقفی خانه های قدیمی که رو به نور و هوای تازه باز میشد و نقش پررنگی در معماری، فرهنگ، افسانه ها و مراسمهای طالقانی دارد.

درجی: دریچه ای رو به فرهنگ، زبان، مردم و خاک طالقان

دوست عزیز سلام

طالقان، ولایتی اصیل و ریشه دار، با مردمانی نجیب و آرام و فرهیخته و فرهنگی غنی و ناب و بی بدیل است.
از نظر جغرافیایی، طالقان را نگین رشته کوه های البرز می دانند. دیاری محصور در کوههای جنوبی مازندران و گیلان، همسایه با کرج و الموتِ قزوین. با فاصله 166 کیلومتری از تهرانِ پایتخت.

این دیار، 86 پارچه آبادی دارد که برخی از روستاهای آن، به دلایل فرهنگی (روستای اورازان - زادگاه جلال آل احمد که کتابی هم به همین نام دارد) سیاسی مذهبی (روستای گلیرد - زادگاه آیت الله طالقانی، جاذبه های توریستی (روستای کرکبود - آبشار کرکبود و روستاهای حاشیه سد طالقان) و دلایل دیگر، آوازه ای جهانی دارند.
همچنین یکی از مرموزترین روستاهای ایران که به "ایستا" معروف است و در خود طالقان به "ترک آباد" شهرت دارد، در آن واقع شده است.

ناحیه طالقان، زیستگاه حیات وحش وگونه‌های متنوع گیاهی است که واجد ارزشهای تفرجگاهی هستند.
طالقان به غیر از آثار ارزشمند طبیعی که درخود جای داده‌است، اماکن زیارتی و تاریخی ارزشمندی نیز دارد که بر جاذبه‌های آن می‌افزایند.

زبان مردم طالقان از ریشه های فارسی - تاتی است. ما در اینجا گرد هم جمع شده ایم تا طالقان خود را بهتر شناخته و در جهت احیای فرهنگ و زبان خود گام برداریم.

تمام تلاش و همت ما بر این است که زبان و فرهنگ و خاک طالقان عزیزمان، از هر گزند و آسیب، محفوظ بماند.

خُجیره هم زبانان، البرزیانِ نازنین، شمایی قدم مایی چُشمی سر.
به خودمانی زبان گپ بَزنیم تا ماندگار بُمانه.


برای ارتباط با ما
از طریق ایمیل به آدرس taleghanidarji@gmail.com مکاتبه کنید.

طبقه بندی موضوعی

۱۶ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۷ ثبت شده است

نمایش هدیه تولد

شنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۲:۵۰ ب.ظ


وقتی درست در آستانه جشن تولد مادر زن گرامی، پای داماد می شکند و نمی تواند به جشن برود...

اما شکسته بند قهّار، برای هر کاری، چاره ای دارد...


برای شنیدن داستان زیبای هدیه تولد که به صورت نمایش با گویش طالقانی، توسط اهالی رادیو طالقان تهیه شده، لینک زیر را کلیک کنید:

دانلود (دریافت کنید)


نویسنده، تهیه کننده و کارگردان: مهدی علاالدینی (هشان)

بازیگران:

فرشید فلاحی (کولج)

سیده مریم قادری (اورازان)

مهدی علاالدینی (هشان)

لازم به ذکر است که این نمایش، از صدای استان البرز (رادیو البرز) پخش گردیده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۲:۵۰
درجی طالقانی

عکس نوشته های دوم اردیبهشت 97

يكشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۵۴ ق.ظ

هیچ‌کس نمی‌تواند به عقب برگردد
و از نو شروع کند
امّا همه می‌توانند از همین حالا شروع کنند
و پایان ِ تازه‌ای بسازند.

