درجی: دریچه‌ای رو به فرهنگ، زبان، مردم و خاک طالقان

درجی، به طالقانی یعنی: دریچه سقفی خانه‌های قدیمی که رو به نور و هوای تازه باز می‌شد و نقش پررنگی در معماری، فرهنگ، افسانه‌ها و مراسمهای طالقانی دارد.

درجی: دریچه‌ای رو به فرهنگ، زبان، مردم و خاک طالقان

درجی، به طالقانی یعنی: دریچه سقفی خانه‌های قدیمی که رو به نور و هوای تازه باز می‌شد و نقش پررنگی در معماری، فرهنگ، افسانه‌ها و مراسمهای طالقانی دارد.

درجی: دریچه‌ای رو به فرهنگ، زبان، مردم و خاک طالقان

دوست عزیز سلام

طالقان، ولایتی اصیل و ریشه دار، با مردمانی نجیب و آرام و فرهیخته و فرهنگی غنی و ناب و بی‌بدیل است.
از نظر جغرافیایی، طالقان را نگین رشته کوه‌های البرز می‌دانند. دیاری محصور در کوه‌های جنوبی مازندران و گیلان، همسایه با کرج و الموتِ قزوین. با فاصله 166 کیلومتری از تهرانِ پایتخت.

این دیار، 86 پارچه آبادی دارد که برخی از روستاهای آن، به دلایل فرهنگی (مثل: روستای اورازان - زادگاه جلال آل احمد که کتابی هم به همین نام دارد) سیاسی مذهبی (مثل: روستای گلیرد - زادگاه آیت الله طالقانی، جاذبه‌های توریستی (مثل: روستای کرکبود - آبشار کرکبود و روستاهای حاشیه سد طالقان) و دلایل دیگر، آوازه‌ای جهانی دارند.
همچنین یکی از مرموزترین روستاهای ایران که به "ایستا" معروف است و در خود طالقان به "ترک آباد" شهرت دارد، در آن واقع شده است.

امّا بیشترین شهرت طالقان، مربوط به مفاخر و بزرگان آن است. از ابوذر زمان (آیت‌الله سید محمود طالقانی) و نویسنده خسی در میقات (مرحوم جلال آل احمد) گرفته تا شهید تیمسار فلاحی، دکتر حشمت، درویش خانِ اهل موسیقی و زنده یاد مریم میرزاخانی که مشتی است نمونه‌ی خروار در ذکر مفاخر و بزرگان طالقان.

ناحیه طالقان، زیستگاه حیات وحش وگونه‌های متنوع گیاهی است که واجد ارزش‌های تفرجگاهی هستند.
طالقان به غیر از آثار ارزشمند طبیعی که درخود جای داده‌است، اماکن زیارتی و تاریخی ارزشمندی نیز دارد که بر جاذبه‌های آن می‌افزایند.

زبان مردم طالقان از ریشه های فارسی - تاتی است.
ما در اینجا گرد هم جمع شده‌ایم تا طالقان خود را بهتر شناخته و در جهت احیای فرهنگ و زبان خود گام برداریم.

تمام تلاش و همت ما بر این است که زبان و فرهنگ و خاک طالقان عزیزمان، از هر گزند و آسیب، محفوظ بماند.

خُجیره هم زبانان، البرزیانِ نازنین، شمایی قدم مایی چُشمی سر.
به خودمانی زبان گپ بَزنیم تا ماندگار بُمانه.


برای ارتباط با ما
از طریق ایمیل به آدرس taleghanidarji@gmail.com مکاتبه کنید.

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۴۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ایران» ثبت شده است

طالقانی به قدمت تاریخ

شنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۹، ۰۱:۰۵ ب.ظ

 

نقشه‌ای قدیمی و هزار و صد ساله، که سرزمین دیلم و طبرستان و نواحی همجوار آن شامل جرجان، طالقان و ری را نشان می‌دهد.

سرزمین دیلم و طبرستان، همان نواحی جنوبی دریایِ مازندران، شامل استان‌های گیلان، گلستان و مازندران امروزی است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۹ ، ۱۳:۰۵
درجی طالقانی

مصائب کرونا و بسته شدن جاده طالقان در ایام عید

چهارشنبه, ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۹، ۰۹:۰۴ ق.ظ

خبر خوش آن که الحمدلله طالقان جانمان در لیست شهرهای سفید بیماری کرونا قرار گرفت. بی‌شک بعد از لطف الهی، رعایت بهداشت و طرح‌های فاصله گذاری اجتماعی و دستورالعمل‌های ستاد مقابله با کرونا و با همت مردم فهیم طالقان و همکاری نهادها و ارگان‌های مسئول، در ایجاد و تثبیت این وضعیت، نقش عمده‌ای داشته و دارد. امید آن که بلاهای اینچنینی هرچه زودتر از کل کشور عزیزمان رخت بربسته و از صحنه گیتی به کل محو گردد.

