درجی: دریچه ای رو به فرهنگ، زبان، مردم و خاک طالقان

درجی، به طالقانی یعنی: دریچه سقفی خانه های قدیمی که رو به نور و هوای تازه باز میشد و نقش پررنگی در معماری، فرهنگ، افسانه ها و مراسمهای طالقانی دارد.

درجی: دریچه ای رو به فرهنگ، زبان، مردم و خاک طالقان

درجی، به طالقانی یعنی: دریچه سقفی خانه های قدیمی که رو به نور و هوای تازه باز میشد و نقش پررنگی در معماری، فرهنگ، افسانه ها و مراسمهای طالقانی دارد.

درجی: دریچه ای رو به فرهنگ، زبان، مردم و خاک طالقان

دوست عزیز سلام

طالقان، ولایتی اصیل و ریشه دار، با مردمانی نجیب و آرام و فرهیخته و فرهنگی غنی و ناب و بی بدیل است.
از نظر جغرافیایی، طالقان را نگین رشته کوه های البرز می دانند. دیاری محصور در کوههای جنوبی مازندران و گیلان، همسایه با کرج و الموتِ قزوین. با فاصله 166 کیلومتری از تهرانِ پایتخت.

این دیار، 86 پارچه آبادی دارد که برخی از روستاهای آن، به دلایل فرهنگی (روستای اورازان - زادگاه جلال آل احمد که کتابی هم به همین نام دارد) سیاسی مذهبی (روستای گلیرد - زادگاه آیت الله طالقانی، جاذبه های توریستی (روستای کرکبود - آبشار کرکبود و روستاهای حاشیه سد طالقان) و دلایل دیگر، آوازه ای جهانی دارند.
همچنین یکی از مرموزترین روستاهای ایران که به "ایستا" معروف است و در خود طالقان به "ترک آباد" شهرت دارد، در آن واقع شده است.

ناحیه طالقان، زیستگاه حیات وحش وگونه‌های متنوع گیاهی است که واجد ارزشهای تفرجگاهی هستند.
طالقان به غیر از آثار ارزشمند طبیعی که درخود جای داده‌است، اماکن زیارتی و تاریخی ارزشمندی نیز دارد که بر جاذبه‌های آن می‌افزایند.

زبان مردم طالقان از ریشه های فارسی - تاتی است. ما در اینجا گرد هم جمع شده ایم تا طالقان خود را بهتر شناخته و در جهت احیای فرهنگ و زبان خود گام برداریم.

تمام تلاش و همت ما بر این است که زبان و فرهنگ و خاک طالقان عزیزمان، از هر گزند و آسیب، محفوظ بماند.

خُجیره هم زبانان، البرزیانِ نازنین، شمایی قدم مایی چُشمی سر.
به خودمانی زبان گپ بَزنیم تا ماندگار بُمانه.


برای ارتباط با ما
از طریق ایمیل به آدرس taleghanidarji@gmail.com مکاتبه کنید.

طبقه بندی موضوعی

۹۲ مطلب در آذر ۱۳۹۵ ثبت شده است

صبح بخیر آخرین روز پاییز

سه شنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۵، ۰۳:۲۷ ب.ظ

خزان، معرکه گیر الوان بود و حضرت دوست مهر و آبان و آذر را چنان هنرمند آفرید که با الوان گونه گون، مانی وار ارژنگ طبیعت را به هزاران رنگ جادویی درآورند.اما فصل سوم از چهار فصل کتاب سال در شرف پایان است.
در این واپسین روز پاییز، قمریان عاشق قمر میخوانند و کرشمه های طبیعت با نوای دلنواز خش خش برگهای جدا شده از درخت به رقص آمده اند.

 پلک پاییز دوباره پرید و خبر از آمدن مهمان داشت، میهمانی پاک و یک رنگ که سپیدی را جایگزین هزار رنگ دره طالقان نمود و با ناز و نیاز نعمات دادار متعال را بر زمین تشنه و داغ ارزانی  داشت. یک رنگ و سپید و پاک، با زمهریر لذت بخش خود آخرین فصل سال را آغاز خواهد کرد و باز پلیدی ها و پلشتی های زمین را با سپیدی برف پاک خواهد کرد و پر صلابت به انتظار آغازی دگر خواهد نشست.

