درجی: دریچه‌ای رو به فرهنگ، زبان، مردم و خاک طالقان

درجی، به طالقانی یعنی: دریچه سقفی خانه‌های قدیمی که رو به نور و هوای تازه باز می‌شد و نقش پررنگی در معماری، فرهنگ، افسانه‌ها و مراسمهای طالقانی دارد.

درجی: دریچه‌ای رو به فرهنگ، زبان، مردم و خاک طالقان

درجی، به طالقانی یعنی: دریچه سقفی خانه‌های قدیمی که رو به نور و هوای تازه باز می‌شد و نقش پررنگی در معماری، فرهنگ، افسانه‌ها و مراسمهای طالقانی دارد.

درجی: دریچه‌ای رو به فرهنگ، زبان، مردم و خاک طالقان

دوست عزیز سلام

طالقان، ولایتی اصیل و ریشه دار، با مردمانی نجیب و آرام و فرهیخته و فرهنگی غنی و ناب و بی‌بدیل است.
از نظر جغرافیایی، طالقان را نگین رشته کوه‌های البرز می‌دانند. دیاری محصور در کوه‌های جنوبی مازندران و گیلان، همسایه با کرج و الموتِ قزوین. با فاصله 166 کیلومتری از تهرانِ پایتخت.

این دیار، 86 پارچه آبادی دارد که برخی از روستاهای آن، به دلایل فرهنگی (مثل: روستای اورازان - زادگاه جلال آل احمد که کتابی هم به همین نام دارد) سیاسی مذهبی (مثل: روستای گلیرد - زادگاه آیت الله طالقانی، جاذبه‌های توریستی (مثل: روستای کرکبود - آبشار کرکبود و روستاهای حاشیه سد طالقان) و دلایل دیگر، آوازه‌ای جهانی دارند.
همچنین یکی از مرموزترین روستاهای ایران که به "ایستا" معروف است و در خود طالقان به "ترک آباد" شهرت دارد، در آن واقع شده است.

امّا بیشترین شهرت طالقان، مربوط به مفاخر و بزرگان آن است. از ابوذر زمان (آیت‌الله سید محمود طالقانی) و نویسنده خسی در میقات (مرحوم جلال آل احمد) گرفته تا شهید تیمسار فلاحی، دکتر حشمت، درویش خانِ اهل موسیقی و زنده یاد مریم میرزاخانی که مشتی است نمونه‌ی خروار در ذکر مفاخر و بزرگان طالقان.

ناحیه طالقان، زیستگاه حیات وحش وگونه‌های متنوع گیاهی است که واجد ارزش‌های تفرجگاهی هستند.
طالقان به غیر از آثار ارزشمند طبیعی که درخود جای داده‌است، اماکن زیارتی و تاریخی ارزشمندی نیز دارد که بر جاذبه‌های آن می‌افزایند.

زبان مردم طالقان از ریشه های فارسی - تاتی است.
ما در اینجا گرد هم جمع شده‌ایم تا طالقان خود را بهتر شناخته و در جهت احیای فرهنگ و زبان خود گام برداریم.

تمام تلاش و همت ما بر این است که زبان و فرهنگ و خاک طالقان عزیزمان، از هر گزند و آسیب، محفوظ بماند.

خُجیره هم زبانان، البرزیانِ نازنین، شمایی قدم مایی چُشمی سر.
به خودمانی زبان گپ بَزنیم تا ماندگار بُمانه.


برای ارتباط با ما
از طریق ایمیل به آدرس taleghanidarji@gmail.com مکاتبه کنید.

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۹۰ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

نگران من نباش

چهارشنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۵، ۰۱:۲۷ ب.ظ


❣ نگران من نباش

نگران من نباش...
همه چیز روبه راه است
و من فهمیده ام بدون تو هم می شود زندگی کرد!

حسابی جایت خالیست که ببینی
دختر احساساتی و عاشق پیشه ی آن روزها، مردی شده برای خودش!
که هر روز صبح با عجله، فقط دست و رویش را می شوید و سالهاست نه چشم هایش سیاه تر می شود و نه لبهایش سرخ تر...

