درجی: دریچه‌ای رو به فرهنگ، زبان، مردم و خاک طالقان

درجی، به طالقانی یعنی: دریچه سقفی خانه‌های قدیمی که رو به نور و هوای تازه باز می‌شد و نقش پررنگی در معماری، فرهنگ، افسانه‌ها و مراسمهای طالقانی دارد.

درجی: دریچه‌ای رو به فرهنگ، زبان، مردم و خاک طالقان

درجی، به طالقانی یعنی: دریچه سقفی خانه‌های قدیمی که رو به نور و هوای تازه باز می‌شد و نقش پررنگی در معماری، فرهنگ، افسانه‌ها و مراسمهای طالقانی دارد.

درجی: دریچه‌ای رو به فرهنگ، زبان، مردم و خاک طالقان

دوست عزیز سلام

طالقان، ولایتی اصیل و ریشه دار، با مردمانی نجیب و آرام و فرهیخته و فرهنگی غنی و ناب و بی‌بدیل است.
از نظر جغرافیایی، طالقان را نگین رشته کوه‌های البرز می‌دانند. دیاری محصور در کوه‌های جنوبی مازندران و گیلان، همسایه با کرج و الموتِ قزوین. با فاصله 166 کیلومتری از تهرانِ پایتخت.

این دیار، 86 پارچه آبادی دارد که برخی از روستاهای آن، به دلایل فرهنگی (مثل: روستای اورازان - زادگاه جلال آل احمد که کتابی هم به همین نام دارد) سیاسی مذهبی (مثل: روستای گلیرد - زادگاه آیت الله طالقانی، جاذبه‌های توریستی (مثل: روستای کرکبود - آبشار کرکبود و روستاهای حاشیه سد طالقان) و دلایل دیگر، آوازه‌ای جهانی دارند.
همچنین یکی از مرموزترین روستاهای ایران که به "ایستا" معروف است و در خود طالقان به "ترک آباد" شهرت دارد، در آن واقع شده است.

امّا بیشترین شهرت طالقان، مربوط به مفاخر و بزرگان آن است. از ابوذر زمان (آیت‌الله سید محمود طالقانی) و نویسنده خسی در میقات (مرحوم جلال آل احمد) گرفته تا شهید تیمسار فلاحی، دکتر حشمت، درویش خانِ اهل موسیقی و زنده یاد مریم میرزاخانی که مشتی است نمونه‌ی خروار در ذکر مفاخر و بزرگان طالقان.

ناحیه طالقان، زیستگاه حیات وحش وگونه‌های متنوع گیاهی است که واجد ارزش‌های تفرجگاهی هستند.
طالقان به غیر از آثار ارزشمند طبیعی که درخود جای داده‌است، اماکن زیارتی و تاریخی ارزشمندی نیز دارد که بر جاذبه‌های آن می‌افزایند.

زبان مردم طالقان از ریشه های فارسی - تاتی است.
ما در اینجا گرد هم جمع شده‌ایم تا طالقان خود را بهتر شناخته و در جهت احیای فرهنگ و زبان خود گام برداریم.

تمام تلاش و همت ما بر این است که زبان و فرهنگ و خاک طالقان عزیزمان، از هر گزند و آسیب، محفوظ بماند.

خُجیره هم زبانان، البرزیانِ نازنین، شمایی قدم مایی چُشمی سر.
به خودمانی زبان گپ بَزنیم تا ماندگار بُمانه.


برای ارتباط با ما
از طریق ایمیل به آدرس taleghanidarji@gmail.com مکاتبه کنید.

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۴۷۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زندگی» ثبت شده است

روز شمار برسین بُهار 2

پنجشنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۴، ۰۸:۲۵ ق.ظ

گته سُلام مینُم
روزهای آخرسال هسته، عید راهی میان دره
یادش بخیر، عیدی دمادم که میگردی، خلی ذوق داشتیم، خب اون سالان مثل الان نبی کو هرخانه ای میان یه ماشین دباشه. یا مردم آنقد سودای مسافرت داشته باشن، اونم طالقانی میان که اصلاً مردم یه حال و هوای دیه ای داشتُن.
ما طالقان دبی یِیم وخوشحال از این کو فامیلانمان، عید میان طالقان، ما میتانیم اوشانه بِینیم، بازی های خِلی جالبی دی داشتیم که این تعطیلاتی میان انجام هامیدایم. مثل قِییش بازی، خرارو، درنه یا وورد وورد، سنگکی رارو... اینها رایج ترین بازیهایی بَه که ما تعطیلات عید داشتیم که البته این درنه بازی بیشتر عروسیان انجام میبی که متاسفانه همه ی اینها از ذهن مردم درش، شاید ما دی اون بازیانه انجام ندیییم اما امیدواریم که بتانیم این درجی میان، خاطرات گذشته و بازیها ر دوواره زُنده کنیم.