متن: امید .م_مهران
صوت: بانو سارا شیرجی_مرجان

دریافت فایل صوتی

عکس: اصغر ادیبی_دیزان


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۵ ، ۱۵:۲۷
درجی طالقانی

خداحافظ ای پاییز

سه شنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۵، ۰۱:۴۱ ب.ظ

بوی یلدا را میشنوی؟
انتهای خیابان آذر...   باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان
قراری طولانی به بلندای یک شب
شب عشق بازی برف و برگ

پاییز چمدان به دست ایستاده
عزم رفتن دارد
آسمان بغض میکند، می بارد... می بارد...

خدا هم می داند عروس فصل هایش، چقدر دوست داشتنی است
دقیقه ای... دقیقه ای بیشتر مهلت ماندن می دهد.

پاییز آخرین نگاه بارانیش را به درختان عریان می دوزد
دستی تکان می دهد
قدمی بر می دارد سنگین و سرد

کاسه ای آب می ریزم
پشت پای پائیز
و تمام می شود..!

پائیز ای آبستن روزهای عاشقی
رفتنت بخیر سفرت بی خطر
رفتنت بخیر  سفرت بی خطر
خدا حافظ... خداحافظ...!

◀️ ارسال متن از: بانو مینا صائمیان، شهرک
🎤 خواندن متن با صدای: بانو مصی مهرانی، مهران

   دریافت فایل صوتی

عکس از: آقای ابوالفضل یزدانی، خسبان


TaleghaniDarji
🍁__________::::__________♡
تهیه شده در گروه تولید محتوای درجی



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۵ ، ۱۳:۴۱
درجی طالقانی

میلاد پیامبر اکرم

شنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۵، ۰۱:۴۸ ب.ظ


اسمش را پدربزرگش انتخاب کرد. آن قدر خوشحال بود که سر از پا نمی شناخت.  برایش جشن بزرگی به پا کرد. وقتی مردم می پرسیدند: "عبدالمطلب!چرا محمد؟ 
 می گفت:"اسمش را محمد گذاشتم تا در دنیا و آخرت ستوده باشد..

ولادت فخر عالمیان سرور

 کائنات حضرت ختمی مرتبت

 محمد مصطفی آقا رسول الله

 رحمت العالمین پیامبر رحمت و مهربانی و آقا امام جعفر صادق (ع)
 بر همه
 مسلمین جهان و دوستداران حضرتش فرخنده باد.

ارسالی: علی اصغر یزدانی_شهر مقدس قم


🔺

"به یاد آورید که شما پیش از اسلام با یکدیگر دشمن بودید. پس خداوند میان دل های شما الفت برقرار کرد."
(سوره آل عمران آیه 103)

یکی از زیباترین و والاترین واژه ها، واژه وحدت و برادری است. برادری و وحدتی که پیامبر رحمت، در استمرار رسالت دیگر انبیای عظام، برای جوامع بشری به ارمغان آورد. پیامبر اکرم -صلی الله علیه و آله و سلم- مهاجرین و انصار را به میثاق اخوت و عقد برادری فرا خواند و بدین سان گل بانگ وحدت، برای نخستین بار در فضای مدینه طنین افکند و دل و جان قرون و اعصار را نوازش داد و عطر دل انگیز آن مسلمانان را مدهوش خویش ساخت.
سنگ زیرین بنای اتحاد و همبستگی اسلامی نهاده شد و ارزش های متعالی اسلامی و برادری و اتحاد، جانشین ارزش های پوچ و خیالی جاهلی شد.
آری پیامبر اسلام -صلی الله علیه و آله و سلم- با استناد به آیات قرآن، جوامع اسلامی رابه اعتصام به حبل متین الهی و پرهیز از تفرقه و تشکیل امت واحده در سایه عبودیت اللّه، دعوت کرد.
مسلمانان نیز در پرتو عمل به این دعوت و حرکت در طریق وحدت، متحد شدند و بر دشمنان چیره شدند و دیری نپایید که شاهد فتح و پیروزی را در آغوش کشیدند.


"همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید."
(آل عمران ، آیه ۱۰۳)

وحدت اسلامی
وحدت مسلمانان، چتری است از رحمت خداوند بر سر امت اسلام که زُداینده کینه ها و کدورت ها و خودخواهی ها و موجب صفای قلوب است. وحدت اسلامی که معمار آن پیامبر گرامی اسلام می باشند، یکی از عوامل مهم پیشرفت ها و پیروزی های پی درپی اسلام بوده است.

علت نامگذاری هفته وحدت
فاصله میان ۱۲ ربیع الأول که سالکَرد ولادت بیامبر اکرم (ص) بنا بر روایات أهل سنت است تا ۱۷ ربیع الأول که تاریخ ولادت رسول الله محمد صلى الله علیه و آله بنا بر روایات موجود در شیعه است، برای حفظ وحدت میان شیعیان و اهل سنت از سوی امام خمینی ره ، به عنوان «هفته وحدت» نامگذاری شده است.

درود خدا بر پیامبر رحمت، محمد مصطفی که نفاق ها و چندرنگی ها را به وحدت و یکرنگی رساند و دشمنی های دیرین را به برادری اسلامی تبدیل کرد.
گرامی باد هفته وحدت که در آن، میثاق ها استوار می شود، دست ها و بازوها در هم می تند و چهره ها بر یکدیگر لبخند پیروزی و محبت می زند.

پیامبراکرم: وحدت مایه رحمت ، و تفرقه موجب عذاب است.
مبارک باد میلاد ختم المرسلین و امام صادق (ع) بر همدیاران طالقانی...
 
التماس دعا


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۹۵ ، ۱۳:۴۸
درجی طالقانی

کورُکی دُوکّان

پنجشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۵، ۰۱:۰۵ ب.ظ

.
📋 اصطلاحات طالقانی

میدانین ''کورکی دکان'' کنایه از چیست؟

● سیده مریم قادری:
کنایه از جای شلوغ و درهم برهم
معنای لفظیش: دکان آدم کور
که همه چیو گذاشته دم دستش و نظم و ترتیب نداره

● فرشید فلاحی:
همان بازار شام میبُو

● سیدمجید سیدعلیخانی:
کنایه از ریخته و به هم پاشیدگی یه جا و مکانی کوچک است. که ماطالقانیان وقتی با آن مواجه می شویم به کار میبریم. چون انسان نابینا معمولاً خودش هر چیزی را که هرجا همینگنه، خودش میدانه کجه دَره!

TaleghaniDarji
⚜__________:::__________☆
تهیه شده در گروه تولید محتوای درجی



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۵ ، ۱۳:۰۵
درجی طالقانی

شیلان کشی (شیرلان کشی)

پنجشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۵، ۰۱:۰۳ ب.ظ

رسم فراموش شده: 🍲 شیلان کشی
👨‍👩‍👧‍👦👨‍👩‍👦‍👦👩‍👩‍👧‍👦👨‍👩‍👧👪

◀️ متن طالقانی: سیده مریم قادری، اورازان
⏪ ارسال متن فارسی: آقای باقری، دینه رود الموت


🔻متن طالقانی:
آقای باقری، ماییب یه مطلب برسانده به اُسم: شیلان کشی
ایشان از اهالی دینه رود الموته و همانطور که می دانید، الموت، همسایه طالقانه و علاوه بر نزدیکی جغرافیایی، از نظر فرهنگ و آداب و رسوم دی با طالقان قرابت داره.
ایسه بِینیم این شیلان کشی چی هسته؟

شیلان از ترکیب سُ تا کلمه: شیر و لان و کشی درست گردیه. شیر که همان مالانی شیر میبو، لان دی همان خانه و به عبارتی اهالی خانه و کشی دی یه کاری ر دسته جمع انجام بُدایَن، معنی میگرده. پس این شیلان کشی، میبو: دسته جمعی شیر باخوردُنِ خانواده هان!