که هر روز دردهایش را حل می کند توی لیوان چای تلخش و همه را یکجا با هم سر می کشد و اتفاقا هر روز لعنت می کند داغی را که به دلش مانده...

حسابی جایت خالیست که ببینی دختر وسواسی دیروز چطور این روزها در عرض یک و نیم دقیقه حاضر و اماده، کفش پوشیده و نپوشیده، خودش را پرت می کند پشت فرمان و مثل یک مرد به چراغ قرمز ناسزا می گوید...

نگران من نباش...
دختر خیال باف آنروزها،
مردی شده برای خودش که هر روز بار یک زندگی یک نفره را روی شانه هایش می گذارد و این ور و آن ور می رود...

مردی شده برای خودش که گاهی حس مادرانه ی در نطفه خفه شده اش، دستش را می گیرد و می برد جلوی مغازه های لباس بچگانه و هر دو دلشان قنج می رود برای کودکی که نیست...

جایت خالی!
دختر مرتب آن روزها، هرشب، خسته و کوفته، دلخوشی هایش را با جورابهایش گلوله و پرت می کند وسط رخت چرکها...

و شام خورده و نخورده، روی کاناپه خوابش میبرد که فردا صبح، چای تلخش را سر بکشد و بزند بیرون...

نگران من نباش اصلا!
همان موقعی که رفتی، زنانگی هایم را جمع کردم و مچاله و چروک چپاندم توی چمدان و انداختم گوشه ی انباری...

خیالت راحت ِراحت!
عوض شدم...
پوست انداختم
و سالهاست خودم با دستهای خودم پوست کلفت غیر زنانه ام را نوازش می کنم...

به قلم: نسترن علیخانی

میکس: سیدعلیرضا عبادی

باصدای: بانو مهشید مطلبی 

دریافت فایل صوتی



۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۲۷
درجی طالقانی

طالقانی قالی - قسمت دوم

چهارشنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۵۰ ق.ظ


🖼 طالقانی قالی
         🔻قسمت دوم 🔻

🔻اکثر مردهای طالقان، علی الخصوص اورازان، قالی بافی ر بلدن. یعنی مردکان دی زناکانی همرا، قالی می بافتن. بیشتر عشق و عاشقی های دوره گذشته که منجر به ازدواج میگردی، از پای دار قالی شروع میگردی. عشاقی که بُهاران، کوهی میان، همدیَر دل دبستی بیَن و بله هاگیتی بیَن، پَییز و زُمُستان، پای دار قالی، فرصت مناسبی بَ تا وخت ویشتری ر با معشوقشان سر کنن و گپ بزنن.

در نقشهای قالی طالقان گل و کل و بز و ترنج نقش اصلی ر دارن. رنگش دی بیشتر قُرمز (لاکی) و قهوه ای و نارنجی طور هسته. ایسه این گل و کل و بز و ترنج نماد چی هستن؟
گل نماد رویش
کل و بز نماد طبیعت
ترنج نماد عشق و زندگی
البته نقشهای دیگه ای هم وجود داره.ولی به گستردگی اونان نی.

در قالی دو نفر هستن که نقش اصلی ر دارن: یکی نقشه کش و دیگری نقشه خوان.که هم به رنگ و هم طرح باید آشنایی کامل داشته باشه. چون اگه پس و پیش بخواند گرده، معلوم نی قالی آخرش چی میبو.

قالی هان کلا از گره خوردن نخ به دور تار درست میبو و این گره بزین، دو روش هسته: ترکی بافت و فارس بافت. گره ترکی بادوام تر و شیک تر و تمیز بافت تره و تابلو فرشان با گره ترکی بافته میبو و همینطور فرشهای ابریشمی و پشم مرینوس. مردم طالقان، از فارسی بافت در بافتن استفاده مینون. (مثل اکثر شهران غیرترک زبان)

ابزار قالی بافی:
•  قیچی
•  قلاب
•  خف
•  کارد
•  شانه
•  سیخ قالی بافی

در نقشه کشی از صفحه شطرنجی استفاده مینون و هر خانه نشان از یک گره داره.
بعد از هر ردیف بافت، یه بار نخ پود از روی خامه رد مینون بعد با شانه روش ضربه میزنن تا سفت و محکم گرده. بعد اضافات خامه ر با قیچی میگیرن تا زیبایی نقشه معلوم گرده. در آخر، بعد از پایین بیوردن، قالی ر با دستگاه مخصوص پرداخت مینون و یه بار دیگه خامه های بلند کوتاه میگرده که البته در گذشته اینکار دی با دست انجام میگردی.