✍متن: سیدمصطفی افتخاری
عکس: الهه تاجدینی

🌷 سه قدم مانده به صبح، سه صبح مانده به عید...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۴ ، ۰۸:۲۵
درجی طالقانی

داستان سیاوش

سه شنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۴، ۰۵:۰۱ ب.ظ

 

وچان امروز شما دِ میپرسم: میدانید سیاووش کی بَه؟ و چارشنبه سوری چوطور به وجود بیامی؟

سیاووش، کیکاووس شاهی پسر بَ و  یه خجیره پسر با کمالات امبا خیلی مظلوم، یه پیرزُنِ جوان داشت، اُسمُش سودابه بَه. این زُنُک عاشق سیاووش گِردی اما سیاووش اویی دامی میان دَنکت و سودابه دی عصبانی گِردی و خواست انتقام هاگیره.

بَش کیکاووسی وَر و بگوت که این یالُت مُنُ نظر داره. کیکاووس دی خیلی ناراحت گِردی و سیاووش دِ جواب خواست. او دی بگوت: پیَر جان اگه میخوای مینی پاکی و صداقت تو رِ ثابت گرده، هفت تا تَشِ کوپا درست کن تا مُن اونانی میان دُل شَم. اگه مُن بی گناه باشُم، تَش مُنه نمیسوجانه و سالم در میام، اگر دی اچین که این زُن میگو گناهکارُم، تش مُنه میسوجانه و عذاب مینه.

خلاصه این طور گِردی که غروب آخرین سُشمبه ی سال، این واقعه اتفاق دَکَت و سیاووشی امتحان برقرار گردی. او با اسبش بَش تَشی دُل، امبا چون پاک و بیگناه و صادق بَه، مثل حضرت ابراهیم، تَش او رِ نسوجاند و سالم میدان بیامی.

مردم شووول بَکشیَن و خوشحالی کُردُن چون سیاووشه دوست میداشتُن. شاه دی آن روز تا آدینه را جشن ملی اعلام کُرد و از آن به بعد همه این روزو جشن میگیتُن و به یاد سیاووش پاک، تَشی سَر دِ می پریَن و شادی میکُردُن.

امبا این مظلومه پسرُک از دست سودابه ای مکر فُرار کُرد و بَش به جنگ با افراسیاب، بعد دی همان توران (کشوری همسایه ایران باستان) بُماند و زن بیگیت امبا باز گرفتار دسیسه و مکر گِردی و به دروغ به او تهمت بِزیَن که قصد جان شاه افراسیاب را داره و او دی سیاووشو شهید کُرد. اویی خون دِ یه گُل درآمی که او رِ لاله واژگون یا اشک مریم نام بُدان.

ایسه الآن رسمهای دیگه دی به این چارشمبه سوری اضافه گِردیه. مثل کوزه بُشکتن و فالگوش و قاشق زِنی و شال اندازی حتی، یا باخوردُن آجیل مشکل گشا و آش رُشته که اینان همگی خوب و خجیر هستن امبا خدایی ترقه بزین و نارنجک پرت کُردُن این ترق تروقان که آدُمی جانه میگیره و زهله تلک مینه اصلاً پسندیده اخلاق و منش یک ایرانی اصیل نی.

 

با سپاس از آقای آریو برزن کیان، همشهری خوبمان از گته ده و گروه تولید محتوای درجی

کپی برداری از این متن تنها با ذکر منبع آن (کانال تلگرام/وبلاگ درجی TaleghaniDarji) مجاز است.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۴ ، ۱۷:۰۱
درجی طالقانی

روز شمار برسین بُهار 4

سه شنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۴، ۰۳:۲۵ ب.ظ

سلام، صبح پر از رحمت خداوندیتان به خیر و شادی

چه باران دل انگیزی، بُهاره
خدا جان ابرَکَت هر رو بُباره
بباره سبز کنه دشت و دمن را
که دل طالقانی وَن بی قراره
✍شعر: سحر سیدعلیخانی
عکس: الهه تاجدینی

🌷 پنج صبح دیگر عید است...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۴ ، ۱۵:۲۵
درجی طالقانی

روزشمار برسین بهار 5

دوشنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۴، ۰۵:۰۱ ب.ظ

سلام، صبحتان به خیر و شادی
این بنفشکان دی سر درُوردیَن تا شمایی بِ پیغام رسان آمدنِ بُهار باشن
🌷 فقط شش روز دیگه تا عید...

