درجی: دریچه‌ای رو به فرهنگ، زبان، مردم و خاک طالقان

درجی، به طالقانی یعنی: دریچه سقفی خانه‌های قدیمی که رو به نور و هوای تازه باز می‌شد و نقش پررنگی در معماری، فرهنگ، افسانه‌ها و مراسمهای طالقانی دارد.

درجی: دریچه‌ای رو به فرهنگ، زبان، مردم و خاک طالقان

درجی، به طالقانی یعنی: دریچه سقفی خانه‌های قدیمی که رو به نور و هوای تازه باز می‌شد و نقش پررنگی در معماری، فرهنگ، افسانه‌ها و مراسمهای طالقانی دارد.

درجی: دریچه‌ای رو به فرهنگ، زبان، مردم و خاک طالقان

دوست عزیز سلام

طالقان، ولایتی اصیل و ریشه دار، با مردمانی نجیب و آرام و فرهیخته و فرهنگی غنی و ناب و بی‌بدیل است.
از نظر جغرافیایی، طالقان را نگین رشته کوه‌های البرز می‌دانند. دیاری محصور در کوه‌های جنوبی مازندران و گیلان، همسایه با کرج و الموتِ قزوین. با فاصله 166 کیلومتری از تهرانِ پایتخت.

این دیار، 86 پارچه آبادی دارد که برخی از روستاهای آن، به دلایل فرهنگی (مثل: روستای اورازان - زادگاه جلال آل احمد که کتابی هم به همین نام دارد) سیاسی مذهبی (مثل: روستای گلیرد - زادگاه آیت الله طالقانی، جاذبه‌های توریستی (مثل: روستای کرکبود - آبشار کرکبود و روستاهای حاشیه سد طالقان) و دلایل دیگر، آوازه‌ای جهانی دارند.
همچنین یکی از مرموزترین روستاهای ایران که به "ایستا" معروف است و در خود طالقان به "ترک آباد" شهرت دارد، در آن واقع شده است.

امّا بیشترین شهرت طالقان، مربوط به مفاخر و بزرگان آن است. از ابوذر زمان (آیت‌الله سید محمود طالقانی) و نویسنده خسی در میقات (مرحوم جلال آل احمد) گرفته تا شهید تیمسار فلاحی، دکتر حشمت، درویش خانِ اهل موسیقی و زنده یاد مریم میرزاخانی که مشتی است نمونه‌ی خروار در ذکر مفاخر و بزرگان طالقان.

ناحیه طالقان، زیستگاه حیات وحش وگونه‌های متنوع گیاهی است که واجد ارزش‌های تفرجگاهی هستند.
طالقان به غیر از آثار ارزشمند طبیعی که درخود جای داده‌است، اماکن زیارتی و تاریخی ارزشمندی نیز دارد که بر جاذبه‌های آن می‌افزایند.

زبان مردم طالقان از ریشه های فارسی - تاتی است.
ما در اینجا گرد هم جمع شده‌ایم تا طالقان خود را بهتر شناخته و در جهت احیای فرهنگ و زبان خود گام برداریم.

تمام تلاش و همت ما بر این است که زبان و فرهنگ و خاک طالقان عزیزمان، از هر گزند و آسیب، محفوظ بماند.

خُجیره هم زبانان، البرزیانِ نازنین، شمایی قدم مایی چُشمی سر.
به خودمانی زبان گپ بَزنیم تا ماندگار بُمانه.


برای ارتباط با ما
از طریق ایمیل به آدرس taleghanidarji@gmail.com مکاتبه کنید.

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۳۳۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زندگی روستایی» ثبت شده است