صدای شانه روی دار قالی، آهنگ زیبای عشق و زندگی مینوازه. قالی های اصیل، همیشه یادآور زحمت و تلاش و ذوق هنرمندان دیارته.
آها عزیز جان، الهی تی یی خانه از این ضرباهنگ و تابلوی چشم نواز، خالی نباشه.

🎼♡🎼♡🎼♡〰〰🎶

 ___________ پـایـان  ___________

✍🏻 تهیه کنندگان مطلب:
     سیده فاطمه میرتقی-اورازان و 
     سیده مریم قادری - اورازان
    به همراهی گروه تولید محتوای درجی
    
🔻کپی برداری از این متن، تنها با ذکر منبع آن (کانال تلگرامی/وبلاگ درجی) مجاز است و در غیر اینصورت، کپی کننده در دنیا و آخرت، مدیون خواهد بود. 🔺





این یه طالقانی قالیچه هسته اگه به اهل فن و کاربلدش نشان بدین میگو که کدام روستا ببافت گردیه
قدمت این قالیچه ۱۴۰ تا ۱۵۰ ساله و بافته شده در دنبلید
◀️ارسالی: سیده فاطمه میرتقی، اورازان


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۵۰
درجی طالقانی

رونمایی از آبجی سلمه ای گُرباک

چهارشنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۲۸ ق.ظ

ای تی قُربان گَردوم
ای مُن تی دور وگردوم
آخه مگه میبو تو ر خوش نوداشت؟♡!

اَندی قشنگی
اَندی خُجیری
اَندی نازدارِ دُتری
اَندی دوست بُداشتنی یی تو

زُبیده خالُک... بیو بِین، مُن میتانُم اینه ای عاشُق نَـگردوم♡♡♡♡
نه... خُدایی میبو؟!
به همان خُدا که نمیبو...
ای تی دست و باله قربان
آنجور نُگا نکن مینی جان در میشو...


✍🏻 سیمرغ


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۲۸
درجی طالقانی

قالی طالقان - قسمت اول

سه شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۵، ۰۲:۱۹ ب.ظ


🖼 طالقانی قالی
         🔻قسمت اول 🔻

🔻طالقانی خانه هان، مثل اکثر جاهای دیگه ی ایران، عموماً با فرش و قالی و قالیچه مفروش میگرده که هر کدام از آنها، تابلوی تمام عیار هنر و احساس مردم این دیار هسته.
این روزان، فرشها و قالی های ماشینی و الیاف مصنوعی، به سرعت و کثرت در جامعه ما جایگزین دست بافته های سنتی میبو اما به دلیل اقلیم سردسیر طالقان، و نیز ذوق و قریحه و تمایل همچنان حفظ شده ی طالقانیان به استفاده از مصنوعات طبیعی، قالی هانی که بافته ی ذوق و هنر و چشم و دست هنرمندان گمنام طالقانی است، همچنان زیر پای مردم خودنمایی مینه.

در گذشته، طالقانیان ویشتر زمستانان قالی میبافتن، چون فصل گرما مخصوص کشت و کار و دامداری بَ و بعضی از بافتنی هایی که روی زمین میبافتن مثل جاجیم .
دار قالی به دو روش بنا میبو: زمینی و ایستاده. زمینی، برای قالیچه های کوچیک و به اصطلاح تابلو فرش هسته (الان این روش تقریباً منسوخ گردیه) و قالی های بزرگ ر ایستاده برپا میکوردن.
قالی هایی که در طالقان بافته گردیه و مربوط به طالقان هسته، عرض ۲ متر و ۲/۵ متر به پایین و طول آنها تا ۳/۵ متر هسته. این بزرگترین قالی که من میدانوم در طالقان بافته گردیه و اکثراً کوچکتر و مستطیل شکلن.