عکس: شهناز فلاحی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۴ ، ۱۷:۰۱
درجی طالقانی

بازیهای قدیمی: هفت سنگ

چهارشنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۴، ۰۸:۲۵ ق.ظ

▪️ #هفتخلات (هفت_سنگ):

▪️ این بازی یکی از #بازیهای محبوب خانمها بودکه گاه آقایان نیز به آن می پرداختند. ولی باز این بازی امروزه به فراموشی سپرده شده در صورتی که بازی انرژیک محسوب می شود.

در این بازی #دو تیم یا گروه داریم #یارکشی در دو گروه #چهار یا #پنج تیمی و بیشتر صورت می گیرد سپس از تیکه های #کوزه های شکسته قدیمی و یا سفالهای قدیمی #هفت عدد جمع آوری می نمایند البته در #بیست سال قبل از این کوزه ها زیاد بود و امروزه اثر چندانی از آنها نیست به این #تیکه های کوزه شکسته #خلات می گفتند.

بعد #هفت عدد از آنها را روی هم می گذاشتند و بعد به شیر و خط #سکه می پرداختند و اگر سکه ای در کار نبود یک تیکه خلات صاف و تخت را بر می داشتند و یک طرفش را #خیس می کردند و هرتیم یک طرف خلات را انتخاب می کردند بعد خلات را به #هوا پرت می کردند .

اگر طرفی که هر تیم انتخاب می کرد رو به بالا قرار می گرفت آن تیم #برنده می شد (تیمa) و بعد تیم برنده (a)سه متری یا #چهار متری هفت خلات قرار می گرفت تقریبا شبیه لحظه #ضربات_پنالتی وسط بازی #فوتبال و همه بازی کنان پشت #توپ می ماندن بعد یکی از بازیکنان تیم برنده #شیر یا خط (a)توپ پلاستیکی را با قل دادن به طرف #خلاتها پرت می کرد. و اگر خلاتها می افتاد اعضای آن تیم(a) #متفرق می شدند و اعضای تیم دیگر (b)باید با هم کاری هم به بازیکنان تیم مقابل(a) حمله می کردند و توپ را به #بدن آنها می زدند در زمانی که تیم (b) به طرف یکی از بازیکنان تیم (a) حمله می کردند تا توپ را به او بزنند بقیه افراد تیم (a) فرصت دارند خلاتهای #ریخته را دوباره #روی_هم بذارند و اگر موفق به این کار می شدند تیمشان #برنده می شد و بازی دوباره شروع می شد ولی عملا این کار سخت بو د و اعضای تیم (b) با پاسگاری #دستی توپ را بهم می رساندن و مانع از قرار گرفتن راحت #خلاته روی هم می شدند و چه بسا پیش می آمد بازیکنان تیم (a)موقع مرتب کردن شکار می شدند و یا هول می کردند و خلاتها را بیشتر می ریختند و کارشان سختر می شد.و گاهی نیز به علت #چابکی پیروز می شدند و اعضای تیم برنده بنا به توافق دو تیم در اول بازی جایزه شان را می گرفتند.


 علی_صفاری (زیدشت)

کانال: طالقان البرز


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ اسفند ۹۴ ، ۰۸:۲۵
درجی طالقانی

مای خانه بُساتُن

دوشنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۴، ۰۲:۲۱ ب.ظ

یک خانه قدیمی - عکس از آقای محمد


اون قِدیمی خانانَ خراب کُردیم خیلی رُندُک میکرد...می خواستیم خبرَ مرگمان یه پیلا خجیرَخانه بسازیم اما مَگه میگردی مای پُدر دَرآمهَ...اِندی خاک درکُردیم تُمام نمی گُردی....