در ادامه متنی را که در روزهای اوج بیماری کرونا توسط آقای حامد نجاری نوشته و در کانال طالقانی‌ها منتشر شده است را می‌خوانیم. به نیت لبخند روی قشنگِ تُوکِتان.

چند روز پیش کاری سر دِبی یَم ولی بیکار. لعنة الله بر این ویروس منحوس یِزید صفت که همه دنیا کار و زندگی دِ بَکِتی ینه. از حق صُحب تا نُمازی مَغرُب دو تا مُشتر این دوکانی میان نمیا اقلکن دوتا فاحش هادیه آدومِ.
خلاصه، موباله دَس گیتوم و تلگرامه واز کُردُم. تقریباً هیچ گروه و‌کانال و در و دوجه ای دَنِبه که اسم این بیصحابه کورنا میانش نباشه. هر جایی دی دل میشی خبر بِزی ین اِندی مبتلا گِردی یَنه، اندی بَموردی ین، اندی میخوا هله رحمت خدا بشون. اندی زنده درشی یَن ولی هیچ معلوم نیه بعدا بخوا رحمت خدا بَشُن یا نَشُن و خلاصه اگه کورنا نکوشه این اخباران سُل باد دِمینگنه آدُمه میکوشه.
ای خدا جان، این کمونیسته ویروس بیصحاب کُجه دِ دریمی آخه؟!
بَتم بَشُم دنیای مجازی طالقان ببینم چه خبره؟ اول کانال طالقانیها، خجیره کاناله آخه، ادمینانُش همه مایی قِدیمه رفیقانُن، همه خجیره بَشورد دَشورده یالُن. البته یکی یَشان یقدی تور توری مینه گاهی وقتی ولی مایی عِزیزه رفیقه‌، بگذریم... خیلی اوشانه تعریف دی کنی مُندشان جَر میشو ایسه  مایی سُلامه دی علیک نمیگیرون! وُلاااااا
القصه، کانالی میان بِدی یم یکی پیام مردمی بزیه که آقاجان، این طالقانی جاده رِ دَبِندین تا دیر نگردیه این ملعون ویروس اقلن طالقان نیا، طالقانی هوا سرده اکثرا دی پیر آدوم زیاده دَرِ و خلاصه یه مدیریتی گرده...
پیش خودم بگُتُم که باریکلا، حرف حساب بزی و بقولی پیشگیری همیشه درمان دِ بیهتره. از طرفی خیلی راحت دی میشا مدیریت کوردون. یه نیم باند جَعده ( جاده ) ویشتر نیه گو، کلاَ میخوا جاده ای دل راه بِشی بایس مواظب باشی دَس و پَرت نامحرمه که از روبرو میا وَرا نیگیره، البته یه چهار بانده جاده دی داریم منتها استفاده نمینیم. جزو میراث فرهنگی ملموس طالقانه. آنطور که ویل دورانت در تاریخ تمدن بَگُتیه کلنگ اولیه در دوران پارینه سنگی بِزیه گِردیه. بعدش در زمان اردشیر چهارم یقدی اوره هُموار کُردی ین بتانه چاپار اویی سر حرکت کنه نامه برسانه .حتی برای مدتی جزوی از جاده ابریشم بیه. مارکوپولو سفرنامه ای دل اشارتی به آن کوردیه. منظور اینکه اون چهار بانده جاده جزوی از میراث کهن طالقانه که طالقانی آدومان همیشه خِویی میان اون جاده د رفت و آمد میکوردی ین. اصلاً ضرب المثل داریم که میگو ایشالا پیر گردی رو ایشالا اون یکی طالقانی جاده ای سر بِشی و وَگِردی. حالا اینان به کنار، همشهریانی که درس تاریخ بُخوانسی ین بهتر میتانُن نظر هادی ین .
بعد از اینکه اون پیام مردمی رو بخوانسوم حقیقت خوشحال گردی یم.
ایضما کانالی دل خبر بزی ین که از طرف مسئولین طالقانی جاده تحت کنترل قرار بیگیت و جز افراد بومی که برای انجام کاری بِشی ین کسی نمیتانه تشریف بیوره طالقان .تازه اوشان دی باید تست هادین تب و لرز و قولنج نُداشتی باشُن. دواره پیامهای مردمی بزی ین کانالی دل:

