آداب و رسوم عروسی در طالقان
نان دبندان
یکی از روزهای منتهی به عروسی، فامیل بستگان و همسایه ها و همدهی ها در خانه ی زاما جمع میگردین و با کمک هم، نان عاروسی ره میپتن.
رسم به، حتی آنانی که کمک دی نمیکردن، یه سر میامین زامایی خانه، مبارک باد و خسته نباشیدی میگوتن و چند دیقه ای میماندن و بعد میشین.
هیچ خانمی دست خالی دی نمیومی. یک بشقاب آرد یا برنج یا حبوبات و این اواخر، نقل یا شکلات ومیگیت و سرش دی یه اسکناس لوله میکورد و چشم روشنی میورد.
آری، قدیمانی رسمان طوری به که هیچکس تنهایی زیر بار خرج و زحمت بزرگ نمیکت، همیشه همیاری و همدلی دبه. به هیشکی دی فشار نمیومی، هیشکی فشار زندگی ده نمیوسی. مردم همی پشت و یار بین.
خوش به آن روزان
نقل از: سیده مریم قادری #اورازان
کپی برداری از این متن تنها با ذکر منبع آن (کانال تلگرام/وبلاگ درجی) مجاز است.
خاطره نان دبندان با صدای خانم قادری تقدیم به شما (دریافت کنید)
طرز تهیه آش کلم
مواد لازم:
حبوبات شامل نخود، لوبیا (ترجیحا چیتی)، عدس، گندم (یا بلغور)
سبزی آش یا اسفناج
کلم سفید
سیب زمینی
چغندر
شلغم (در صورت تمایل)
کشک
نعنا داغ سیر داغ پیاز داغ
اول حبوبات جدا پخته میشه
بعد چغندرها رو درسته میپزیم و بعد از پخت، از قابلمه درمیاریم و خرد میکنیم و کنار میذاریم
در آب صورتی رنگ چغندر، گندم یا بلغور یا ترخینه رو میپزیم و بعد کلمهای خرد شده و بعد از آن سبزی را اضافه می کنیم
شلغمها رو با کمی نمک جدا میپزیم
در آخر سیب زمینی ها را با پوست شسته و خرد کرده ایم اضافه میکنیم
نیم ساعت بعد وقت اضافه کردن کشک، نعنا-سیر-پیاز داغ و حبوبات به آش است
20 دقیقه بعد که آش جوشید و جا افتاد، شلغم و چغندر را اضافه کرده و آش را کشیده و بعد از خنک شدن تزئین میکنیم.
آشپز: سیده مریم قادری
آورده اند در قدیمان یه وَله طال، روخانه ای دَم اَلَک گردی به
یه توره پُسر اونه رِ ویگیت هادا همسایشانی دُتر
اون دُتر دی یه آبله رو لالِ پُت پُت بَ کو تا بحال کسی او رِ چیزی هاندابه
او با خوشحالی وَله طالو بیورد خانه و داد بزی: این دی مینی وَله طال
از آن به بعد عشاق این روزو جشن بیگیتن و نامشُ بنگین: وَله طال که به مُرور گِردی: ولنتاین!
محقق: مریم قادری!!!
_________________
وَل: کج و کوله
طال = سُر: تپاله گاو که به عنوان سوخت استفاده میشود.
تور: دیوانه
لال پُت پُت: کسی که لکنت زبان دارد.
اَلَک گردی بَ: افتاده بود.
این داستان در گروه فرهنگی طالقانیها به صورت نمایش رادیویی تهیه و منتشر شده است. برای دریافت آن کلیک کنید.
🍁داس 🍁سو سنگ 🍁لجه
🍁بند 🍁سرکوله 🍁لوک
🍁بندتو 🍁ریسمان 🍁کفه
🍁غیاثه 🍁چمبل 🍁کمانه
🍁کشی 🍁دست او 🍁دیمنه
🍁بار دبوستان 🍁بار انداز 🍁بکندن
🍁بشکتن 🍁بوکوشتن 🍁پیش انگتن
🍁پس کشین 🍁پی بار و پیش بار 🍁هاله کشی
🍁هالا بار 🍁میانچین یا میانبار 🍁دوشاخ ، چنگر یا چنگک
🍁کوپا
🍁داس:
داس رو که همه میدونن چی هست بوسیله اون علف رو میچیدن
🍁سوسنگ یا سنگِسو:
نوعی سنگ که خاصیت خورندگی داشت و بوسیله کشیدن روی تیغه داس باعث تیز شدن داس میشد.
🍁لجه:
بعد از چیدن علوفه آنهارا در طول زمین پهن میکردند تا علوفه خشک و سبک و قابل حمل و نگهداری برای مدت طولانی باشد که به علوفه در این حالت لَجه گفته میشد.
و روستائیان معمولا قبل از طلوع آفتاب و با استفاده از شبنم صبحگاهی و رطوبت نسبی اقدام به تبدیل لجه به بند مینمودند.