دو سه هفته روُخانی میان دَ سنگ جمع کُردیم خری همرا بیاردیم  بُنُوره بکّندیم هی جیرشیم ...یه مِحمار مای دِه دَبَ اون دوُرَ راهانی آدُم بَ تابستانان میا مَه اون با غانی میان یه خانه می گیت سُه تا دی کارگر داشت بشیم اوی پی بیامه بِدی بگوت باز بکّننین .... ما باز جیر شیم یه قد َ آدم تا یه روز با کارگراُنش  بیامه شُرُ کُردن سنگِ  چین کُردن .... ما دی خوشحال خری جور کار می کُردیم

یه کارگرُش خیلی شا ناخوووش بَ چالوسَ دزدَ ورزُوی جور کاری بیخ دَ در میشه همُش تُکُشی دَم سیکار اُوزان بَ...سنگَ چین تُمام گِردی بُماند دیفاران....بِشیم قبرُستانی سر هی قُرمزخاک سرَند کُردیم خُشت بزنیم  یه ماه قبرُستانی سر  خُشت میزیم  کاه گُل خُز میگیتیم تا گِردی دوهزار خُشت  تمام بیابانَ خُشت بیگیت  خدا خدا میکُردیم باران نیا...خُشتانَ خری همرا بیاردیم دیچ چیم دالانی میان  خیس نَگَرده تا خبرَ مرگُش مِحمار بیا یَ...

دوشنبه صُب مِحمار بیامه شروع کُردیم دی چی یَن چهار پِنج رگ دی چی بگوت  گُسنُمَه ما دی هشت تا مُرغانه و خیکی پنیر و گِو ای سر شیر و یه گَتَه کیتیری چایی بیاردیم  چاشت کُفت کُنه  بِد یم چُشمانُش جیر کَت دستانُش می لَرزه بگوت مُن بُشم الان میام تا شما گُل خُز گیرین بَشَه یه ساعت دیگه بیامه سرحال بَ سیکار دی تُکُشی دم ....خلا صه با یِه مُکا فاتی بَرُساندیم تا تیرَ بند ....                                           

دیوارانَه دیچ چیم برسُاندیم به سقف اما تیر نُداشتیم  بیشیم رَزان دَه پونزده تا خُجیرَ تبریزی رَ بنگتیم  

بَکُش بَکُش بیاردیم روخانی دَم دی هرچی وی دار دبَ گَرچانُشَ جیرکُردیم بامی دَستُکی بَ کولبار کُردیم بیاردیم چهارشنبه صُب بازمِحماربیامهَ خیلی اوقاتُش تلخ بَ پلکان هانایم دیفارانی دیم تیرانَ جَر کِشیم این دیفارتا اون دیفار....تیرانی سَر چِل پنجاه تا دُرازَ چوها نا مارَبگوت ایسَه گَرچانَ
پخش کننین تا مُن بیام  هیچی بازم بَشَه ما دی قشنگ گَرچانَ پخش کُردیم تَخت کُردیم بعداز ظُهر بیامه جَختی سَرَ حال بُگوت این تیرانی بیخ دُوش کَش میخوای َیه دُوش کَش هانا و ستون بَزَ تا تیران خم نَگُردُن بمانُدش خاک بریختن مادی هِی کیسه کیسه خاک جَر کِشیم بریختیم گَرچانی سر پهن کُردیم فقط بُماندی بَ نُکاسانی چُورَهانی  نُکاس دُرس کُردُن خیلی سَختهَ مِحمار مُهننسی کُردُ چوآنَ هانا بگوت گُل دُرس کننین میخوایم اِندُود کنیم  بازما بِشیم قبرُستانی سَر کیسه کیسه این سیریشَ گُلَ بیاردیم بِشیم خَرمَن چال دَ سه تا خَشَه کاه بیاردیم  نمُک دی داشتیم گُل خُز گیتیم هی لَگَه کُردیم تا آماده گِر دی عینَ حَلوا گِردی بَ کاهی بو آدُمَ مست میکُرد بریختیم سطلی میان جَر کِشیم بامی سر بامَ  یه خُجیر اِندود ُکُرد  اون وسط یه گَتَه درجی هانا هرچی ما نالُه کُردیم ها نِنین رُندُک مینه باران میا حرف گوش نُکُرد هی تُکُشَ پیت می دآ مای بَ آخُرُش بگُوت خر پُشته می زنُم شمای بَ نور بیایَ اما باران نیایَ بُدَ خانَه تانی دُل روشن گَردَ خر پُشته رَ دُرُس کُرد  این سر َ بام یه ناچوُ لُک اون سَرَ بام دی یه ناچوُ لُک هانا بگوت باران میایَ شُر شُر کُنه قشنگَ صُدا میدی آدُم خوُشش میا....بامی کار تُمام گِردی بُماند میانی کار گُل کار باید میکردیم  میان خیلی سخت بَ دو تا لَتازه داشت چهل پنجاه تا دی تاقچَه کوچیک و بزرگ  دوتا دی دُولاب داشتیم یه گَتَه کِندو دی پِسینه ای میان ما بشیم رُخسَره ی درَه اَرَ گُل و نَرمَه گُل  بیاریم گُل کاری بَ اونجی گُلَ بَبُر دی بی یَن  بِشیم هرنجی راه بکّندیم وُ بِزیم خورجین هالانهَ پُر کردیم بیار دیم.....