سلام، عاقبتتان بخیر عزیزان


کمانگوشمان بُزاستیه پنج قولو - 📸 عکس از: فرزاد ایران نژاد



خداجان
همانطور که ما خوشحال و شاد از این پُل میگذریم
تا به روستای آبا اجدادیمان برسیم
ما را از پُل صراط هم با شادی رَد کن
تا به موطن اصلی خود
که همان جنت توست، برسیم

منبع: کانون فرهنگی اورازان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۸:۵۴
درجی طالقانی

فلسفه مَزه و مُوزّه

چهارشنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۴۰ ق.ظ

ایمشو میخوام شماییب یک تفلسف بنگنوم .
شاید بگید مزه با موزّه چه فرق مینه؟
حتما فارسیش میگرده مزه و طالقانیش میگرده موزّه!
اما فرق مینه، خیلی هم فرق مینه.

حتما شنیدید که قدیمی آدومان خاطراتشانه تعریف مینون و مثلا میگن:
قِدیم جو کولاس میخوردیم آی موزّه میکورد!
قِدیم بالی نان میخوردیم آی موزّه میکورد!
قِدیم ترشی ارشتاش ننه بار مینگت، همه چی دمیکورد اون میان، آی موزّه میکورد!
قِدیم گور ماست میخوردیم، آی موزّه میکورد!
قِدیم میشی ی یم سنو و بعدش نان و پندیر دُره میزی ی یم، آی موزّه میکورد!
حیف که دیگه نیه...!

شما که در حال شنیدن این خاطرات هستید، ممکن هسه که با خودتان بگید: اگر یکی از این اقلام خیک وری رِ بشا پیدا کوردون، میتانین چنین تجربه موزّه کوردون را تجربه کنید.
یا افرادی که چنین خاطراتی رو تعریف مینون، گمان مینون اگه مثلاً یه زمینی سر جو و گندم بکارند و  برداشت محصول کنند و دسچالی همرا آردکنن و اون آردِ تر کنند و نان دبندون، دوباره میتانن تجربه اون موزه ها رو پیدا کنند.

اما به واقع اینطور نیست

اینجاست که فرق مزه و موزّه مشخص میبو.
مزه همان طعم هست
اما
موزّه، طعم نیست.
موزّه یه حال هسه.
حالی که از اون طعم، در جان آدم میشو و در زمان و مکان و حالت و سن و شرایط جسمی و روحی خاصی اتفاق میکوئه اسمش موزّه یه .

مثلاً شما در حالت عادی یَگ لیوان عو میخورید و چیز خاصی نیه.
اما تصور کنین چله تابستان و آفتاب تموزی بیخ از گوران راه کوعید  به سمت اورازان زیارت و از تشنگی لب و جانتان خشک گرده
وقتی برسی ی ین اورازان مَچّدی پیش، آب زلال چهار چُشمه شمایی پیش دره و  مشتتان رو عو پر مینین و یه قشنگ مشت دلی عو نوش جان مینید.
اون مشت دلی عو آی شماییب موزّه مینه...!
 
معنی موزّه اینه.
اون حال و کیف رو میگوعن موزّه
وگرنه عِو که همان عِو هسه
در مثال بالا اگه ما بشیم جو بکاریم و نان درست کنیم، دقیقاً همان مزه را خواهد داشت اما هرگز اون موزّه رو نخواهد داشت.

خاطرم هست که وقتی ننه یی خانه، همه یالان جمع میگردی یِیم و نهار پلو با فیسینجان میخوردیم، مایی ننه میگوت:
این نهار آی مونیب موزّه کورد...!
حال آنکه در تنهایی شب های طویل پاییز و زمستان، شاید پِنجاه بار همان پلو فیسینجان رو بیدون یالان میخورد و نه تنها موزه نمیکورد، که به ضرب و زور، گَل دِ جیر میکورد.

در دوران بچه گی اگه یه پَر لواشک مینگتن آدومی دست، آی موزه میکورد اما الان دی همان موزه رو مینه؟

در نگاه وسیع تر: موزه در حقیقت دوران هست!
موزه دوران کودکی، موزه دوران نوجوانی، موزه دوران جوانی، موزه دوران میانسالی و پیری

هر دوره یه موزه یی مینه، خوب و بدش رو کار نُدارم

اون جو کولاس که شماییب اِچانی موزه میکور،د اون دورانی شین به.
اون فعالیت و جانکنشانی دوره بَ که گُسنه تان میکورد
اون ننه دبه که با دست نازنینش شمایی دست نان مینگت
اون نان اون دوندان جوانی یا نوجوانی بیخ میشی
اون تنوری و تشی دل د درمیومی
اون دوره تاریخ، اون موزّه ر میکورد