  • یکی بَگُت ما گو طالقانی آدومیم ولی ساکن تهرانیم چب نمیتانیم بِشیم؟
  • یکی دیگه بَگُت مایی خانه دزد بزنه کی میخوا جُواب بدیه؟
  • یکی دیگه بَگُت پول بودامه خانه بَخَرِسی یمه، پول بُدامه مگه الکیه پول بُدامه؟ سند دارُم منگوله دار.
  • یکی دیگه بَگُت مُن عادت کُردی یم ماهی یَگ بار تمدد اعصابیبه بَشوم طالقان تازه مونی ننه دی طالقانیه.
  • یکی دیگه بَگُت مونی دل مرحوم گت آقامیب تُنگ هایتیه بنده خدا سال ۱۳۳۰ رحمت خدا بشیه میخوام بَشوم اویی خاکی سر فاتحه خوانی.
  • یکی دیگه بَگُت مون میخوا بَشوم خانه ر یک سر بزنم ببینم مایی کنتور آب بَتِرکیه یا نه!! تازه مایی محله ای سگان گُسنه یون اوشانه میخوا غذا هادی یم.
  • یکی دیگه بگت ایست بازرسی سر سوال کنین رانوکی به طالقانی چی میبو هرکس بتانس جواب هادیه طالقانیه بدارین ردگنه.
  • یکی دیگه بگت تهرانی خانه رِ خانه تکانی کُردیم یَگ وانت خُرابه چیانه جمع دروردیم میخوا ببرم طالقان.

برار جان، خواخور جان، شمایی بُلا مونی سر
ویروس شمایی خانه ای سند منگوله دار و شمایی سُجلِ نگا نمینه که طالقانی آدومید یا گیلانی آدوم؟! همانقدر من و شما میتانیم ناقل این بیصحاب ویروس باشیم که اون بابای غریبه که عمرش طالقانه ندیه، چه فرق مینه؟ چه فرق مینه ترک و بلوچ و لر باشیم یا طالقانی؟ هرکس بیرون د میخوا دلایه ممکنه ناقل باشه. اصلا ناقل دی نباشی هیچ بُلا دی نُداشتی باشی، این ورف و خُنُکی دل میخوا بِشی طالقان چه کنی؟ مال داری؟ قال داری ؟ یال داری؟ بنیش خانه تی دل آخه خانه ت آبادان. اندی درن طالقان مایی آقا ،مایی ننه ، پیر آدومون، خدای نکرده بخوا این ویروس طالقان فراگیر گرده حالا حالاها در نمیشو. طالقان  سرده. کفیکون دو‌ ماه گرمی ویشتر نداره گو، ایمسال دی گردیه خدایی ورف انداز. اندی کوچان ورف دَرِ نمیشا راه بِشی ین.
مُن دی میدانم شمایی دل تونگ هاییتیه، میخوا بشین خاکی سر، میخوا بشین خانه زندگی یتانه سر بزنین،میخوا بشین آقا ننه رو سر بزنین، اما وضعیت اُضطراریه ، همه باید باور کنیم که از یکسری خوشایند هامان باید بگذریم.
فکر میانبر بزی ین نباشیم، میخوا همدلی داشتی باشیم تا به امید خدا این مرض زهر ماری ردگرده.
بندگان خدا عوامل و نیروهای  انتظامی و هلال احمر این ورف و سرمایی دل جاده ای سر خدمت مینون ماییبه، اوشانه اندی کوری هانِدین. عملا یک جنگی میان دَکِتیم ، موشک و خمپاره بیماری بر سر خانه سلامتی همه ماست، اونوقت دهوا دِریم خانه ای پرده صورتی باشه یا بنفش؟! این عادات و روند زندگی برای شرایط عادی تعریف گردیه نه این شرایط و بحران!!!
خدا همتانه بداره، خدا همتانی بلا بلی رو دور کنه، یقدی اتحاد و همدلی داشتی باشیم تا به امید خدا بتانیم این مرحله رو دی رد کنیم بشیم مرحله بعد!
نترسید خانه و ملک و سامانتان جاشی سر دَرِ فُرار نمینه، پا درنیوردیه.
مرحله بعدی فوران آتشفشان دماوند و برخورد شهاب سنگ و حمله موجودات هوشمند فضایی اَسه، باید بتانیم بشیم مرحله بعدی تا همگی باهم ببینیم فضایی یانی قیافه چطوره!!
خداوند پشت و پناه همه نازنین همشهری های طالقانی خودم
 قابل توجه عِزیزان راهداری و ایست بازرسی اینکه شما دِ خیلی تعریف کُردُم یه پارتی وازی کنین بی یَلین مُن رد گَنوم بَشُم طالقان دُق مینوم بُ خدا!!!
نویسنده متن: آقای حامد نجاری (اهل روستایِ گورانِ طالقان)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۹۹ ، ۰۹:۰۴
درجی طالقانی

شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی تسلیت

شنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۸، ۰۹:۰۶ ق.ظ

 

دیدی  بهایِ عشق  به جز  خونِ  دل نبود                                  آخر  شدی  شهید  در این کربلا  تو  هم

 

. شهادتِ سردارِ دل‌ها تسلیت .