🍁بند:
مقدار مشخص و متعارفی از علف های چیده شده و خشک شده را میگویند که بوسیله نخ یا ریسمانی از جنس علف مهار و بسته میشدند
🍁سرکوله: انتهای بالای بند اسبس با یک گره از خود علف گره زده شده. و چون گره محکمی است تمام بند علوفه تحت فشار اون محکم نگه داشته میشند. به اون میگند سرکوله.
🍁بندِتو:
معمولا پس از خشک شدن علوفه نیاز به بستن آن میباشد و این کار در گذشته با استفاده از مقداری گیاه بلند که آنهارا به دو دسته تقسیم نموده و از انتها بهم متصل میکردند و با تاباندن خلاف جهت هر قسمت باعث پدیدار شدن ریسمانی محکم از جنس گیاه میشدند و بندها را با آن میبستند.
🍁لوک:
همان بند علف است با این تفاوت که لوک بیشتر از گیاهان خودروی کوهی تشکیل شده است.
🍁ریسمان:
طناب بلندی که یک طرف آن به حلقهای چوبی متصل است و طرف دیگر آزاد است
🍁کمانه:
طنابی به طول حدودا ۲متر که از هر دو سو به حلقههای چوبی متصل بود.
🍁کشی، کفه و غیاثه:
کشی ابزاری است جهت سفت نمودن بار بر روی چهارپایان که خود از سه قسمت « تنگ، غیاثه و کفه » تشکیل میشود
تنگ به بخش پَهن کشی و غیاثه قسمت فلزی آن و کفه به قسمت تنظیم کننده میزان سفتی بار گفته میشد که عمدتا از چرم یا بصورت تسمه بوده
🍁چمبل:
از چوبی به اندازه تقریبی ۴۰ تا ۵۰ سانتی متر درست میشد که در زمان تر بودن دو سر چوب را در آب به یکدیگر میرساندند تا حلقه ایجاد شود. سپس در محل برخورد دوسر چوب، آنرا مهار میکردند تا خشک شدن آن صبر مینمودند سپس از آن استفاده میکردند
🍁دست اوِ:
اصطلاحی که به معنی پاشیدن آب با دست میباشد و برای مرطوب کردن علوفه و جلوگیری از ریختن وُل ( برگ و گل علوفه) علوفه انجام میشد. همچنین ایجاد رطوبت باعث جلوگیری از سر خوردن ریسمان بر روی علوفه میشد.
🍁دیمنه:
مقداری علف تازه که بر روی کمانه پهن میکردند و سپس بندهارا روی آن میچیدند و در آخرین مرحله از چیدن بندها نیز روی آنها را با علف تازه میپوشاندند تا مانع ریختن و خرد شدن علوفه در طول مسیر شود به به آن دیمنه میگفتند.
🍁بار دبوستان:
ابتدا ریسمان را که دارای یک چمبل است را روی زمین قرار میدادند،
سپس کمانه را که دارای دو چمبل بود را عمود بر ریسمان پهن میکردند و هر دو لایه طناب کمانه را به نسبت قدّ بندها باز مینمودند.
در این مرحله چهار یا پنج بند علف را در ردیف اول، و به همان تعداد روی ردیف اول میچیدند
و در آخر یک یا دو بند نیز در طرفین قرار میدادند
در این مرحله با عبور دادن ریسمان از روی بار و داخل چمبلها کاملا دور و اطراف علوفه را مهار و با رفتن بر روی بار که بصورت برعکس روی زمین قرار دارد اقدام به کشیدن ریسمان و سفت کردن آن میکردند.
🍁بارانداز:
در مواقعی که حیوان بارکش بلند قد بود مثل اسب و قاطر با را بر روی جای بلندی میبستند و حیوان را در قسمت پائین بار مهار میکردند تا بار را راحت تر بر روی حیوان قرار دهند و این محل را بوسیله سنگ و گل درست میکردند.
🍁بکَندن:
اصطلاحا به عملی گفته میشد که فرد با گرفتن ریسمان، یک طرف بارِ روی چهار پا را به سمت خود بلند میکرد و میکشید تا بار روی پالان جا بیافتد و برای طرف دیگر هم تکرار میشد.
🍁بوکوشتن:
پس از انجام عمل بکندن دو نفر از طرفین بار روی حیوان را به سمت پائین میکشیدند تا بین بار با پالان هیچ خلائی وجود نداشته باشد ، به این عمل اصطلاحا بوکوشتن میگفتند
🍁پی بار و پیش بار:
بستن بار به حیوان را به گونه ای که پالان و رانکی چهارپا را در بر میگرفت را گویند که باعث ثبات بیشتر بار در هنگام حمل میشد
🍁هاله کشی:
متمایل شدن بار به یک سمت و برهم خوردن تعادل بار را اصطلاحا میگفتند هاله میکشه
🍁هاله بار یا هالا بار :
در مواقعی که فردی تنها بود یا میزان بار به حد یک بار کامل نبود کاربرد داشت
به گونه ای که در هر طرف تعداد ۳ بند قرار داده میشد و معمولا یک نفر قادر بود آنرا روی چهارپا قرار دهد همچنین برای حمل و نقل انواع کیسه، مالِشام و ... از این تکنیک بار بستن استفاده میشد
🍁میانچین یا میان بار:
به باری که در بین دوطرف هاله بار قرار میگرفت میان بار یا میانچین میگویند.