شعر «ننه جان» به گویش کرجی

چهارشنبه, ۲۴ شهریور ۱۴۰۰، ۰۲:۱۹ ب.ظ

برفِ اون زمستونا، تَش کَلِه بَندان یادته؟             پیاده میشُی به دُروان زِ آدران یادته؟
نَنِه جان میگوت بیامَن مَنی یالان یادته؟             یه ماچَک میکورد، میگوت دیمتِ قربان یادته؟
عاشورا جمع میگردن همه تو دروان یادته؟           اسماعیل جان ، قیمه و ته دیگ و قِزقان یادته؟
عمو شربتم چی گردی؟ علیجان دایی چی شد؟     گَت آقام همش دَسِش دَبِه چوپوق دان یاته؟
ننه جان قُرمه هامیدا دَسِمان یواشکی                هی میگوت بَبَم فدات، قَدّتِه قربان یادته؟
شُو تَبِستان میشیم اویاری، میدان یادته؟             صبح تشک پهن بُو تو اَفتُو، دَمِ ایوان یادته؟
وانتِ مهدی گودرزی، مینی بوسِ دایی جان         غروبِ جمعه سرش دعوا سر جان یادته؟
دختران کوزه میهَشتَن سَرِشان دنبال اُو              من و میثم، تو و ابراهیم و ساسان یادته؟
ننه جان صبح پامیستا دِمیبَست نان یادته؟           نهارا والَـک پُلو، شُو پنیر و نان یادته؟
نان دستی ننه هامیدا من و میگوت بخور            بوی نان تازه، صبح زِ تندورستان یادته؟
یادِ مشدی آمنه، عمّه نازی، فاطمه خانم             غروبا پاتوقشان خانه‌ی سلطان یادته؟
عمو اسماعیل، دلم هوایی همون روزاس             تن اُو، گرد اُوی حسن، ظِلّ تَبِستان یادته؟
یادِ تعزیه‌ی آقا، صدایِ مَش اسماعیل                چه تقاصی زِ لبِ قاریِ قرآن، یادته؟
هوای پاییزی و وِلوزِه تو جیرایی باغ                  شُوهای بلند و شُو چَرزه و مهمان، یادته؟
جاده‌ی خاکیِ دروان، پیچِ تنگِ لَتِ سر               خاک میخوردیم و سرگیجه و قِسیان یادته؟
سگ آلوچه از اون مله میوردن یادته؟                قصّه‌هایِ ننه جان شیر علی مردان یادته؟
پیاده جاده‌ی بالائی و من و دمپائی پا                غرورِ سواره کو رو وِمیگردان یادته؟
چقدَر دیر بَرسَم؟ تندورِ نَنجان خوموشه!             تابوتِ نَنجانو من! چشمونِ گریان یادته؟
همه چی خیالی بُو، هوایی بُو، زودی گذشت         نَنه جان، تنها بیهَشت ما رو تو دُروان یادته؟

 

شعر از: آقای محمد گودرزی، اهلِ آبادیِ دروانِ کرج-البرز

  عکس از: آقای روزبه طهماسب نیا، از الموت

درجی: به یاد خاطرات مشترک بچه‌های البرز... کرجی یالان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ شهریور ۰۰ ، ۱۴:۱۹
درجی طالقانی

متنی برای پل قدیمی زادگاهم، روستای شهرک طالقان

چهارشنبه, ۱۷ شهریور ۱۴۰۰، ۱۰:۰۵ ق.ظ

ورود ممنوع
ورود به شهرک ممنوع
گذر از پلی که شناسنامه روستای شهرک طالقان است ممنوع.
چون اکنون این گذرگاه دیگر مسیر ورود به روستای شهرک نیست. چون شهر طالقان، هویت روستاهای تشکیل دهنده خود را می بلعد. روستاهای شناسنامه دار، باید تبدیل به محله های بی هویت شوند.
این پل زیبا که نشانی از هویت شهرک هست، همچون دوقلویش پل گلینک، باید زیر پایه هایشان با احداث پل های ناموزون ساخته شده با ماشین و آهن سیمان خالی شود.
باید پلی که به صورت مشارکتی، با کمک مالی و به دست اهالی، زیر نظر مهندس میرفخرایی ساخته شد از یادها فراموش شود. زیرا ساخت پل و حمام و مسجد و آب انبار توسط مردم نشان از هویت روستایی است و ساخت تاسیسات توسط دولت نشان از هویت شهری.

 


پلی که در اوایل دهه ١٣٣٠ساخته شد، هیچگاه سیل از روی آن رد نشد، هیچ سیلی تا قبل از احداث پل جدید، آسیبی به آن وارد نکرد، باید نابود شود، به جرم این که وجودش گواهی است بر قدمت همزیستی مردم و رودخانه شاهرود ، و بودنش بطلانی بر حد بستر و حریم های محاسبه شده بر روی کاغذ در این محدوده رودخانه.