چند سال پیشان طالقانی شیر رو بخرسیم و مایه بزی یِیم و ماست کوردیم و کیسه .
هرچی قاشک بزی یم باخوردوم، بدی یم بیصحاب اون موزه ر نمینه
پس چبه عازات وقتی یال بی یم و انگوشتی همرا کیسه یی ماستانه ناخنک میزی یم اچانی موزّه میکورد؟؟؟.

بتم گِو کو همان گِو هسه!
خر نگردیه گو!
واش و اسبس دی همانه!
گِویی پستانه دی پروتز نکوردیون گو!
همانه!
پس این بیصحاب چب اون موزّه ر نمینه؟؟؟

بنشتوم عقل کار بزی یم و تفلسف کوردوم و بفهموسوم
بعلی
مزه و موزّه فرق مینه.

اگه شما دی از اون دسته افرادی هستید که حسرت اون مزه ها رو میخورید، بدانید که همین الان اگه همه اون چیانه یه گته ایزاری دل شمایی پیش بنگنون، نه تنها که اون موزه رو نمینه، بلکه نمیتانین باخورین و اَلَک مینین.

البته اولش یقدی موزه مینه، اون هم موزه یادآوری خاطرات هسته
مثه یه عطر قدیمی که شما رو به دوران جوانتر بودنتان میبره

خودمان دی نمیدانیم
ما حسرت مزه نداریم
ما حسرت اون موزه رو داریم
همون حاله
همون کیفه
اما اشتباه مینیم که اون کیف رو برابر با نان جو و ترشی ارشتاش مِینیم
موزّه یی که در حلقه آخر، حسرت از گذر عمر هست و جوانی و دوندانانی که بیخش اون مزه هان، موزه میکورد

آها عزیز جان... حسرت ما حسرت دوران است!


✍🏻 به قلم: حامد نجاری #گوران
🎤 با صدای: سیده مریم قادری #اورازان   دریافت کنید (دانلود)


https://t.me/TaleghaniDarji
موزّه های فراموش نشدنی خاطرات 👆🏻👆🏻👆🏻


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۸:۴۰
درجی طالقانی

داستان طنز: سونوگرافی

شنبه, ۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۳۶ ق.ظ

یال (بچه) که بیَم، ننه می گَننَه (مادر بزرگِ مادرم) مِریض گِردی و او ر بَبُردُن دوگتور.
مُن دی اوشانی همراه بیَم و مریضخانه ای میان بُشنوئوستُم (شنیدم) کو او ر باید سونوگرافی کنن! 🙄
از آنجایی کو مُن همیشک این واژه ر در مورد زنانِ باردار بشنوئوستی بیَم (شنیده بودم) فکر کُردُم کو کَب ننه (کربلایی ننه = اسم مادر بزرگِ مادرم) دی بارداره! 😌

حَلا گته آقا یا همان کَب ننه ای شوعر، بنده خدا، یه بیست سالی می گردی که به رحمت خدا بشی بَ ! 😮
امبا مُن خودمی پیش بگوتُم:
آخِی... کَب ننه دَره یال دار میگَرده... خُدا بِیدی او تک و تنهایه، او ر یه وَچه هادا تا تنها نباشه! ☺️

و چقدری دی خدا دِ تشکر کُردُم! 🤣🤣🤣

چند هفته بُگذشت و اعلام کُردُن کَب ننه خوب گردیه و سونوگرافی دی هیچی نشان هاندایَه!
همه خوشحال بیَن و مُن شوکّه!
اوشانی دست دِ ناراحت بیَم که چُبه از نبودن وَچه اینقدی خوشحالُن؟! 😡😠
حتی فکر میکردم که اوشان، یاله بیگناهه باکوشتین و تا مدتها به چُشم یه قاتل نگاشان میکردُم! 😒😏

اگه بدانین چقدر مدرسه ای میان، برای کَب ننه ای یال، بُرمه کُردُم 😬😱
اونقدی که وَچان و همکلاسیان میپرسین: چی گِردیه؟
مُن دی میگوتُم: ننه می گته ننه ای یال (بچه مادربزرگ مامانم) بمردیه! 😁😁
اون مشنگان دی های های مینی همرا گیریه میکُردُن و خلاصه بساطی داشتیم ما! 😂😂😂

چند ماهی از این قضیه بُگذشت که یگ روز رفیقم بگوت: آقام مریضه و باید بشوئه سونوگرافی!