هر روستا و منطقه، بافت و نقش مخصوص به خودش داره. رنگ و نخش دی همه طبیعی و حاصل دست خودشانه. بیشتر قالی های طالقان از پشم هسته که از خودشانی مالانی به دست میا. رنگ و رنگرزیش هم کار خودشان که با حنا، لاجورد، بابونه، سوآلوم، روناس، شقایق و ...رنگ مینُن.
بهاره وره ای پشم، برای قالی بافی و پَییز وره ای پشم، برای جورُب و دَسکش بافی استفاده میکوردن. بقیه پشمان هم یا لحاف و دوشک درست میکوردن یا نمد میزین. ولی برای بافتن، بیشتر از پشم بهاره وره استفاده میکوردن‌.

قالی بار کوردن و اعتقاد به اینکه قالی و نقش و نگارش، در زندگی صاحبش تأثیر داره، در فرهنگ طالقان حائز اهمیت هسته، همینطور پایین کوردنوش.
چون اکثر قالی های بافته شده برای نو عروسان و نو زاماهان بَ، در روز های سعد دار قالی ر بنا میکوردن و اعتقادشان در محکم تر گردین بنای خانه و خانواده بَ.
خب میدانید ک، قدیمیان واسه هر کاری وقت و ساعت میدیدن که کارشان شگون و خوش یُمنی داشته باشه.
حتی کسی که دار قالی به پا میکورد، باید خوش اقبال بَ (به قولی دستش خوب بَ) و حضورش در آن جمع، مایه شگون و قدم خیری.
در هنگام پایین بیوردن قالی و به اصطلاح چله بُری قالی، چله قالی ر روی پای کسانی که بچه دار نیمیگردین و یا در کارشان پیشرفتی نوداشتن یا کسی بختش باز نَبه و عَزب سن و سال دار گردی بَ که باصطلاح میگوتن چله وکتیه، میبریی تا چله شان باز گرده.


 ___________ ادامــه دارد  ___________

✍🏻 تهیه کنندگان مطلب:
     سیده فاطمه میرتقی-اورازان و 
     سیده مریم قادری - اورازان
    به همراهی گروه تولید محتوای درجی
    
🔻کپی برداری از این متن، تنها با ذکر منبع آن (کانال تلگرامی/وبلاگ طالقانی درجی) مجاز است و در غیر اینصورت، کپی کننده در دنیا و آخرت، مدیون خواهد بود. 🔺





ابزار رنگرزی در قدیم
نخهای قالی که محصول پشم گوسفندان بود، با رنگهای طبیعی که از حنا، روناس، شقایق، لاجورد، وسمه، پوست گردو، پیاز، جَفت، اسپرک و امثال آن به دست می آمد، رنگ می کردند.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۱۹
درجی طالقانی

غزل دلبر طناز

سه شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۵، ۰۱:۵۰ ب.ظ


📚 غزل: دلبر طناز

بیا ای مهربان همراز من باش
دوباره معنی آواز من باش
منم لبریز از احساس اما
دلیل ساده ابراز من باش

در این شبهای پاییزی فقط تو
خراش پنجه ای بر ساز من باش
اگرچه آسمانم بی ستاره است
به تاریکی بیا مهناز من باش

برای کفر من برهان دو چشمت
نگاهم کن بیا اعجاز من باشد
به راهت پر کشیدم بی محابا
تو تنها عرصه پرواز من باش

بیا بار دگر از نو بسازیم
بهارم شو بیا آغاز من باش
همیشه یاد تو در لحظه جاریست
تو تنها دلبر طناز من باش

✍🏻 شاعر: سیامک مهرانی
🎼 موسیقی: باربد مهرانی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۵۰
درجی طالقانی

خروس خوش خیال

سه شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۵، ۰۱:۳۹ ب.ظ

اِی خوش خیالِ خُروسُوک
چُجور روبای همرا، شیوه بازی دی مینه!
اون پوتِ کَلُتی میان چی میگذره؟
نُکُنه گُمان مینی این اراذُولِ روبایی همراه، رفیخ گردی، دست ومیگیره تی زُون و یالانه کاری نوداره؟

خاکان سَرُت! اون تیی همراه رفاقت مینه تا تیی لانِی راهِ یاد گیره و یه شو نُغافلی بیا جوراکانتی سَروقت
چَندی باید بُلا سرتان بیا تا اون پوتَ کَلُتانی میان، دُل شو روبا روباهه!
اوی رفاقته نمیشا اعتماد کُورد
حلا مُون بوگوتوم تو کوتِه پَر گوش نیگیر
حتماً باید خودوتی سَر بیا تا حالیت گرده؟
فقط نوگویی تو ره نوگوتوم که اون وَخت این تخته ای سر بشوردِ وَلِ تاجته دَر مینوم اَلَک مینوم داری توک...


