📌 بُهاری هوا، زن شوهری دهوا هسته
کنایه از باران های یهویی و ناپایدار و صاف شدن هوا هست
یعنی این کدورت ها پایداری نداره و لحظه دیگر از بین میره
همانند باران های بهاری که رگبارهای کوتاه داره
معادل فارسی مثل: زن و شوهر دعوا کنند، ابلهان باور کنند
با تشکر از حامد نجاری
با درجی، طالقانی گپ بَزنیم.
Telegram.me/taleghanidarji
📌 مرغانه همسایه ی سرا، قُد قُد مینی بَه
معنی لفظیش میبو: تخم مرغ برای همسایه، صدای مرغ برای من
یعنی مرغی دانه رِ ما هامیدیم، اویی زحمته ما میکَشیم، سر و صدای و گندله بوشو ما تحمل مینیم، اما تخم مرغشه جای دیگه مینه.
ینی زحمت کار با منه اما سودشه کس دیگه میبره
به عبارتی به نام ما، به کام دیگران.
با درجی، طالقانی گپ بَزنیم.
Telegram.me/taleghanidarji
درآمدی بر ریشه شناسی واژگانِ طالقانی (etymology )
بِوْساندُن _بِوْسُسْتُن
این فعل به دو صورت متعدی (بِوْساندُن) و لازم (بِوْسُسْتُن) در گویش طالقانی مورد استفاده قرار می گیرد.
با توجه به ریشه شناسی واژگان از روش زبانشناسی تطبیقی می توان حدس زد که این فعل همریشه با فعل گسلاندن و گسستن فارسی باشد.
حال می پردازیم به سیر تغییر این دو فعل :
1. در بیشتر فعل های گویش طالقانی به ابتدای مصدر حرف ب اضافه می شود :
مثال
خوردن =>بُخوردن، مردن =>بُمردُن
کاشتن=> بُکاشتن و....
بنابرین با اضافه شدن ب، گسلاندن و گسستن تبدیل به بُگسلاندُن و بُگسَستُن شده اند.
۲. حذف گ.
فرآیند حذف گ به اینصورت اتفاق افتاده که ابتدا گ تبدیل ب واو شده است. این تغییر در واژگان دیگر هم دیده می شود
برای نمونه واژه ی گرگ در بسیاری از لهجه های ایرانی از جمله قسمت شمال شرقی طالقان ورگ گفته می شود که قابلیت تبدیل گ به ب را نشان می دهد (هرچند باید یادآوری کرد که اصل کلمه گرگ، در پارسی باستان وِرک است که بنا به دلایل زبانشناسی که مجال بیان آن در اینجا نیست تبدیل به شکل امروزی اش یعنی گرگ شده است. جالب اینکه این واژه در زبانهای اروپایی مثل روسی و انگلیسی و آلمانی قرابت بسیاری با ریشه ی نخستین خود دارد گرگ در روسی وُلْک و در انگلیسی وُلْف تلفظ می شود که بسیار نزدیک به گرگ هستند.) با این توضیح بجای گ، حرف واو در فعل یاد شده نشسته است و آن را به صورت بُوْسلاندن و بوْسُسْتُن در آورده است.
۳. از آنجایی که تلفظ واو ساکن در کلمه بالا تاحدودی سخت است، و معمولاً در گویش طالقانی به صورت aw تلفظ می شود.،تلفظ واو بعد از ب، به aw بدل شده است.=>بُوسَلاندن و بُوسُسْتُن ۴. در نمود متعدی حرف لام در اثر کثرت استعمال و برای راحتی در گفتار حذف شده است و مصوت کوتاه "_ َ " با مصوت بلند بعد لام ادغام و آ شده است.
۵. در نهایت نمود متعدی فعل بوساندُن
و نمودلازم بوسستُن به صورت امروزی در آمده اند.
چند نمونه :
ریسمان بوسست= ریسمان پاره شد. (گسست)
خر ریسمانَ بوساند= خر ریسمان را پاره کرد(گسلاند)
در ادبیات پارسی به تکرار هر دو نمود این فعل را می توان یافت :
چشم از تو بر ندارم، ور می کشد رقیبم
شمشیر نگسلاند پیوند مهربانان......
یا
گسست عهد مودت نگار دلبندم...
و موارد بیشمار دیگر
گسلاندن در زبان روزمره پارسی به کار نمی رود
تنها گسل و گسلش از مشتقات آن در زبان کاربرد دارند
گسستن اما کم و بیش با مشتقاتش مورد استفاده قرار می گیرد.
دراغاندن؛ این واژه به احتمال بسیار از ترکیب دو جزء در + آگندن تشکیل شده باشد. که معنای آن انباشتن ظرفی یا چیزی از شی یا چیزی دیگر می باشد.
از آنجایی که بسیاری از حروف در زبان پارسی و گویش های بیشمار آن قابلیت تبدیل به هم را دارا می باشند، (مثلا تبدیل ز ب ج و گاه به چ، ک به ق، گ به غ، ب به ف، و به ف) به احتمال حرف گ در واژه ی آگندن بدل ب غ و مصوت کوتاه روی آن یعنی" _َ " تبدیل به مصوت بلند" آ" پس از غ شده است. با این توضیح واژه ی آگندن در طول سالیان متمادی از شکل نخستین خود تحریف و به صورت دراغاندن در گویش امروزی طالقان در آمده است.
امروزه اگرچه اصل واژه ی درآگندن در فارسی معاصر کاربرد ندارد،اما گونه ی تغییر شکل یافته ی آن یعنی دراغاندن در گویش طالقان کاربرد فراوان و روزمره دارد و معنای آن پرکردن چیزی با زور و به غایت می باشد.
نمونه:
واشانَ دراغاند کیسه ای میان= علف ها را به زور درون کیسه جای داد (کیسه را از علف انباشت)
درنَه رَ دراغاند دَهَنُشی میان= لقمه را با فشار در دهانش کرد.
این واژه به صورت قید "دراغان دراغان" و پسوند" لَگا دراغان " و غیره مورد استفاده قرار می گیرد.
اِوْراز همون زنجره میبو
که نوعی حشره هسته
زنجره اسم علمی فارسیش میگرده
از مالش بالانش صدا تولید مینه
و از اونجه ای که این حشره می خواند مردم می فهمستن ظهر گردستی و باید تعطیل کُنُن.
بعدها هر وقت کارَ تُمان می کردنُ آهنگ خانه می کردن، می گوتن اِوراز کنیم.
با سپاس فراوان از گروه تولید محتوای درجی
کپی برداری از این متن تنها با ذکر منبع آن (کانال تلگرام/وبلاگ درجی TaleghaniDarji) مجاز است.