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ دی ۹۸ ، ۰۹:۰۶
درجی طالقانی

فال امیری (یا فال کوزه)

چهارشنبه, ۴ دی ۱۳۹۸، ۱۱:۰۹ ق.ظ

 

 

امروز مرسوم است که افراد برای تفأل، دیوان حافظ شیرازی را باز می‌کنند. اما در قدیم، علاوه بر تفأل به کتاب‌هایی چون دیوان حافظ و سعدی و حتی شاهنامه، در بسیاری از روستاهای البرزکوه، نظیر روستاهای طالقان، مازندران و گیلان، یک نفر که مشهور به «امیری‌خوان» بود در مراسم‌های دورهمی حضور می‌یافت و از قصه‌های معروفی چون امیرارسلان صاحب قران نامدار یا امیر حمزه و ملک بهمن و مانند اینها اشعاری را که معمولاً به صورت دوبیتی بودند، می‌خواند و برای افراد «فال امیری» می‌گرفت. امیری‌خوان حدود 80 تا 100 رباعی امیری را در خاطر داشت و از حفظ بود و با آنها برای اهل خانه فال می گرفت.

شیوه فال نیز به این گونه بود که در شب، هر کس نشانی را از جمله سنجاق سر، گل سینه و یا  انگشتری خود را درون کوزه می‌انداخت و دختر بچه‌ها که نماد پاکی و زیبایی بودند، دست را درون کوزه می‌برده و برای امیری خوان نشان را در می‌آوردند و امیری‌خوان نیز یک دو بیتی، برای صاحب آن نشانه، به عنوان فال، می‌خواند.

جالب است بدانیم که آیین مشابهی نیز در میان زرتشتیان وجود دارد که به آن «چک و دوله» می‌گویند و در جشن تیرگان اجرا می‌شود.

بدین ترتیب که دختربچه خردسالی انتخاب شده، کوزه‌ای خالی را بر می‌دارد و به سرچشمه یا قنات می رود. در راه نباید کلامی حرف بزند یا اشاره ای بکند. حتّی اگر عطسه کرد باید برگردد و مسیر را دوباره برود. سپس کوزه را از آب پر می کند و به خانه می آورد. روی دهانه این کوزه، دستمال سبز ابریشمی انداخته و گره می‌زند. آنگاه کوزه سفالین را به نزد تمام افرادی می‌برد که آرزویی در دل دارند. آن افراد باید چیزی مثل انگشتر، گوشواره، سنجاق، موگیر و سکه در آب کوزه بیندازند. آن دختر، کوزه را به زیر درختی همیشه سبز چون مورد و سرو می‌برد و در آن محل به حال خود وا می‌گذارد.

در روز جشن تیرگان، همگی در محلی گرد هم می‌آیند. دوشیزه یاد شده کوزه را از زیر درخت سبز به میان جمع بر ‌می‌گرداند و بانوان با صدای بلند و به نوبت دوبیتی‌هایی که به یاد دارند را می‌خوانند و دوشیزه خرد‌سال، در پایان هر دوبیتی، دست خود را به درون کوزه برده و یکی از اشیاء را بیرون می‌آورد و صاحب آن شیء طبق شعر و دوبیتی خوانده شده، فال خود را در می‌یابد.

 

منابع: پایگاه‌های اطلاع‌رسانی ایسنا و ایران بانو

تهیه شده در گروه تولید محتوای درجی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ دی ۹۸ ، ۱۱:۰۹
درجی طالقانی

اعطای تابعیت ایرانی به فرزندانِ زنان ایرانی

چهارشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۸، ۰۲:۴۶ ب.ظ

 

 بگو بِینُوم کُجاهانی آدومی؟

مجلس با اعطای تابعیت به فرزندانِ زنان ایرانی، موافقت کرد. از این پس، هر فرزندی که مادر ایرانی داشته باشد، ایرانی محسوب می‌گردد.

این قانون در روز تولد دختری طالقانی تصویب شد که وصیتش اعطایِ تابعیت ایرانی به فرزند خردسالش بود.

مرحومه فخیمه مریم میرزاخانی طالقانی

 

 

مادرم ایرانی است، من هم ایرانی‌اَم:

امروز در خبرهای بوخواندُوم که لایحه‌ی اعطای تابعیت ایران به فرزندانِ حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی، تصویب گِردی.