 

 

اما از تو میخواهم که بمانی.
بمان ای زنده کننده غوغای پلی دم و گاراژ،
بمان ای یادگار دوران کودکی،
بمان ای خاطره خوش مسابقات خر سواری
با سرود گوگـَل بیامه،
بمان ای یادآور خاطرات پیشواز و بدرقه مسافرین و زوار.
بمان ای راه عبور به اون دست و قهوه خانه حصیر آباد.
بمان ای راه عبور دخترکان کوزه به دوش راهی چشمه وُجاروک.
میگویند زیبایی یعنی تناسب و تقارن، همچون این مریم گلی رسته بر کنارت،
بمان ای پل طراحی شده توسط مهندس میرفخرایی
بمان پل زیبا،
شاید شهریور امسال
در آغاز ۶٨ سالگیت، به عنوان هدیه تولد پای زخمی و شکسته ات درمان و باز هم آغوش پر مهرت بر روی ما گشوده گردد.
بدون تابلو ورود ممنوع.
و نصب تابلویی با این عبارت:
پل زنده یاد مهندس میرفخرایی
با افتخار، عبور و "مرور خاطرات" آزاد

به قلم: آقای روزبه اجلالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۰۰ ، ۱۰:۰۵
درجی طالقانی

تی دور وَگردُم

چهارشنبه, ۱۷ شهریور ۱۴۰۰، ۰۸:۳۳ ق.ظ

اصطلاح «تی دور وَگردُم»

 

همان اصطلاح «دورت بگردم»ِ فارسی است که در فرهنگ لغات و اصطلاحات در مورد آمده: از شدت دوست داشتن، به گِردِ کسی گشتن و طواف کردن.

اما در اصل فلسفه دیگری پشت این اصطلاح نهان است که از یک افسانه قدیمی سرچشمه می‌گیرد.

در قدیم، یکی از باورهای مردم در درمان بیماری‌ها بدین صورت بوده که می‌گفتند قدم زدن دورِ یک فرد بیمار، در سه یا هفت نوبت، با این نیت که انسان ناخوشی آن شخص را به خودش بگیرد، موجب درمانِ آن فردِ بیمار خواهد شد. اما چه بسا که فردِ طواف کننده! خود از آن بیماری از دست برود و به قولی، فدایِ آن شخصِ بیمار گردد.

نوشته‌اند که امپراتور مغول، باهور، شخصاً از این روش برای خارج ساختن بیماری از بدن پسرش، همایون، و انتقال آن به بدن خویش، استفاده کرد. پس از این حادثه، ولیعهد همایون، خوب شد اما امپراتور باهور، درگذشت.

بر این اساس، اصطلاحِ «دورت بگردم» که ما در طالقانی به صورت «تی دور وَگردُم» استفاده می‌کنیم، یک محاوره از جان گذشتگی است مشابه اصطلاحِ «فدایت شوم» که بهتر است از آن استفاده نشود. زیرا در حقیقت یک تعارفِ دروغ و بسیار سنگین است. اگر هم به صورتِ خیلی محدود و در مکالماتِ بین افرادِ خیلی صمیمی و از نظرِ عاطفی نزدیک، استفاده شد، ادب حکم می‌کنم که در جواب بگوییم: خدا نکنه.. ان‌شاءالله سلامت باشید... و یا الهی به داشتن سلامتی و عمر دراز.

 

#درست_و_به_جا_صحبت_کردن_هنر_است

 

متن از: سیده مریم قادری       عکس از: علی شفیعی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۰۰ ، ۰۸:۳۳
درجی طالقانی

یک عاشقیِ نجیبانه

چهارشنبه, ۲ تیر ۱۴۰۰، ۰۸:۲۸ ق.ظ

از مادربزرگم پرسیدم:
_ ننه! روز خواستُگاریت چی تُن کُورده بی‌یِی؟
_ یادوم نی کو بَبه جان، پِنجا سال پیشان بَ!

آبّا از آن سرِ اتاق بگوت:
_ یه قُورمُزه دامان کو قیطان‌دوزی زَرزَری داشت..