آن قدیمان، در دینه رود، رسم بَ که آخُران اردیبهشت ماه، کدخدا و بزرگ ده میامی اعلام میکُرد فردا شیلان کشی داریم. آن وَخت مردم از صبح زود پا میستان و یه کَمکی برنج ومیگیتُن و میامیَن تا امامزاده. آنجه دور هم یه گته قزان بار میکُردُن و آشی میپتن به نام: شیرآش. (گمانُم شبیه خودمانی شیربرنج باشه.)
بعد آشه میخوردُن و زیارت میکُردُن و تا اَفتو غروب گَرده، دور همی خوش بیَن و خداشانه شُکر میگوتُن.

ایسه الآنان که این بیصحابه مدرنیته بیامیه و اهالی روستا کوچ کُردین شهرانی میان، این مراسم نزدیک بیست ساله کو برگزار نمیبو.

ولی عزیزجان
تو گذشتگانی قشنگه رسمانه زنده بُدار 🌻🌱🌷




🔻 متن ارسالی:
یکی از مراسم های محلی روستای دینه رود (از توابع بخش رودبار الموت شهرستان قزوین) که امروزی فقط یادی از آن می شود، شیلان کشی است.
در گویش مردمان دینه رود، شیلان کشی از ترکیب شیر، لان و کشی درست شده است.
منظور از شیر: همان شیر گوسفندان
لان: یعنی خانه و خانواده
کشی: به معنای دستجمعی کاری انجام دادن است.
پس شیلان کشی را این گونه می توان معنا نمود:  «شیری که خانواده ها دست جمعی میخوردند»
در رسومات مردمان قدیم دینه رود، این روز، روز شادکامی اهالی و روز همدلی و همچنین شکرگزاری از نعمتهای خداوند بوده است.
شیلان کشی، در پایان اردیبهشت ماه، هر سال انجام می شده و بدین شکل بود که کدخدا یا بزرگ محل، به همه اهای اعلام می کرد که فردا، روز شیلان کشی است و اهالیِ ده، صبح زود، هر خانوار با کاسه ای از برنج خام، در دست، درکنار گذرگاه یا امام زاده که روبروی ده واقع شده، جمع می شدند.
پس از زیارت و مراسم آیینی و دوشیدن گوسفندان، آشی را دستجمعی طبخ کرده که از برنج و شیر درست می شد و «شیرآش» نام داشت و با یکدیگر میل می نمودند و تاغروب، شادی کرده و شکرگزار خداوند بودند.
این مراسم، بیش از بیست سال است که  به دلیل کوچ اهالی و استیلای عصر مدرنیته و دلایل دیگر، انجام نمی شود.

رسومات گذشتگان را پاس بداریم 🌻🌺☘


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۵ ، ۱۳:۰۳
درجی طالقانی

مثل شماره 39

پنجشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۵۷ ب.ظ

📌  اسبه هَده، خَر هگیتی.   از خوشحالی پَر هَگیتی


یعنی اسب رو داده، خر گرفته و از خوشحالی هم پر گرفته، مربوط میشه به اینکه کسی معامله ای میکنه و در اون معامله ضرر و زیان هم میبینه ولی چون متوجه نیست خیلی هم خوشحاله.
معادل فارسی: اسبشو داده خر گرفته، از خوشحالی پر گرفته

با سپاس از آقای علی صفاری - زیدشت




با درجی، طالقانی گپ بَزنیم.

Telegram.me/taleghanidarji


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۵ ، ۱۲:۵۷
درجی طالقانی

آبدنگ و آسیاب

پنجشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۵۶ ب.ظ

در گذشته، یکی از کار ابزارهای مورد نیاز، آبدنگ هایی بود که توسط آن، برنج، اَرْزَن و گندم را پوست می کندند و می کوبیدند. از آنجایی که این دستگاه، با نیروی آب حرکت می کرد، می باید در کنار رودخانه کار گذاشته می شدکه اهالی روستاهای دور نیز برای تهیه آرد از این آسیاب ها استفاده می کردند.