از این رو تصمیم بیگیتُم چند کلامی راجع به امر مهم «تابعیت طالقانی» با شما عزیزان گفتگو کُنوم آن دی با لهجه طالقانی کمرنگ که همه متوجه گَردُون.

 

تابعیت طالقانی از چند راه محقق میبو:

1. اگر شما پدر یا حداقل یک پدربزرگ طالقانی داشته باشی، صد درصد طالقانی هستی.

2. اگر مادر یا مادربزرگانتان طالقانی باشند، صد و بیست درصد طالقانی هستی.

3. اگر همسر طالقانی اختیار کنی، خودت و خانواده ات بِالکُل طالقانی میبین. به میزان صد و چهل تا صد و هفتاد درصد. (بستگی به میزان سنواتی داره که از ازدواجتان میگذره. هرچه پیشتر میشین، طالقانی ویشتر میبین.)

4. اگه فرزندت با یک طالقانی ازدواج کند، طبق بند 3، شما هم تابعیت طالقانی پیدا می کنی.

5. اگر به هر دلیلی مادرتان در دیار پاک طالقان وضع حمل کند و آنجا دنیا بیایید، با کمی دوندگی میتوانید تابعیت طالقانی بگیرید. در هر صورت چه تابعیت بگیرید یا نه، نصف به علاوه یک وجود شما طالقانی است. (پنجاه و یک درصد).

6. حال اگر بدون داشتن نسبت خونی یا سببیت فامیلی یا شرایط مکانی تولد، صرفا عاشق طالقان و طالقانیان هستی، اگر ثابت شود که نیت سوئی از این علاقه ندارید، طالقانیان با آغوش باز شما را به جمع خود پذیرا هستند.

7. و اما اگر در طالقان دنیا آمده اید و پدران و مادران و اجدادتان هم طالقانی هستند و همسر طالقانی دارید و فرزندانتان نیز با طالقانیان وصلت کرده اند، آن وقت نه تنها تابعیت طالقانی شما نور علی نور است، (به میزان دویست درصد یا به عبارتی یک طالقانی دو آتیشه) بلکه قطعا یکی از خوشبخت ترین انسانهای روی کره زمین خواهی بود.

چون که طالقان ما، بهشت روی زمین است.

 

 

طنزی بر گرفته از حقیقت، تقدیم به مریم میرزاخانی عزیزمان
مادری که آرزو داشت، دخترش تابعیت ایرانی داشته باشد.

به قلم: سیده مریم قادری، یک طالقانی از اهالی #اورازان

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۹۸ ، ۱۴:۴۶
درجی طالقانی

شعر رعنا - درد دل دختر شهید با پدر

شنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ۰۸:۲۲ ق.ظ

با شمایم، قدر بابا را بدانید                            حرفهاشو قاب کنید هر روز بخوانید

با شمایم رنگ بابا رو ندیدم                          روی تاقچه عکسشو قاب کرده دیدم

جنگ که شد بابا رفت و رزمنده شد                بهر ناموس و وطن، غرنده شد

دو سه ساله بوده ام رفت جبهه ها                  شد انیس و مونس رزمنده ها

آنقدر ماند جبهه تا شد کربلایی                     با غرور جنگید و رفت پیش خدایی

من که یادم نیست مادر گفت به من               با لباس رزم بابا شد کفن

مادرم از مهربانیهاش گفت                           از گذشت و نوجوانیهاش گفت

از مناجات در دل شب با خدا                        دستگیر بود، با محبت با صفا

چند سالیست از شهادت میگذره                    بوی عطر آن عبادت میگذره

عکسشو قاب کرده ام هست روبرو                 پیش عکسش می نشینم با وضو

پیش خاکش میروم با مادرم                         سایه اش از آسمان، بالا سرم

اشک شوقم می شود از چشم روان                افتخار من تویی بابا بدان

من ز دیگر دختران کِی کمترم                      چونکه اسم یک شهیده بالا سرم

دختر ناز کوچیکت الان دانشگاهیه                 افتخار من همیشه همان باباییه





سرخاک پدر رفتم، نشستم                           به مادر گفتمو پیمانو بستم

به تنهایی نشستم روبرویش                         چشام توی چشش اشکم به سویش

می آمد اشکمو لبخند به لب بود                    عزیز و جان من بابا پدر بود

نشستم گفتم و گوش داد به حرفام                 خودم تنها نشسته پیش بابام

بابا یادت میاد رعنات هستم                          از این دوری تو من خیلی خسته ام