به افتخار عاشقی‌های نجیبانه و بادوام

 

عکس از: حمیدرضا هلالی

 

پدربزرگ در طالقانی با این کلمات خطاب می‌شود: آبا، گَت آقا، پیله آقا، آقجان و مادربزرگ با کلمات: گَن‌ننه، گَته ننه، پیلا ننه، نَنجان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۰۰ ، ۰۸:۲۸
درجی طالقانی

دُهانت بسوجه بِیتره تا دلت!

دوشنبه, ۳۱ خرداد ۱۴۰۰، ۰۹:۴۳ ق.ظ

آبـّام قِدیمان که بهداری کار می‌کُرد، یه دُگتور هندی اِی همرا رفاقت داشت.

به نقل از دُوگتور ما رو میگوت: یه مُشَمبا فُلفُل درنگن جیفتی دُل

تا هر وَخت هوس کُردی یکی‌اِی همرا درد و دل کنی، یه بوجاک از آن داکُنی دُهانتی میان!

 

آها بَبه جان، این گَپ که دُندانتی پَسان زُندانی گِردی، دُهانُت که در بیا، تو میبی اویی زُندانی و نوکر

بُمانه که مردم چندی میتانُن این حرفانتان دِ سوء استفاده کُنُن.

پس دَرد و دلانتانه بَبُرین خداجانی پیش تا هیچوقت اسیر و اَبیر مردم نگردین.

 

ضمناً این اصطلاحِ «اَسیر و اَبیر» رِ خودُم اینتُرنُتی میان چِک کُردُم! دُرُستش همینی‌یه که بِنوشتی‌َم. «اَسیر و اَبیر» به معنایِ گرفتار و گمشده‌ی از یاد رفته! خلاصه که عَبیرُشان دُرُست نی!cheeky

 

ضرب المثل هندی، اصطلاحات فارسی و یه طالقانی خوشفکر که از همه شون پند میگیره wink

 

متن از: سیمرغ - عکس از: خانم رویا محمدی

گروه تولید محتوای درجی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۰۰ ، ۰۹:۴۳
درجی طالقانی

ویـر و گـَرُک

دوشنبه, ۳ خرداد ۱۴۰۰، ۰۸:۱۶ ق.ظ

آشنایی با دو واژه طالقانی

enlightened ظهرِ یک خانواده طالقانی سر سفره نهار

پدر: زُن جان، پَ یالان کُجه دَرون؟ صداشان کُن بی‌یُن سُفرِی سَر.

مادر: ویل کُن تو غذاته باخور... دُترُک کو این غذا گـَرُِکـُش نی! پُسرک دی ایسه هِمین ظُهری دَم، ویرُش بیگیته مَشقانِشِ بِنویسه... حَلا بَهداً یه چی میخُرُن... بَکَش... بِسم الله!

 

حتماً با این مقدمه، متوجه شدید که امروز می‌خواهیم در مورد کدام کلمات حرف بزنیم. بله درسته، واژگان: گـَرَُک (یا گـرَِک) و ویــر.

هر دو کلمه تقریباً یک معنی دارند: میل، هوس، ویار و خوش آمدن از چیزی که معمولاً خوردنی است (در مورد گـَرک) و یا داشتن میل و اشتیاق جهت انجام کاری (در مورد ویـر).

 

گـَرک معمولاً با افعال هست و نیست می‌آید مثال: گـَرُکَم نی... یا گَرکت هسته؟

اما ویـر علاوه بر افعال هست و نیست، با فعلهای گرفتن، کشیدن و آمدن هم همراه می‌شود.

مثال: ویِرِشه، ویرُش نی، ویرُش بیگیتیه، ویـرُم بَکشیه، ویـرُت میا؟

 

یه اصلاح هم با این دو کلمات داریم: اصطلاحِ «این آدم ویریه» بدین معنا که این آدم میلیه و اگه رو مودِ چیزی باشه انجامش میده و لاغیر. و اصطلاحِ «این آدم گَرکیه» یعنی که میلش به بعضی چیزا میکشه و به بعضی چیزا نه.