مُن دیه این سونوگرافی آقایانه نمیتانستُم هضم کنُم چون مطمئن بیَم شایدی کَب ننه تو اون سِند و سال بتانه یال دار گرده! اما مطمئنی مردان نمیتانُن!
این بَ که بشی یَم ننه می وَر تا منیب توضیح هادیه قضیه چی به چیه!

ننه که توضیحاته هادا... مُن دیه آن آدُم سابق نگردیَم که نگردیَم 🙃🙃🙃
امبا خوبیش این بَ که لااقل از داغ کَب ننه ای یال خلاص گردیَم  😛😁😁

🍃🌷 شاد باشید 🌷🍃

◀️ نقل خاطره: بانو فاطمه
برگردان شده به طالقانی در گروه تولید محتوای درجی




۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۸:۳۶
درجی طالقانی

دو تا خیکچه پر از قورمه - دو چشُمان بى بَرمه
سه تا پیلک تمام روغُن - یکى از تو، یکى از مُن
سه تا پوستِ پر از پِندیر - یکیش شور و دوتاش سر تیر
یکى قُزغان، پراز جزک - یکى ظرف تمام لورک
یکى کوپا، فقط اسبس - سه تا اَمبام فقط گورَس
سه تا کِندیل پر از گندم - سه تا غَلبیل یکى هم کُم
چارتا کیسه جوِ مامان - دو تا هم مَرجوى دُروان
سه تاکیسه، تِلى دیمى - دوتا آبى یکیش دِیمى
یکى امبام، پر از بلغور - سه تا دبه فقط از لور
دو تا امبام از دارچین - یکى مخلوط، یکى نَرمین
یکى دیگر، زِ زنجافیل – خریدارى، زِ میکاییل
سه تا بَرکر، پر از سُنجه - چارتا بقچه، تو گنجه
دوتا کیسه پر از لَخچه - یکى اشکاف پر از بُخچه
سه کیلومتر فقط رشته - یه مقدارى نمکِ وشته
سه کیسه آرد از گندم - یکى نیمدانه هم چندم
چَن تا کولى دوتا دوخور - دوتا داس و دو تا چو بُر
یکى ورزای رویین تن – دو تا داهول چوبین تن
دو تا ماگو، آبس، قسّر – دو تا چارپا، زرد و احمر
چارتا کولى، همه ریقُن – دو تا بز، بلگوش و رِشکُن
یکى کره خر، یک مادیان – دو تا پالان دوخت ناریان
یکى دار و جت و بلکى - دوتا پت، المبه، یک الکى
گوله پر،بُز مو تا، ریسمان – تندور و انبر و دیزیندان
سه تاکیشه تفنگ ِ قُرمُز - یکى اوسار، اِى بى اِس تُرمز
یه فانوس،علاالدین، یک لَمپا - سه تا کربیت و فندک سر پا
دو تا داس و دمرغول هم سوه سنگ - یکى فوته حوله، سه تا لُنگ
چارتا کوزه، دوتا تول و یکى گنگ - پنچ تا بادیه، دو تا لیوان، یکى تنگ
دو تا مجمع، یه آفتابه، یه اَفتو – لبالب پرزِ آب جوب، مُفت اُو
یه گونى پر ز قند و آبّ نبات - یه کیسه چایی و یه کم دواجات
سه تا لیست دِگر مامور نوشته – مفصل، جزء به جزء، با زور نوشته
به تفکیک بسته های غذایى – یدکى، باغبانی و کذایى
اینا رو لیست کُردین، هاداین اوقاف - بازم دنباله داره، اوف و ای واف
براى یک شب دیگر یه روزى - اگر عمرى دهد مشدى سیروسى