گاهی یک شغل، به ‌دلیل انحصاری بودن یا استفاده از وسیله‌ای که همه به آن نیاز دارند، می‌تواند یک جایگاه مهم و کاربردی برای دارنده آن ایجاد کند. مثلاً در یک روستا کسی که «آبدنگ» یا آسیاب آبی که برای پوست کندن و سفید کردن برنج است، داشته، به‌دلیل انحصاری بودن و نیاز همه افراد به آن، ارباب یا خان منطقه می‌ شده است و همه به دلیل نیازشان، به او، وابسته می‌شده‌اند و اصولاً این وسایل مهم، همواره در تملک اشخاص بانفوذ قرار می‌گرفته است.

این آسیاب ها، بر اساس اصول سنتی، توسط نجارها و استادکارهای ماهر آهنگر ساخته می شد و در مسیر رودخانه ها نصب شده و به کار گرفته می شد. آب به پره های چوبی و یا فلزی برخورد نموده و به کمک یک شافت (محور) نیرو به سنگ آسیاب منتقل می شد.
گندم ها و موادی نظیر جو، برنج و غیره نیز در قسمتی از سنگ که دارای سوراخ بود، ریخته می شد و از زیر سنگ به صورت آرد شده با سبوس بیرون می آمد.

آسیابان نیز معمولاً مردی میانسال و عادل بود و همه مردم، به عدالت او جهت تقسیم کارمزد و سهم مشتری از آرد، ایمان داشتند. چنین فردی مسئولیت آرد کردن گندم ها را به عهده می گرفت.
از مناطقی که از این نوع آسیاب ها وجود داشت، می توان روستای آبدنگسر دهستان لات لیل را نام برد.



📌 کلمات و اصطلاحات طالقانی مرتبط:

آسیو سَرُک (assi yow sa  rok) = سر آسیاب (ک انتهایی به جهت علامت تحبیب، تصغیر و الفت آمده است.)

آسیوو و آسیوو وان: آسیاب و آسیابان (قدیمان هر دهی یه آسیوو داشت یه آسیوو وان) مثلاً گته ده دو تا آسیاب داشته که کنار هم بود. یکی متعلق به طایفه «کیان» و دیگری متعلق به طایفه «بگان» و مزرعه آسیوسرک، پشت این دو آسیاب قرار داشت.

آبدنگ: از تبدیل حرکت دورانی یک چرخ که توسط نیروی آب به حرکت در می آمد، به حرکت عمودی، جهت پایین و بالا بردن یک چوب بزرگ و کوبیدن آن روی گندم، جهت تهیه بلغور هست. به عبارت دیگر، آسیاب آبی را آبدنگ و آسیاب پایی، را پادنگ می گفتند. (آسیاب یا با نیروی آب حرکت می کرد یا با نیروی انسان و حیوانات اهلی نظیر خر و قاطر)
در صحرای کولج، تقریباً هم مرز با شهرک، یک آبدنگ قدیمی بود و آنجا به آبدنگ سران مشهور است.

اهرُک و اهرُک کشی: آسیاب دستی خانه را اهرُک می گفتند که معمولاً جهت تهیه بلغور از آن استفاده می شد.

سایر کلمات و اصطلاحات: اجین زدن و دست چال.
اجین ندارت اهرُکت، بلغور کن، شلغور کن!

آسیووسروک سنگه سروک کیپ: از آنجا که وقتی وارد آسیوو میشدی، باید دهانت را می بستی تا آسم و دل تپش نگیری و جلوی دهانت را کیپ میکردی. یعنی سنگ رویین سخن بگوید که سخنش آرد تحویل می دهد! و لطفأ بقیه ساکت. زبان بریده به کنجی نشسته صم بکم....

در ادبیات فولکوریک، ترانه ها و حکایات جالبی از نامزه وازی سر آسیاب (سرآسیوو.....این دنگی سر اون دنگی سر رعنا) و نیز شبهای اَهرُک کشی نقل شده است.