به یاد داری که بودی توی ایوان                   زدی در آمدم من با دل و جان

گذاشتی ساک و آغوشم گرفتی                     زدی هی بوسه بر دوشم گرفتی

کنارحوض مادر داد سلامی                          نگاهش کردی و دادی پیامی

نرفتی تو و با اصرار مادر                              مرا دور حیاط چرخاندی یک سر

بغل کردی و رو زانوت نشاندی                     کمی بعد پا شدی، من را دواندی

تو ساکت بود دیدم یک عروسک                   با یک چادر بهم دادی، گفتی وروجک

بغل کردی و بردی تاب سواری                     مرا چرخاندی در فصل بهاری

بغل کردی، نشستم در دامن تو                     دو انگشتم شونه زدخرمن تو

بابا شبها مثل تو دیر میخوابم                        دلم تنگه، بیا یک شب به خوابم

نه پیر گشتی نه قامت گشته داغون                می بینم که نشسته توی ایون

بابا هستی برایم روز و شبها                          میخونم درس کنارت تک و تنها

بابا درس شهادت خواندنی نیست                   بابا درس ملامت ماندنی نیست

بابا هرکس نمی تونه شهید شه                     خریدی خیر دو دنیا رو همیشه

زِ بعد تو، مامان با افتخارت                           نشسته کنج خانه بی قرارت

چروکیده شد و هم قد خمیده                        زِ بعد از تو چه رنجهایی کشیده

من و مامان همیشه هم صداییم                    بدان تا زنده ایم یاد شماییم




همه میگن که یک رزمنده اینجاست              یه سردار قوی و توفنده اینجاست

یه رزمنده که تانکها رو هدف رفت                 هواپیمای دشمن، از ترس در رفت

بابا دوستای تو این رزمندگانند                       همه همسنگرای تو جوانند

کنارت بوده و همیارت هستند                        همش من دلخوشم که یارت هستند

اگر ما از تو دوریم، نیستی تنها                      هزاران گل کنارت گشته پیدا

منم خاطر جمعَم دوستانت هستند                  شهیدانی که در سنگر نشستند

یکی هم سنگریت باهات هم مزاره                کنار خاک پاکت اون کناره

بلند شو یک سری بالا نگاه کن                    چقدر آلاله روییده، چقدر گل

پدر جان خیلی حرفها با تو دارم                     رو قبرت یک دسته گل میذارم

میام باز هفته بعد با مامانم                            من و تنها نذار ای جان جانم

تو دادی قدرت و روحم جوان شد.                  تو بارانی که از چشمم روان شد

بابا عمه میاد هر هفته، شادم                         بهم میگه همیشه یاد باباتم

یک چند روزی عمو برد ما رو شیراز                گفت تنهایید، بیایید دل را کنید باز

ما رفتیم شاهچراغ، کردیم زیارت                   نماز خواندیم و جات کردیم عبادت

عمو سر حال و خوب ومهربونه                      محبت میکنه قدرت میدونه

همیشه اسمتو بر لب میاره                            داداش داداش میگه و اشک می باره

محرم زن عمو یک دیک آش پخت               به یاد تو همش میگفت و میگفت

شهیدان زنده اند الله اکبر                             به خون غلتیده اند الله اکبر

 

شعر از: حاج محمدرضا حاج علیان    #گلینک طالقان





۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۷ ، ۰۸:۲۲
درجی طالقانی

پنجه پیتُک به روایت تصویر

سه شنبه, ۲۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۱:۰۹ ب.ظ


25 فروردین و پنجه پیتِک در طالقان استان البرز

گذراندن این روز بیرون از خانه مثل سیزده بدر

خبرگزاری صدا و سیما

دریافت کنید (دانلود)


درخصوص پنجه پیتُک بیشتر بخوانید: (کلیک)


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۰۹
درجی طالقانی

خرید از تولیدات ایرانی

چهارشنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۷، ۰۲:۵۷ ب.ظ

طالقانیان یه قشنگه مثل دارن
میگن:
نَشورده دیمه ماچ کوردون هنره
بَشورده دیمه که همه ماچ مینُن

(معنی: صورت نشسته رو ماچ کردن، نشانه علاقه و محبته، و اِلا که صورت زیبا و شسته رُفته رو همه ماچ می کنند.)

حمایت از تولید ملی هم یعنی همین
یعنی از کوچیکا و کم کیفیتای وطنی خریدن تا صنعت و تولید جون بگیره
و الا که جنس عالی و با کیفیت همیشه مشتر خودشو داره، لازم نی کسی ازش حمایت کنه و خریدنش هنر نیست.

حالا یه مشت آدم همیشه لوده که از هر اتفاق، ولو شده مصیبت هموطنان خودشون، جوک سخیف و بی ارزش میسازن و کارشون فقط لودگیه، دارن حمایت از تولید ملی رو به سخره میگیرند.