◀️ ارسالی از شاعر: آقای سیروس علوی نیا #خودکاوند


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۰:۱۶
درجی طالقانی

برف بی هنگام، دادِ شاعران طالقان را در آورده

پنجشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۳:۰۲ ب.ظ

برف بهاری

آمدی جانُت دَر آیه پس چبه حالا چرا             این همه وَلگ و شکوفه آمده بالا چرا

در زمستان خو دِبیی با اینهمه کوه و کمر         چونکه بیداره درختان کردیشون دولا چرا

من که در یادم دِنی وَهمن بیا فصل بُهار         این همه سرما و بوران دی بیا والا چرا

دور گردون گِرد گردی عقلشه از دست بُدا        در بهارش دی زمستان گردیه برپا چرا

شعر از: فرهنگ باریکانی (صالح)

28 فروردین 1397



عکس از خانم ریحانه

 

آنون قدیمان مردمانی وضع مثل  مردم  بیه                 کی ایجوری مردمی، مردمی میان  گم  بیه

ورف دی خودیشبه وقت زمانی داشت خوب                 کی زمستان به بهار و بهار میزی ماره چوب

زمین سبز گیردیه او داران شکوفه کردن تمام               ورف بیامه او همه را کرد یسره مایبه حرام

کیه  ما بدین  او این  دلی  درده   بگوتن                   آونانی که عاقل بین  هر چی داشتن بروتن

همه درشین این خرابده بشین شهری میان                  اونان  که  بماندین  همیشه  دارن  الامان

جمع گیردین بیشیم خدای ور مثل کچل قدیم              یا زمان کن مثل قدیم  یا بگو مادی در بشیم

شکوفه دار باغانی میان شورک والک کوهی پی             این زمان ورف کی بدیه این همه سال گیردیه طی

شعر از: بنیامین ابراهیمی طالقانی
5 اردیبهشت 1397



عکس از آقای محمد غرقی

شعرها در کانال طالقانی ها منتشر شده اند.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۵:۰۲
درجی طالقانی

لُور

پنجشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۵۱ ق.ظ

لُور یا لورک، پنیری است که با حرارت دادن آب‌ پنیر و انعقاد پروتئین‌های آن تولید می‌شود. برای تهیه لور به آب ‌پنیر، مایه پنیر زده و سپس آب آن را نیز خارج می‌کنند.

معمولاً اگر شیر گوسفند یا گاو، جوشانده شود، مایعی سفیدرنگ مانند پنیر به دست می‌آید که آن را لور گویند. حرارت استفاده شده باید تند باشد که آب زود جوش بیاید و ته نگیرد، و به محض جوش آمدن مقداری آب سرد در آن می‌ریزیم تا کل لور موجود در آب پنیر به دست بیاید و از بین نرود.

پنیر لور یک پنیر کم نمک و کم چربی است که به خاطر بالا بودن میزان اسیدهای آمینه ضروری درآن، از نظر ارزش تغذیه‌ای منحصر به فرد است.

لور، کم کالری بوده و چربی آن از خامه و سرشیر بسیار کمتر است، لذا می‌تواند جایگزین این محصولات شود و افرادی که از چربی پرهیزی دارند می‌توانند آن را به جای فراورده‌های چرب شیر مصرف نمایند.

لور سرشار از پروتئین و کلسیم است و به همین دلیل مصرف آن می‌تواند تا مدت‌ها شما را سیر نگه دارد. اگر پنیر لور را با میوه‌های تازه فصل ترکیب کنید، یک غذای بسیار مغذی و پرانرژی برای وعده صبحانه‌تان خواهید داشت.

پنیر لور یک پنیر ارزان است و در دسرها و شیرینی نیز استفاده می‌شود. لور حاوی مقدار زیادی مواد مغذی مانند لاکتوز، چربی و پروتئین‌های محلول در آب پنیر بوده و به دلیل حضور مقادیر قابل ملاحظه‌ای از پروتئینها، یک ماده مغذی و سهل الهضم است. همچنین وجود مقادیر زیادی از اسیدهای آمینه ترئونین، والین، لوسین، ایزولوسین و سیستئین، آن را از نظر ترکیب با آلبومین تخم مرغ قابل مقایسه می‌نماید.