✍ به قلم طنازِ: آقای مهدی. م طالقانی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۳۹
درجی طالقانی

زمستانهای قدیم

سه شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۵، ۰۱:۲۹ ب.ظ


📌 دلنوشته ای برای زمستانهای قدیم

قدیمی‌ترها یادشون، زمستون های سرد و بخاری های نفتی پِت پِتی
برفهای سفید رو و چکمه‌های رنگی کفش ملی رو

از اول مهر، هوا رو به خنکی می‌رفت. آبان دیگه سرد بود.
مدرسه‌ها بخشنامه داشتند و از وسط آذر بخاری روشن می‌کردند.  قبلش باید می‌لرزیدی تو کلاس.

از همون اول پاییز،  لباس کاموایی‌ها از تو بقچه در میومد.
کی جرات داشت با یه تا پیرهن  تو خونه بگرده؟

دولا، سه‌لا لباس می‌پوشیدی، یه بافتنی مامان‌باف هم روش، جورابم از پامون کنده نمیشد.

اوایل آبان بخاری‌های نفتی، و علاالدین  سبز و کرمی، از تو انباری‌ها در میومد.

بخاری نفتی‌ها اکثراً یا ارج بودند یا آزمایش، همه‌شونم سبز و سیاه.

ملت یا بشکه دویست و بیست لیتری نفتی تو حیاط داشتند، یا مثل ما اگه باکلاس بودند، یه تانکر بزرگ ته حیاطشون!
نفت آوردن نوبتی بود، پسر و دختر هم نداشت، اگه زرنگ بودی و یادت بود، تا قبل از غروب بری و سهمت رو بیاری که هیچ، وگرنه تاریک و ظلمات باید پیت به‌دست، عین کوزت می‌رفتی ته حیاط و از بشکه با تلمبه نفت مى‌کشیدی.

بخاری رو میذاشتن تو هال و بسته به شرایط جوی و گذر فصل، دکوراسیون خونه رو هی تغییر می‌دا‌دند!
یعنی سرد و سردتر که می‌شد، در اتاق‌ها یکی یکی بسته می‌شد و محترمانه منتقل می‌شدی به وسط هال.
دی و بهمن عملاً خونه یه هال داشت با دمای قابل تحمل و یه آشپزخونه‌ی گرم.
 اتاق‌ها در حد سیبری سرد بودند و اگه یه وقت قصد می‌کردی بری تو اتاقت و یه چیزی برداری، باید یه نفس عمیق می‌کشیدی، در رو باز می‌کردی، به دو می‌رفتی و به دو برمی‌گشتی.
 تو همون زمان، حداقل چهار نفر با هم داد می‌زدن: درو ببند!! سوز اومد!! باد بردمون!!!

گاهی که خسته می‌شدی و دلت می‌خواست بری تو اتاقت، یا امتحانی چیزی داشتی، یه بخاری برقی قرمز با دو تا لوله‌ی سفالی سیم‌پیچ شده می‌دادند زیر بغلت،  بدیش به این بود که باید می‌رفتی تو بغلش می‌نشستی تا گرم بشی! دو قدم دور می‌شدی نوک دماغت قندیل می‌بست.

بخاری محل تجمع کل خانواده بود، موقع سریال همه از هم سبقت می‌گرفتند که نزدیکترین جا رو به بخاری پیدا کنند.
 پشت بخاری معمولاً مخفیگاه جورابهای شسته شده بود، که باید خشک می‌شد تا صبح به پا بکشی و بری مدرسه.
 روی بخاری هم آشپزخونه‌ی دوم مامان بود، همیشه یه چیزی بود برای خشک شدن.
اگر هم نبود، پوست‌های پرتقالی بود که بابا شکل آدمک و ترازو و گربه ردیف می‌کرد رو بخاری تا بوی بد نفت، زیر عطر پوست پرتقال‌های نیم‌سوز گم بشه.