🙏 با سپاس از آقایان علی صفاری زیدشتی، آریوبرزن کیان، فضل اله دُری و سایر عزیزانی که در تهیه این مطلب ما را یاری نمودند.

TaleghaniDarji
⚜__________:::__________☆
تهیه شده در گروه تولید محتوای درجی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۵ ، ۱۲:۵۶
درجی طالقانی

شعر ساغر شکسته

پنجشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۵۴ ب.ظ

📚 شعر

شکسته ساغری، مانده از آن ساقی و میخانه
جوانی رفت و عمر ما نشد حاصل جز افسانه

به افسونی چو افسانه نشستم کنج میخانه
که شاید ساغری گیرم از آن ساقی جانانه

حریفان رند و  رندانه ،گرفتند جام و پیمانه
من اما تشنه لب، عمری، نشستم کنج میخانه

حریفان مست و دیوانه، کشیدند بانگ مستانه
شکستند ساغرِ ساقی، سبو و جام و پیمانه

بشد میخانه ویرانه، شد آن ساقی چو دیوانه
شکسته ساغری مانده از آن ساقی و میخانه!!

الا ساقی دیوانه، درآ از کنج ویرانه
جوانی می کن و مستی، دراین دنیای دیوانه

خُنُک آن مست و دیوانه که رفتش خرقه و خانه
نماندش در سر اما جز، جنون و عشق و افسانه

✍ شعر از: آقای فرشاد فلاحی - کولج 



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۵ ، ۱۲:۵۴
درجی طالقانی

عزیز و نگار چشم انتظار

پنجشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۴۹ ب.ظ



عزیزِ طالقان جانم، تی قربان ♡~♡ نگاری پی نُشو کوهان به کوهان
نگارجانت بَنیشتی دار سایه ♡~♡ می کشه گل و بوته او به سوهان

خوشا سوهان وآب خوشگوارش ♡~♡ همان، البرزکوهِ با وقارش
درخت بید لرزان سایه افکن ♡~♡ نشسته حوریان اندرکنارش

نوای بلبلان با مرغِ شب خوان ♡~♡ به گوش دل رسد ازآن چنارش
الهوچال چاله و آلاله بسیار ♡~♡ فرح افزا بُوَد بوی بهارش

فرخ نو بنگر و هفت چشمه آبش ♡~♡ نمی یابی تو مثلی در جوارش
چشمه حیدر بنوش آبی گوارا ♡~♡ بسان کوثر است آن آبشارش

مسلمانان رسیدم دانخانی ♡~♡ یادم آمد عزیز با آن نگارش
نگارچشمه نشین در مالیخانی ♡~♡ سنگ سامان نهاد از بهرِ یارش

چله مارخانه و بلغور سوویش ♡~♡ بود در خاطرات میادگارش
عزیزا کت بزن برعمر رفته ♡~♡ دمی خوش باش با شیر و شکارش

هوای آب خوش با نغمه ی حور ♡~♡ جوانان وطن در انتظارش
ز صنعا صالحی گوید به آوا ♡~♡ نموده میل سوهان بیقرارش

✍ شعر: طالقانی سرود ص 54- محمد علی صالحی
◀️ ارسال شعر (و خواندن آن) از خانم بهناز علیمحمدی - شهراسر
دریافت فایل صوتی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۵ ، ۱۲:۴۹
درجی طالقانی

غنی فقیر

پنجشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۴۵ ب.ظ

در همسایگی ما
خانه ی مرد دارا
همیشه جشن و شادی
همیشه شور و گرما
چه سور و ساتهاست برپا

کمی آنطرف تر
خانه ی مرد فقیر
همیشه سرد و غمگین
همیشه  درد و سرما
و کودکان مرد فقیر
از پشت پنجره های حسرت
با تماشای سفره ی مرد دارا
ب خواب غذا می روند...‌
                🍁🍁🍁🍁🍁
گاهی .....
خاطرات بعضی ها
آرزوی دیگران میشود

نوشته: صادق_بابکان



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۵ ، ۱۲:۴۵
درجی طالقانی