محرم 1396 در اورازانِ طالقان
آستان مقدس امامزادگان (سید علاءالدین و سیدشرف الدین) اورازان🔻

عَلَم کشی و حرکت دسته عزاداری عاشورا در کوچه های اورازان🔻





اجرای تعزیه در مسجد سادات اورازان🔻


با سپاس از کانون فرهنگی اورازان
آستان مقدس امامزادگان (سید علاءالدین و سیدشرف الدین) اورازان🔻

عَلَم کشی و حرکت دسته عزاداری عاشورا در کوچه های اورازان🔻





اجرای تعزیه در مسجد سادات اورازان🔻


با سپاس از کانون فرهنگی اورازان


داستان: پیرمردی دار بُکاشتُن
با صدای استاد فرشید فلاحی
اصطلاحات:
کان
بَکَندُون
جوز دار
کاسه لیس
پابراز

سُر یا تال که در فارسی به آن تاپاله می گویند، از فضولات حیوانات اهلی درست می شود تا برای سوخت به مصرف روستائیان برسد.
امروزه دانش پزشکی ثابت کرده که دود حاصل از سوختن این فضولات (مثل عنبرنسارا که همان فضولات الاغ ماده است) خاصیت میکروب کشی و ضد عفونی کننده داشته و در درمان برخی بیماریها هم موثر است.
همچنین اشعه ناشی از سوختن سُر، برای روماتیسم و دردهای مفصلی مفید است. آنقدر که پزشکان و اطباء مجرب، خوابیدن زیر کرسی یی که با سُر گرم می شود را تجویز می کنند.
در عکس، روستای زیبای ناریان در طالقان را مشاهده می کنید که سُرهایی برای استفاده در زمستان، تهیه شده است.
عکسها از: سیده مریم قادری
این هم اصل داستان سُر گرفتن در طالقان، به روایت بختیار قاضی
فایلهای زیر را دانلود کرده و گوش دهید.
![]()

اونجایی که دود هست، حتماً بساط چای و کباب به راهه
بزن بریم دیزان
عکس از: محسن شکرالهی
📚 من از تبار البرزم
ورودم بدین کاروانسرا و سرای تَرک
بر دامنه کوه و
تاریخ تولدم
بر تنه گردوی کهنسال، حک
هر بامداد، گیتی فروز
از بلندای البرز
بر من تابیده
و در کودکی، هر نیم روز
با لالائی درخت امرود
و دستان پینه بسته پر مهر، بر گاهواره خوابیده
در طول عمر، هر شب
با نغمه پرندگان
در عمق رویا فرورفتن
و هر بامداد
با آواز مرغ سحر
چشم برانوار رخشان چراغ داشتن
صبحانه ام، شیر میش
چاشت و نهارم نان و ماست و قیماقِ گومیش
و شامم قلیه
رفع عطشناکی، با آب زلال چشمه
گلستان دستباف، زیر انداز
و آسمان پر ستاره، روانداز
گل ختمی، پزشکم
و شفایم از داروخانه طبیعت
همیشه در گوشم، نغمه جویبار
و مدام، شادان از موسیقی باد
چشم انداز و دیدگاهم، دشت پر شقایق
کشتزار، خرمنگاه و جَرباغ رنگارنگ و شاهرود
و آرامگاهم ... و آرامگاهم
بر بلندای بوری، خَیلی یا تپه ای،
من از تبار البرز
◀️ شعر و عکس: حجت الله مهریاری - آرتون

🔨 هر چه تبر زدی مرا
زخم نشد جوانه شد! 🌱
سالها ایستاده بر پا بود و پناهگاه مرغان عاشق.
آوای مرغان عشق، خرامیدن هوبره های زیبا و خنیاگری عندلیبان خوش صدا، خاطرات هر روزه اش بود. سایه گسترده اش چتری از امید بود بر سر دلدادگان و عاشق پیشه گان روستا، تا دمی در این خلوتگاه، معاشقه ای کنند و خلوتی دلنشین بیابند.
ناگاه اما برخود لرزید، ضرباتی بی امان بر پیکرش نشست. هرچه بود، هم جنس بود و هرچه کرد، هم جنس کرد.
سقوط بی امانش پناه پناهندگان خوش الحانش را ویران کرد.
چندی گذشت...
در کالبد بی جان روی زمین ذراتی به جنبش در آمدند. سر از پوسته سخت و بی جان برآوردند و به خورشید سلامی دوباره دادند. مرغان عاشق به پاس برخاستن دوباره اش، شور و حالی عجیب داشتند و زندگی لبخند زد.
درخت تناور و افتاده بر خاک، باز برخاستن و روییدن آغاز کرد.
✍ متن: امید. م - مهران
🎤 با صدای: مریم قادری - اورازان دریافت فایل صوتی
عکس: نصیر یزدانی - خسبان

دلبران دل می برند و دل سپاران دل دهند
من کجای قصه ام وقتی که جان و سر دهم ؟
سلام صبح سرد پاییزتان بخیر همراهان جان.
شعر:استاد عبدالناصر میرچی_میر
درود بر هم دیاران مهربان
تلألو آفتاب بر دَره ی هزار رنگِ خزان زده ی طالقان، زیباییِ خاک پاکمان را صد چندان کرده است.
صدای خش خش برگهای بر زمین ریخته، از سپیدارهای سر به فلک کشیده، در میان همهمه و هیاهوی طبیعت بی نظیر شهرمان، آوازی شنیدنی سر می دهد که رامشگر هستی، برای آرامش مان، با کوبه های پر طنین طبیعت، ساز میکند.
طبیعت دلچسب پاییزی، در این اورمزدشیدِ چهارمین روزِ آذر ماه، آغوش رحمت گشوده است و به خود میخواندمان.
با عطر علفهای وحشی دشت و بوی سرمازده ی درختان سیب و گردو، که رخت سبز از تن برون کردند و خود را یکسر، به فصل هزار رنگ خدا سپرده اند، تا قلم نقاش قهار هستی، به دلخواه لونی از الوان بی پیرایه و دست نیافتنی اش بر آنها بپوشاند.
چشم بگشایید و از این هنرمندی یگانه پروردگار، حظی وافر برید که هر صبح، نشانه ایست از صنع دادار بی همتا.
صبح بخیر طالقان
صبح بخیر طالقانی
تنور دلتان گرم ☀️🍃
متن: آقای امید. م - مهران
با صدای: دختر البرز - طالقان دریافت فایل صوتی
عکس: ابوالفضل یزدانی - خسبان