بعد همونا داد و فریادشون بلنده که آی تولیدیمون ورشکست شد،
کاسبیمون نچرخید،
جوونمون بیکاره
و ال و بل...

حالا وظیفه من و تو به عنوان یک ایرانی آریایی منش که فرهنگ و تمدن چند هزارساله پشت سر خودش داره اینه که به دور از هر تعصب کور و بی منطق، آلت دست این جماعت لوده نادان که خودشونم آلت دست خیانت کاران به این مملکت هستند نشیم و طنزهای سخیف و توهین آمیزشون رو اینجا و اونجا فوروارد نکنیم.

آره هموطن عزیز
همشهری محترم
دوست گرامی تر از جان
ما اگه خودمون به فکر خودمون نباشیم، هیچکس دیگه به فکر ما نخواهد بود.

لااقل خودمون به خودمون رحم کنیم
یاحق

✍️ سیده مریم قادری

با نظر نویسنده، کپی و اشتراک گذاری این مطلب آزاد است.




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۷ ، ۱۴:۵۷
درجی طالقانی

امیر سرلشکر شهید ولی الله فلاحی

يكشنبه, ۱۹ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۴۶ ق.ظ

شهید ولی‌الله فلاحی در سال 1310 در قریه کولج طالقان (استان البرز) به دنیا آمد.  تحصیلات ابتدایی را در همانجا گذراند و برای ادامه تحصیل راهی تهران شد.  تحصیلات متوسطه را نیز با موفقیت در تهران سپری کرد و در سال 1327 جهت خدمت در ارتش،‌وارد دبیرستان نظام شد. در سال 1330 وارد دانشکده افسری شد و پس از دریافت لیسانس در سال 1333، با درجه ستوان‌دومی در نیروی زمینی ارتش (لشکر 92 زرهی) مشغول خدمت گردید.


از سال 1351 تا اواسط سال 1353،‌ شهید فلاحی با درجه سرهنگ دومی،‌ به همراه گروهی از افسران کشورمان، به عنوان ناظر صلح سازمان ملل در آتش‌بس ویتنام به آن کشور اعزام شد و در کنار نمایندگان کشورهای اندونزی، لهستان و مجارستان به عنوان فرمانده ایرانی مقیم یکی از ایالات ویتنام، مأموریتش را آغاز کرد.


در بازگشت از ویتنام، شهید فلاحی مجدداً به تدریس در دانشکده فرماندهی و ستاد پرداخت، زیرا از نظر ضد اطلاعات ارتش، او فردی دارای اعتقادات مذهبی، سیاسی و مظنون بود و به همین جهت مشاغل فرماندهی و نظامی به او داده نمی‌شد.




در مهرماه 1357،‌ او را به مرکز پیاده شیراز منتقل کردند. در این زمان شهید فلاحی به درجه سرتیپی ارتقاء یافت. بررسی اسناد و مدارک ساواک نشان می‌دهد که شهید فلاحی در دوران قبل از انقلاب، ‌به خاطر فعالیت‌های سیاسی و مذهبی خود، ‌سه بار توسط نیروهای ساواک دستگیر و زندانی شده است. سابقه مبارازت او به سال 1331 می‌رسد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با حکم سرلشکر قرنی – نخستین رئیس ستاد مشترک ارتش – و موافقت شورای انقلاب، به فرماندهی نیروی زمینی منصوب شود. او ، با شور و اشتیاق بیشتری به فعالیت پرداخت و همزمان با سر و سامان دادن یکان‌ها، با انجام مراسمی از قبیل رژه کارکنان نظامی در داخل شهرها، تلاش می‌کرد تا تزلزل روحیه نظامیان و نیز دیدگاه مردم نسبت به ارتش را ترمیم  کند و بین نظامیان و مردم پیوند برقرار سازد. در واقع شهید فلاحی بنیانگذار ارتش جدید ایران با ویژگی‌های اسلامی بود.


هنوز مدت زمان زیادی از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل ارتش جمهوری اسلامی ایران نگذشته بود که عناصر ضد انقلاب با حمایت کشورهای خارجی، در غرب و شمال غرب درگیری‌هایی را ایجاد کردند و شهید فلاحی جهت حفظ انقلاب و میهن اسلامی، به آن مناطق شتافت. سپس با سامان دادن به اوضاع آن مناطق و فداکاری‌های متعدد،‌ در تاریخ 29 خرداد 1359 شمسی از سوی رهبر کبیر انقلاب، به عنوان رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد و مدتی نیز پس از عزل بنی‌صدر از مقام جانشینی فرمانده کل قوا، طی حکمی از سوی حضرت امام خمینی(ره)، ‌اختیارات فرماندهی کل قوا را برعهده داشت و سرانجام با حضور در جبهه‌های جنگ با دشمن متجاوز عراقی و فرماندهی عملیات‌های متعدد،‌در هفتم مهرماه 1360،‌ پس از عملیات غرورآفرین ثامن‌الائمه،‌ در حادثه سقوط هواپیمای سی – 130 به همراه چند تن از فرماندهان ارتش و سپاه  به شهادت رسید.