​فرشید  فلاحی 94/08/28​

این داستان با صدای فرشید فلاحی تقدیم به شما (دریافت کنید)


اصطلاحات خانه سازی در طالقان:

بنوره                     سنگ چین                    دیفال
ستون                   تیربند                           نکاس
درجی                   ناچولوک                       اندود گل کار
ایوان درست کردن    هیزم دان                     تنورستان
پستو                     پسینه                        طاقچه
لتازه                     گوربا راه                       دروازه
کولون                   زنانه کوبه                      مردانه کوبه

کپی برداری از این متن تنها با ذکر منبع آن (کانال تلگرام/وبلاگ درجی TaleghaniDarji) مجاز است.



خانه ای در گلیرد طالقان - عکس: آقای محمد میثاقیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ اسفند ۹۴ ، ۱۴:۲۱
درجی طالقانی

امرو صبح...

دوشنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۴، ۱۰:۱۳ ق.ظ


امرو صبح
هر چی میتانی قهقه بزن
هر چی میتانی شیطانی کن
هر چی میتانی اطرافیانت محبت کن
بدا همه تویی لبخند ده لذت ببرن
امروز
هر چی میتانی خوارته کوری هادین
هر چی میتانی چیزای خوبه تجربه کن
چون امروز فقط یبار اتفاق دمیکوبه
پس امروزه خوجیر زندگی کن

متن سحر سید علیخانی 
عکس مهناز فلاحی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ اسفند ۹۴ ، ۱۰:۱۳
درجی طالقانی

زمستان

يكشنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۴، ۰۳:۲۱ ب.ظ


زمستانَ کسی یادم نیمینَه
دیگه هیچّی مُنَ شادُم نیمینَه
دلُم ویرانَه گردی دردو غم دَ
چی اِیْ بَ هیچکی آبادم نیمینَه

چرا ایمروزو فردا مینی ای دل
چرا دردُتَ حاشا مینی ای دل
غلط کُردم بوگوتُم عاشق استُم
تُ آخُر مشتُمَ وا مینی ای دل

زمین و آسمان سر تا به پا هیچ
تمانَ زندگانی بُخّدا هیچ
دَسُت داری اگَه جمشیدی جامَ
می شی گوری میان،بی سرصدا هیچ

زمین خیسَ هوایی دُل بیگیتی
مینی پوجارَکانَ گل بیگیتی
مگه چِندی نفس دارُم خدایا
فقط غم دَ دلُم حاصل بیگیتی

سیا ابرُک بیگیتی آسمانَه
زمینَ سایَه کردی بی وهانَه
نه کوپا تیرَ نه گلکارَ بومان
چه خاکَ سر کُنُم من این میانَ

غلاچُک داری سر غچ غچ می خوانَ
می دانی او مینی دردَ میدانَه
اچینَ برمه کردن غچ غچانش
می خوانَ و هیلَ هیل اشکُش میشانَه

خداوندا دلم لبریزَ دردَ
مینی جور ای خدا هیچکی نگردَه
مُن اون دارُم کو ریشه انش وُخشکی
تمان َ وُلگکانُم  زردَ زرده

پسا پیشا نُگو ای بی نوا دل
بنیش و برمَه کن بی سر صُدا دل
نمی خوانَ کسی بیگانهِ ای خط
کُجَه پیدا مینی تُو آشنا دل؟؟؟


 شعر و دکلمه: آقای محمود رضایی از سنگبن

شعر با صدای محمود رضایی تقدیم به شما (دریافت کنید)


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ اسفند ۹۴ ، ۱۵:۲۱
درجی طالقانی