خُب این هم آشنایی امروزمون با کلمات زیبای طالقانی. امیدوارم همیشه و همه جا، با افتخار طالقانی گَپ بزنیم.

یا حق

متن و تهیه پوستر: سیمرغ


منبع پوستر اصلی: خبر آنلاین

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۰۰ ، ۰۸:۱۶
درجی طالقانی

راه وازه... جاده دی درازه

يكشنبه, ۲ خرداد ۱۴۰۰، ۰۹:۲۶ ق.ظ

یه اینگیلیزی مَـثَل دَره که میگو:

اونه‌ای واستان که میخوا شما دِ دور گـَرده، راهُ که وا مینین هیچ، یه لَگه دی بَزنین و هولُش هادی‌یِن تا زودتَرَک بَشوئه!

آها عِزیز جان، اونی که دِلُش با شما نی یِه، بُمان نی

نُماندنی دی هر چه زودتر بَشوئه، شَرُش کمتر و بِشی‌یَنُش بِیتَر و اَیضاً یادا کُردُنش راحت‌تر!

یه وَختایی دی تو باید بِشی...

یادُش بخیر، نَنه جان میگوت: با جان و دل محبت کنین اما بُقچُه‌تان دی دَبُست بنگنین چُشمانشانی پیش، تا حالیشان گَرده اگه باشُن با جان و دل هستی اما اگه یک‌دلتان نباشُن تو دی نی‌یِی...!

 

متن از: سیمرغ - عکس از: شهرام خدادادی

گروه تولید محتوای درجی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۰۰ ، ۰۹:۲۶
درجی طالقانی

رسوم زایمان

جمعه, ۳۱ ارديبهشت ۱۴۰۰، ۰۸:۲۶ ق.ظ

چند رسم قدیمی در مورد زایمان و تولد نوزاد


عکس از بانو زینب سادات موسوی

رسم اذان گفتن: معمولاً رسم بود که بعد از تولد نوزاد، مردِ خانه به رویِ پشتِ بام اذان بگوید. همچنین اگر فرآیند زایمان به مراحل سختی می‌رسید، برای استعانت از خدای متعال و طلب رحمت، هم اذان می‌گفتند. بعد از تولد نوزاد هم، رسمِ اسلامیِ اذان و اقامه در گوش راست و چپ نوزاد، اجرا می‌شد.

 

 

رسم طبل کوبی: خیلی قدیمها برای دور کردن آل از خانه زنِ زائو، بر روی پشتِ بام، طبل یا دُهل یا تشت می‌کوفتند.

صدقه و نذر: اگر زنی سخت می‌زایید، به هنگام درد کشیدن، نذر می‌کرد که به اندازه مثلاً وزنِ موهایِ نوزادش، طلا یا نقره صدقه دهد. همچنین معمولاً زیر بسترِ زائو مقداری پول می‌گذاشتند که به هنگام دنیا آمدن نوزاد، صدقه دهند.

برداشتنِ سق با تربت: بعد از دنیا آمدن نوزاد، قابله انگشت خود را داخل تربت امام حسین می‌زد و داخل دهان نوزاد می‌گذاشت تا به‌عبارتی سَق یا کام او را با تربت برداشته باشد.

 

 

ختنه یا سوراخ کردن گوش: در بعضی مناطق رسم بود که به محض دنیا آمدن نوزاد، اگر پسر بود، او را ختنه و اگر دختر بود، گوشش را سوراخ می‌کردند. هرچند معمولاً در طالقان، ختنه کردن نوزاد به تعویق می‌افتاد و با برپایی مراسم مفصل‌تر «ختنه سوران» همراه بود.

شیر آغوز یا ماک: اولین شیر بعد از زایمان را آغوز می‌گویند که شیری بسیار چرب و پر قدرت است. اما در گذشته، برخی معتقد بودند که نباید نوزاد را با شیرِ آغوز تغذیه کرد. لذا تا 3 روز اولِ تولد، به وی شیر نمی‌دادند و از کره، بارهنگ و شیرخشت استفاده می‌کردند.