طالقانیان از دیرباز به تولید و مصرف لور علاقه داشته و این محصول، یکی از اقلام مهم در سبد غذایی آنها می باشد.

متن برگرفته از دانشنامه آزاد (ویکی پدیا)
📸 عکس: مسلم گرشاسبی #کش طالقان


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۸:۵۱
درجی طالقانی

ننه پَر

چهارشنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۲:۵۱ ب.ظ

وختی قُلاچ پر وازیی میان
قُلاچی جا بُگوتم:
 نَنُم پر
بخندِستی و بگوتی:
مُن کو پر نُدارم!!!

پارسال همین وختان بَ که بِفهمییَم، تو دی پر داشتی...
وختی که بِشِیی بهار بَ و از آن روز که بِشِیی بهار دی مایی بَن بِشَه.

دَنَبن هایی هسه که هیچ دِبِیَن هایی جبرانشان نِمینِه و
آدم هایی هستُن که هرگز تکرار نمی گردُن و تو اِچین بِیی ننه جان

🌷🌷🌷❤️❤️❤️🌸🌸🌸

 یک سال از عروج آسمانیت گذشت و چه غریبانه گذشت بی تو(ننه گلی)

 1397/2/5سالروز عروج آسمانی توست.
برایت مادرعزیز، ازخداوند بزرگ رحمت و مغفرت
و برای پدرعزیزم و برادر و خواهران گرامی صبر و بردباری مسألت دارم.
روحت شاد و یادت گرامی 🌷

به همین مناسبت مجلس یادبودی در روز پنجشنبه مورخ 97/2/6 از ساعت 16:30 الی 18 درمسجد روستای سنگبان برگذارمی شود.
حضور سروران عزیز، باعث شادی روح آن مرحومه و تسلای خاطر ما بازماندگانش خواهد بود.

✍🏻 سید مجید سید علیخانی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۲:۵۱
درجی طالقانی

نمیرستان

چهارشنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۲:۴۶ ب.ظ
📌 نقلُک قدیمی: نَمـیرستـان

یکی بَه یکی دَنبَه، یکی از دهاتانی میان، یه پیرزنُک زندگی میکُرد به نام گُلنساء
گلنسائی یالان، همه در وچگی تلف گردی بیَن.
آقا ننه اش دی جوانی بمردی بیَن.
گلنساء یتیمی بزرگ گِردی بَه و هیچ خواخور یا بِراری نُداشت.
همینی واستان، خیلی از مُردن میترسی.

یه شو که همه خوتّی بیَن و گلنساء از ترس بمردن بیدار بَ
یه کولی دوره گرد بیامی پنجره ای پشت و شروع کُرد به خواندن:

آهای اونی که هستی ترسان لرزان
بیو ببرمت مُن به نمیرستان
آنجه اصلنی مردنی دِنی
تا آخر دنیا زندگی مینی
آی نمیرستان، باغ و گلستان، مُن دروم میام...
کی میا همرام؟

گلنساء ترسش د جُرأت نکرد پایسته بِینه کیه این کولی
ولی تا اِلاهِ صُحب پَرپَر بِزی و خوش نبُرد

صبح به شووَرُش که خیلی اویی خاطره میخواست، بگوت که: منیب نمیرستانه پیدا کن
مُن میخوام بشُم اونجه زندگی کنم، تا نه تو بمیری و نه خودُم

بیچاره مردُک دی بگوت: خا... زُنُکِ قشنگُم تو همینجه بُمان، مُن میشُم سفر
اَندی این دنیایی میان می گردُم تا تیب نمیرستانه پیدا کُنُم...

خلاصه مَردا بَش سفر
هِی این شهر، هِی آن شهر
این آبادی، آن آبادی
این روستا، آن روستا
هرجا بَش مردم دِ سراغ نمیرستانه میگیت
اما هیشکی بلد نَبه...