با سپاس از کانون فرهنگی روستای اورازان

زندگینامه شهید فلاحی را در ویکی پدیا بخوانید کلیک

همچنین زندگینامه دیگری از وبلاگ شهدای گران قدر طالقان کلیک




خاطره ای به نقل از یکی از محافظان شهید فلاحی


در آبان ماه سال 1359 در سوسنگرد , عملیاتی علیه نیروهای عراقی انجام گرفت تا آن شهر از تعرض دشمنان رهایی یابد. شهید فلاحی در نقطه ای میان خط آتش نیروهای خودی و سربازان دشمن برای نظارت بر این عملیات حضور داشت و تنها فرد همراه ایشان من بودم .


تبادل آتش بین دو طرف به شدت ادامه داشت . انفجار گلوله های توپ و خمپاره در اطراف ما به طور پراکنده شنیده می شد. دکتر چمران در آن عملیات مجروح گردید و تعدادی از رزمندگان ما هم به شهادت رسیدند.

به شهید فلاحی پیشنهاد کردم که برای محافظت از ترکشها و گلوله ها , از کلاه آهنی استفاده کند , اما او اظهار داشت : گر نگهدار من آن است که من می دانم شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد

با این وجود از ایشان که آن زمان رئیس ستاد مشترک بود خواهش کردم که برای اطمینان خاطر استفاده از کلاه آهنی , هنگام انفجار گلوله ها به روی زمین دراز بکشند. شهید فلاحی با لبخندی گفت : تو از من خاطر جمع باش , چون انسان شهید نمی شود مگر آنکه قبل از شهادت , کامل شده باشد. ضمن آنکه من هنوز به آرزویم نرسیده ام .

من که در پی راهی برای بازگشت و یا جان پناه امنی بودم , پرسیدم : تیمسار شما مگر چه آرزویی دارید؟

لحظه ای تامل کرد و سپس گفت : می دانی تنها آرزوی من چیست؟

گفتم : آرزوی هر فرد نظامی در مرحله اول , سربلندی میهن و اهتزاز پرچم کشور به نشانه عزت و عظمت آن ملت است و این نشان می دهد که مردم آن کشور زنده , پویا و در دنیا قابل احترام هستند.

ایشان گفتند : بله , همه اینها درست است , اما می دانی که من وجب به وجب خاک خوزستان را به علت محل خدمت اولیه ام می شناسم با توجه به پیش روی سریع عراق آرزو داشتم که ارتش عراق زمینگیر شود که چنین شد. تنها یک آرزوی بزرگ دیگر دارم . تنها آرزویم این است که ارتش متجاوز عراق را از اطراف آبادان تا مارد عقب بنشانیم .


کمتر از یک سال بعد تیمسار فلاحی به آرزوی خود رسید، اما چند ساعت پس از تحقق این آرزو به والاترین مقام انسانی یعنی شهادت در راه خدا نائل گردید.


راوی: آقای جعفر بریری یکی از محافظین شهید فلاحی

منبع: نوید شاهد



همچنین بخوانید: شهید فلاحی و دفعه فتنه در سنندج کلیک





یادش گرامی، روحش شاد   و   راه سرخش   پر رهرو   باد


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۴۶
درجی طالقانی

مستند ایرانگرد

شنبه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۲:۱۹ ب.ظ

📹 کلیپ ''ریکا جان''
🎞 از مستند ایرانگرد
🎤 با صدای جواد قارایی


دریافت کنید (دانلود)


از آقای جواد قارایی دعوت می کنیم تا به طالقان زیبای ما آمده و ضمن بهره مندی از مهمان نوازی مردم بی ریا و مهربان طالقان، گوشه ای از زیباییهای طبیعت و زندگی روستایی آن را به تصویر بکشند.


در ادامه عکسهایی از مستند ایرانگرد تقدیمتان می شود

میتوانید با شماره گیری کد #۹۱۱*۱۶۲* به ایرانگرد رأی دهید و درقرعه کشی شرکت نمایید






















سربلند باد سرزمین مادری ایـــــــــــران
و با آرزوی سلامتی برای همه دوستداران این مرز و بوم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۷ ، ۱۴:۱۹
درجی طالقانی