اسفند دود و تیکه آهن: بعد از به دنیا آمدن نوزاد، بساط اسفند دود برپا می‌شد. هر وقت هم کسی به دیدن نوزاد می‌آمد، دود کردن اسفند را مجدد برقرار می‌کردند. همچنین برای جلوگیری از سرقت نوزاد توسط آل! یک قطعه کوچک آهنی کنار مادر و نوزاد می‌گذاشتند.

چله بُر، چشم نظر و نان و نمک: از جمله چیزهای دیگری که برای نوزاد و زائو می‌گذاشتند، نخی معمولاً از جنس ابریشم بود که یک زن پاک نهاد و دست سبک، بر آن چهل گره زده و صلوات و دعا می‌خواند. چشم نظر، آویز وَاِن‌یکاد و تکه ای نان و نمک پیچیده شده داخل یک پارچه کوچک نیز از جمله چیزهایی بود که به سبب دفع زخم چشم و نحوست به نوزاد می‌بستند.

 

 

قرص کمر: قرص کمر ماده‌ای گیاهی و ساخته دستِ عطاران قدیمی است که قابله بعد از دنیا آمدن نوزاد، چند تا از آن را می‌کوبید و با گفتن ان‌شاءالله بعدی دختر یا پسر باشه (بسته به جنسیت نوزاد) به کمر زائو می‌بست تا مسکن درد وی باشد.

 

 

نامگذاری و مراسم آشِ شیشه: روز ششم تولد نوزاد، بزرگان جمع می‌شدند و نامی را از بین نام‌های پیشنهاد شده از لایِ قرآن بیرون کشیده و بر روی نوزاد می‌گذاشتند. در طالقان که اکثراً اسامی مذهبی، نام‌های اصیل ایرانی یا اسم‌های مرتبط با طبیعت (مثلاً اسامی گل برای دخترها) انتخاب می‌شد. پذیرایی این مراسم با آش بود که به آن آشِ شیشه می‌گفتند.

عقیقه: روز هفتم تولد نوزاد، برای وی گوسفندی را عقیقه می‌کردند و از گوشتِ طبخ شده به همسایه‌ها و خویشاندان هدیه می‌کردند. همچنین قسمت اعظمی از گوسفند عقیقه، سهمِ قابله بود اما پدر و مادر نوزاد از آن نمی‌خوردند. (رسمی اسلامی)

 

 

حمام زایمان: بعد از گذشت ده روز از تولد نوزاد (و گاهی اوقات حتی تا چهل روز بعد از تولد، در مواقع زمستان و سرما) مادر و نوزاد را به حمام می‌بردند و مراسم حمام زایمان می‌گرفتند. در حمام، حمامی از زائو با تخم مرغ نیمبند و عسل و از دیگر همراهان با شربت و شیرینی که خانواده زائو آورده بودند، پذیرایی می‌کرد و انعام می‌گرفت.

 

 

همچنین رسم بود بر روی سر نوزاد و مادر، با کاسه چهل کلید، چهل بار آب بریزند و صلوات بفرستند تا اجنه، نیروهای شیاطین و چشم زخم‌ها از آنها دور شود و در کارشان چله نیُفتد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۰۰ ، ۰۸:۲۶
درجی طالقانی

 

بیَل تا نُگاتی مِهرُوانی یو خَندُتی گرمی
به این قشنگه تیکاک از زُندگانی بَرسه

کین تور نَکن: دیوونه بازی در نیار، شیطونی نکن

 


گُرزِ بوته رو کنار بزنی...
بعد یه زَرُچ لانه کشف کنی
با ۲۲ تا مُرغانه 😋😍😍

اما خدایی دست نزنین به حیوانکانی لان و مُرغانه
بیَلین جریان زندگیشان ادامه دار باشه
😊

 ارسالی: آقای مهدی رضاخانی، روستایِ دُنبلید طالقان جان

مُنُ بِین: منو نیگا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۰۰ ، ۰۹:۳۸
درجی طالقانی

کُرگِ اخمو

جمعه, ۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۰، ۰۷:۳۶ ق.ظ

سلام
صبح بخیر
اگه این کُرگ اخمو بیَله
میخوام شاهکارشی همرا مرغانه درست کنم
🍳🐓
          
بیو مایی وَر 😉

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ ارديبهشت ۰۰ ، ۰۷:۳۶
درجی طالقانی