تا اینکه یکی او ر بگوت: نمیرستان پشت این گَته کوهه.. تا بحالی دی هیشکی نُتانسته اون دِ جَر شوئه و به نمیرستانه بَرسه

مردا بگوت: اما مُن میشُم
خلاصه با هزار ضرب و زور، مردا به نمیرستان بَرسی.

بِیدی بَه بَه... عجب خُجیره جا هسته...
یه جایی شبیه همین خودمانی طالقان.
مردمش دی همه خوش بَر و رو و جوان
خانه هاشان تمیز و آبادان
هیچ قبرستانی دی آنجه دِنی... چون اونجه نمیرستانه...

مَردا چن روزی مهمان نمیرستانیان بَه و بعدش وگردی خودشانی ولایت، تا گلنساء ر دی همراش بَبُره.

تا مَردا به روستاهاش برسی، بِیدی ای دل غافل... خانه شان خُراب گردیه
هرچی دی گلنساء ر صدا کُرد، هیشکی جواب هاندا
تا بالاخره زُن همسایه بگوت:
مَشدی، گلنساء پارسال زُمُستان مِریض گردی و بَمُرد!
ما دی هرچی وَره و بز و مال داشتی، بپتیم و باخوردیم...
گلنساء ر دی تنورستانی میان بنگتیم تا تو بیای و دفنش کنی!

مردا تا اینه ر بشنوئوست، بِزی سرشی میان و با آه و ناله و بُرمه شروع کُرد به خواندن این آواز محزون:

گلنساء جانُم گلنساء جان
مُن بیومیَم از نمیرستان
تا تو ر بَرُم مُن آنجه
اما تو دنیِی عزیزِ جان
مایی خانه گردی خُرابه
باخوتی تو میان تنورستان

و آنقدری اونجه ناله کُرد که مرگش سرآمه و اهالی روستا، جفتشانه در قبرستان دِه خاک کُردُن...


خلاصه که از آن به بعد هیشکی نُتانست نمیرستانه پیدا کنه
و همگی به این زندگی که آخرش به قبرستان منتهی می گرده، رضا دادند.


برگرفته از یک افسانه قدیمی
✍ نوشته: سیده مریم قادری #اورازان

https://t.me/TaleghaniDarji



۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۲:۴۶
درجی طالقانی

آلبوم عکسهای اردیبهشت ماه 97

چهارشنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۵۳ ق.ظ

ناگهان بیا مثل برف در بهار
لذتم ببخش از گذشت روزگار



عزیزِ طالقان، برگرد و برگرد         یارِ شیرین زبان، برگرد و برگرد
از این بالا نیا کشته شوی تو         هزاران حیف جوان، برگرد و برگرد
#عزیزونگار



من
زِ تبارِ گَوَنم
پایْ بَست
لطف نما حضرتِ بارانِ من...♡
✍🏻 فرشید فلاحی    📸 مهدی ویسانیان



غوغای شکوفای سرمست از بهار
همین چند روز پیشها...
حالا در چه حالیند این
    «دارانِ نوچه کُرده» ؟؟!!
📸 عکس: محمد آقابراری #وشته



ای دل، به کوی او ز که پرسمٖ که یار کو
در باغ پر شکوفه، که پرسد بهار کو
#هوشنگ_ابتهاج   عکس: آقای علی رازانی  روستای #کرود طالقان



ای صبا گر بگذری
بر ڪوی مهرافشانِ دوست
یار ما را گو سلامی
دل همیشه یادِ اوست

سلام صبحتان به عافیت و شادی 😊🌷



دلخوشم با نفسی
حبه قندی
چایی
صحبت اهل دلی
فارغ از همهمه‌ ی دنیایی
دل‌ خوشی‌ ها کم نیست
دیده‌ ها نابیناست...🌼🍃

#سهراب‌_سپهری 📸 عکس: عادله هدایتی



بازم شِو گردی
قراره دوواره سَرِمانه بندییِم
مُتَکای سر
همون متکایی که هر شِو مارَ یه جا میبرَه
ایمشو کجه ببرَه خدامیدانه
شاید همونی وَر که خیلی دوسش داریم

همتانی شو خوش، خجیرخو بینین


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۸:۵۳
درجی طالقانی