🍁دوکل چنگر یا چنگک:
وسیله ای چوبی با طول حدود ۲/۵ متر که بوسیله آن بندهای علوفه را از محل تخلیه بار به پشت بام منتقل میکردند
🍁کوپا:
به نوعی به انبار علوفهای گفته میشد که بر روی بام طویله ها قرار داشت و از چیده شدن بندهای علف بر روی هم تشکیل میشد و چیدن کوپا هم نیاز بسیاری به مهارت داشت و در صورت عدم مهارت بالا بردن ارتفاع کوپا میسر نمیشد
ارتفاع کوپا در طالقان گاهی به حدود ۶ تا ۱۰ متر نیز میرسید
محمد سوداگری
این متن ارزشمند با صدای محمد سوداگری تقدیم به شما (دریافت کنید)
درجی : برای احیای زبان و فرهنگ طالقان, [۰۶.۱۲.۱۵ ۰۹:۲۵]
خاطُره ی مایی قشنگه طالقان
وَچه بیَم بِشیبیِیم طالقان. آن زمان مایی ده، برق نُداشت، بهداشت نُداشت، بیصحاب جاده درست و حسابی نُداشت. اندی فقط او داشت و صفا.
ما دی خانه نُداشتیم. آقامی عموپُسر، یه گته خانه داشت، یه اتاقشه مایی بِ کُرایه هادا بَه، خانه جیر مَحله دَبَه اما دِه اِچین ساک و بی هوار بَه، جواَر محله دِ ماشین میومی، ای هر صد سال یه بار، ما جیر مَحله دِ صداشو میشنُستیم.
خدا بیامرزه مایی صابخانه رِه، جاریه عَمزُن نام داشت، هروقت صدای ماشین میومی، مارو میگوت: یالان پایستین بِشین سِرِنجو، گُرگُر ماشین میا، بِینین رحمت خال قُلیتان نیومیه.
خلاصه یه بار مینی آقا دَبه میومی ده. آن زمان ما یه خُجیره پژو بَخری بییم، هنوز 405 و این ژاپنی چشمانِ ماشینان نیومی بَه. از این ال و جی الآن بَه. کرجی فرمانداری ماشین بَه. رنگش دی سبز کاهویی متالیک، خیلی قشنگ به، همه او دِه تعریف میکُردُن. اما تا مایی ماشین، قلعه ای سر دِ هویدا گِردی، یکی از دِهی دُترکان مُنُ بَگوت: ای بابا، اینه شمایی ماشینه؟ اصلُن دی قشنگ نی، چِبَه صورتی رنگانشو نَخرییِین؟!!!
نویسنده و راوی: سیده مریم قادری
عشق
کوله ی نزدیکی یه مزرعه دره اوره میگوون رَزان
کو عشاق میشُن اونجه، خودشانی به دل خوش میبُن.
حلا یک اورازانی میخوا خودشانی رَزانه مای به معرفی کنه.
صوت اول (حسین دَره) و صوت دوم (هَندِوَر) تقدیم به شما (دریافت کنید)
قدیمی داستانان: این داستان: عَسک بیگیتُن!
قدیم اینجور گوشی وُ دوربینُ این کاران دَنَبَه،خیلی هُنَر داشتیم ای سالی یه بار یه عکّاس میامَه همه جَم می گِردیَن یه جا مثلاَ مدرِسه ای دَم، عکاس دی دوربینی پایُه رَ زمین چال می گیت.
زناکان دی آرایش و ُ رنگَ موُ ماتیک وُ عینُک دودی وُ این قرِتی وازیانَ نُداشتُن، اِندی بیابان دِبیَن بُسوتَه کُلاسی جور بیَن، یه گَتَه چارقَد سر می کُردُن، عکاسی پیش می نیشتُن، نَفس دی نیمیکِشیَن، دُو چُشم دوربینَ نیگا می کُردُن، تا خَبَرَ مرگُش عکاس بیگیرَ.
اون دی کَلُّشَ دِمی کُرد شلوار لِنگی میان که دوربینی دیم اُزان بَ عسک می گیت.
همَه دی لُوچ دِمی کَتُن هیشکی هیچی نیمیگُوت قدیم حُجبُ جِه زیاد بَ......
نویسنده و راوی: فرشید فلاحی
فایل صوتی این متن، با صدای استاد فلاحی تقدیمتان.
چند عکس قدیمی از اهالی روستای اورازان طالقان
با تشکر از کانون فرهنگی اورازان