ساخت تنور

شنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۴، ۰۱:۳۸ ب.ظ

تنور
مواد لازم :
1_ خاک قرمز
2_ موی بز
3_ آب
مراحل ساختن:
1_ زمین مسطحی که در طول روز آفتاب بر آن نتابیده و کاملا خنک و سایه باشد وآب قدرت نفوذ آنرا نداشته باشد انتخاب می کنیم.
2_ مقدار 130 تا 150 کیلو خاک بر روی آن به صورت تپه ای کوچک در می آوریم با حفر چاله ای کوچک بر بالای تپه و ریختن اب صبر می کنیم تا آب همراه خاک خورده گردد.
نکته: در این مدت آب و خاک نباید هم بزنیم .
دوباره عصر همان روز مجددا مقدار کمی اب بر اون میریزیم.
3_ نصف موی یک بز را به آن اضافه می کنیم و بعد با پا برهنه آن گل را هم می زنیم.
سه روز متوالی و در هر روز در دو نوبت 2 ساعته با پاشنه ی پا این گل را ورز می دهیم.
4_ در روز چهارم و پایانی با مشخص کردن ابعاد تنور،پی ریزی ابتدایی تنور را با یک طبقه از چهار طبقه آغاز می کنیم.
نکته: بهترین ابعاد 110*90
5_ با تخته گل آماده را به صورت 14قالب مسطح با قطر یکسان در می آوریم، قطر ابتدایی تنور بیش تر و تنور در طبقه چهارم و بالایی ترین معمولا 60 الی 70 سانتی متر قطر  دارد.
6_ قطر تنور حداقل 3 و حداکثر 6سانتی متر می باشد.
نکته: در حین چسبانده قالبها از آب استفاده نمیشود. جهت چسبنده بودن قالبها می توان از سفیده تخم مرغ به مقدار بسیار کم استفاده شود.
7_ هر طبقه تنور می بایست یک هفته خشک شده تا سرپا بماند.
8_ مرحله آخر به وسیله قاشق یا لاک ساب نقشهایی بر لبه تنور که اصطلاحا به آن مهره گفته میشود تصویر میکشیم.
بعد از پایان ساخت تنور به وسیله مدفوع گاو ماده ای که شیر دارد( گو زور) بر بدنه بیرونی تنور میمالیم تا از ترک خوردن جداره بیرونی جلوگیری گردد.


این متنِ مربوط به ساخت تنور که تقدیم شما گردیده، از وبلاگ تنورستان بوده است به مدیریت سرکار خانم مهری شیخ حسنی

با سپاس از همه مبلغان زبان و فرهنگ این دیار کهن


ساخت تنور با صدای عباس فرامرزی تقدیم به شما (دریافت کنید)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۴ ، ۱۳:۳۸
درجی طالقانی

نان بپتنی وسایل

شنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۴، ۰۱:۲۷ ب.ظ

نان بپتنی وسایل

لاک : چوبی گود ظرف هسته برای خمیر کوردن آرد
وردنه : چوبی استوانه نازک کوردن خمیری به
استام : فلزی صاف قاشق لاک اوی همرا تمیز میکوردن
لاکیجَه : شبیه لاک به فقط یه بوجوک کوچیکتر
چپی : سبدی چوبی به که نان ازتنور در ارون اونی سر مینگتن تاخنک گرده وخمیرنباشه
نان بند : وسیله ای که خمیر پهن کوردی یه ره اونی سر میکشی ین اونی همرا میزی ین تنوری دیم
اُستام : کاردکی به کو اونی همراه نان تنور دهجدا میکورد،یجورایی حکم پیمانه دی داشت اونی همرا خمیره از لاک در میوردن کنده ای ب
پیتَه : دستمال دم دستی
لاک سَرین گَن : پارچه ای به گوخیلی کلفت به ومعمولا خود زنکان موتون تا خمیری سر دنگنن خشک نگرده
خوان : چهار پایه چوبی به برای زیر وردنه کوتاه به از زمین بیست سانت ارتفاع داشت
آرد سفره : موقع کار پهن میکوردن آرد زمین نریزه
لاک سفره :یه کلفت پارچه به بعد خمیر کوردن میکشی ین لاکی سر خمیر گرم گرده ورز بیا
سفره خوان : سفره ای به گو زیر خوان(میز جلو نانوا که چونه رو وردنه مینه)پهن میکوردن تا ارد اضافه اونی میان بشانه.


با سپاس فراوان از گروه تولید محتوای درجی

کپی برداری از این متن تنها با ذکر منبع آن (کانال تلگرام/وبلاگ درجی TaleghaniDarji) مجاز است.


این متن ارزشمند با صدای فرشید فلاحی تقدیم به شما (دریافت کنید)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۴ ، ۱۳:۲۷
درجی طالقانی