موقع خواب، دل شیر می‌خواست سرت رو بذاری رو بالش یخ!
بالش رو پهن می‌کردیم رو بخاری، بعد هم جلدی تاش می‌کردیم که گرمیش نره!
سرت رو که میذاشتی رو بالش گرم، انگار گرمی آفتاب وسط تابستون که آروم، لابه لای موهات نفوذ می‌کرد.

پتوهای ببر و طاووس نشان و لحاف‌های پنبه‌ای ساتن‌دوز رو تا زیر چونه بالا می‌کشیدیم.
بیرون سرد بود، خیلی سرد!
ولی دلمون گرم بود.
گرم به سادگی زندگیمون، به سادگی بچگیمون.
دلمون گرم بود، به فرداهایی که میومد.
فرداهایی که سردیش اثری نداشت تو شادیمون، شادی بچه‌هایی که با چکمه‌های رنگی کفش ملی، تو راه مدرسه، گوله برفی رو سمت هم پرتاب می‌کردند.
 بچه‌هایی که گرچه دست‌هاشون مثل لبو قرمزِ قرمز بود، ولی دلهاشون گرمِ گرم بود.

حیف که خیلی زود بزرگ شدیم .حیف که خیلی زود دنیا عوض شد .

✍ ارسالی از نویسنده متن:
   آقای ایوب مهرانی - از روستای مهران


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۲۹
درجی طالقانی

فرش و قالی طالقان

سه شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۵، ۰۱:۲۸ ب.ظ

فرش راه تو کنم
این دل مجنون شده را
این من و این دل و
آن خیل سپاهت، گل من

🍃☘🍃

به زودی، با شرح قصه های تار و پود، نوشته ی انگشتان پر هنر زنان سرزمینمان با شما خواهیم بود ان شاءالله.


قالی احساس من پودش ز تار موی توست
اینچنین در جای جای دل حکومت میکنی

#محمدرضاکرمی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۲۸
درجی طالقانی

هرسال این موقع ها...

سه شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۵، ۰۱:۲۷ ب.ظ

یادت میا؟ هر سال این موقِعآن
اوُل صُحب که میگردی، تو ر پیغام میرساندُم:
عزیزجان.. هوا سَرده، آدُمی اُستخوانه میسوجانه!
خودتِه قشنگ بپوشان... نکنه زُبانم لال، بکوئی خانه ای میان

تو دی یه چَشم میگوتی و مینی خیال، راحت میگردی...
هر سال این موِقعآن، چه خُجیرِ حالی داشتیم...
خدایی، دلت تنگ نگردیه؟


❄️❄️❄️❄️❄️
🌾🍎  هـر سال این موقع...
✍🏻 متن اصلی به قلم: علی قاضی نظام
📝 برگردان: سیده مریم قادری - اُورازان
📸 عکس از: خورشیـدبانو بختیـاری
❄️❄️❄️❄️❄️


یادَت مى آید؟ هر سال این موقع
صبحِ اولِ وقت، پیغام میدادم:
عزیزِ جانم؛ هوا سرد است. میسوزاند تمامِ مغزِ استخوان را
بپوشان تمامِ وجودت را
مبادا خانه نشین شوى...

و چَشمى که نثارم میکردى و خیالم را راحت...
هر سال این موقع، چه حالِ خوبى داشتیم...
راستى دلَت تنگ نشده؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۲۷
درجی طالقانی

مثل شماره 44

سه شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۵، ۰۱:۲۴ ب.ظ

📌  بیامه ابرو ویگیره چُشش کور کُرد:
Biyama abro vigira choshma kor kord


اومد ابرو را درست کند زد چشمش را هم کور کرد. کنایه از کسی که میخواهد نقصی را بر طرف کند اما بیشتر خرابی به بار آورد.


با سپاس از آقای علی صفاری - زیدشت




با درجی، طالقانی گپ بَزنیم.

Telegram.me/taleghanidarji


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۲۴
درجی طالقانی