درجی: دریچه ای رو به فرهنگ، زبان، مردم و خاک طالقان

درجی، به طالقانی یعنی: دریچه سقفی خانه های قدیمی که رو به نور و هوای تازه باز میشد و نقش پررنگی در معماری، فرهنگ، افسانه ها و مراسمهای طالقانی دارد.

درجی: دریچه ای رو به فرهنگ، زبان، مردم و خاک طالقان

درجی، به طالقانی یعنی: دریچه سقفی خانه های قدیمی که رو به نور و هوای تازه باز میشد و نقش پررنگی در معماری، فرهنگ، افسانه ها و مراسمهای طالقانی دارد.

درجی: دریچه ای رو به فرهنگ، زبان، مردم و خاک طالقان

دوست عزیز سلام

طالقان، ولایتی اصیل و ریشه دار، با مردمانی نجیب و آرام و فرهیخته و فرهنگی غنی و ناب و بی بدیل است.
از نظر جغرافیایی، طالقان را نگین رشته کوه های البرز می دانند. دیاری محصور در کوههای جنوبی مازندران و گیلان، همسایه با کرج و الموتِ قزوین. با فاصله 166 کیلومتری از تهرانِ پایتخت.

این دیار، 86 پارچه آبادی دارد که برخی از روستاهای آن، به دلایل فرهنگی (روستای اورازان - زادگاه جلال آل احمد که کتابی هم به همین نام دارد) سیاسی مذهبی (روستای گلیرد - زادگاه آیت الله طالقانی، جاذبه های توریستی (روستای کرکبود - آبشار کرکبود و روستاهای حاشیه سد طالقان) و دلایل دیگر، آوازه ای جهانی دارند.
همچنین یکی از مرموزترین روستاهای ایران که به "ایستا" معروف است و در خود طالقان به "ترک آباد" شهرت دارد، در آن واقع شده است.

ناحیه طالقان، زیستگاه حیات وحش وگونه‌های متنوع گیاهی است که واجد ارزشهای تفرجگاهی هستند.
طالقان به غیر از آثار ارزشمند طبیعی که درخود جای داده‌است، اماکن زیارتی و تاریخی ارزشمندی نیز دارد که بر جاذبه‌های آن می‌افزایند.

زبان مردم طالقان از ریشه های فارسی - تاتی است. ما در اینجا گرد هم جمع شده ایم تا طالقان خود را بهتر شناخته و در جهت احیای فرهنگ و زبان خود گام برداریم.

تمام تلاش و همت ما بر این است که زبان و فرهنگ و خاک طالقان عزیزمان، از هر گزند و آسیب، محفوظ بماند.

خُجیره هم زبانان، البرزیانِ نازنین، شمایی قدم مایی چُشمی سر.
به خودمانی زبان گپ بَزنیم تا ماندگار بُمانه.


برای ارتباط با ما
از طریق ایمیل به آدرس taleghanidarji@gmail.com مکاتبه کنید.

طبقه بندی موضوعی

۱۳ مطلب با موضوع «جک و جانوران طالقان» ثبت شده است

حیات وحش طالقان - 1

چهارشنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۷، ۰۳:۲۰ ب.ظ

عکسهای زیبایی از حیات وحش طالقان




عقاب طلایی و کشکرت روستای اوانک طالقان - عکس از سید امیرحسین افتخاری


تصویری از خرس قهوه ای در ارتفاعات البرز - عکس: حامد تیزرویان


شکار شغال توسط عقاب، منطقه چالان بالاتر از شهر طالقان - عکس: علی شریف کاظمی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۷ ، ۱۵:۲۰
درجی طالقانی

کبک کوهی

يكشنبه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۱:۵۱ ب.ظ


🔺 کبک کوهی یا همون خودمانی کوک
#حیات_وحش_البرز

📸 عکس از: حامد تیزرویان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۳:۵۱
درجی طالقانی

مهر مادری در حیوانات

دوشنبه, ۱۶ فروردين ۱۳۹۵، ۰۹:۴۵ ق.ظ


حیوانات نیز بیتاب نداشته هایشان میشوند و به تدبیری اینبار از غم رهانیده شده.
با پوستی و کولی و تدبیر چوپانی مهربان


داستان این کولی با صدای سیدمصطفی افتخاری تقدیم به شما (دریافت کنید)

بسیار جالبه، از دستش ندید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ فروردين ۹۵ ، ۰۹:۴۵
درجی طالقانی

اوراز کُردُن

چهارشنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ۱۰:۵۱ ب.ظ

اِوْراز همون زنجره میبو
که نوعی حشره هسته
زنجره اسم علمی فارسیش میگرده
از مالش بالانش صدا تولید مینه
و از اونجه ای که این حشره می خواند مردم می فهمستن ظهر گردستی و باید تعطیل کُنُن.
بعدها هر وقت کارَ تُمان می کردنُ آهنگ خانه می کردن، می گوتن اِوراز کنیم.


با سپاس فراوان از گروه تولید محتوای درجی

کپی برداری از این متن تنها با ذکر منبع آن (کانال تلگرام/وبلاگ درجی TaleghaniDarji) مجاز است.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ اسفند ۹۴ ، ۲۲:۵۱
درجی طالقانی


طالقانی بعضی پرندگان
غراب، قلاچ، کوشکوروت، زاغی

قسمت دُویُم: فرق میان غراب و کشکوروت


کوشکورت باهمه  قیافه سوسول و قشنگش، غراب ده خیلی قویتره. تو پروازهای جنگی هم خیلی سریع تره هسته. پارسال بهار ما محل کارمان اینانُ زیر نظر بگیتیم. یک دفعه بِدیَم چهار پنج تا کلاغ با دوتا کشکورت گَل هاشیَن. ظاهرا دعوا سر تعیین قلمرو لانه به. کشکورکان، بد بابایی کلاغان ده بسوزاندُن. صحنه عجیبی بَه.
همچنین کشکورت تو شکار دی خیلی  قوی هسته. من پارسال با تله شکاری بشی بیَم شکار سهره. تو شکار سُهره، حتما باید یه سُهره، قفس شکاریی میان دَباشه تا پیلَک بَزنه، توجه سُهره های دیگه رَه جلب کنه. یک دفعه بِدیم ای امان کشکورت بیامه قفس شکاری ور. انگار سهره ره هیپنوتیزم کُرد، حیوان همونجور که قفسی میان دبه، جُم نُخورد. کشکورت، نوکِشی همراه، درِ قفسِ باز کُرد، پنجه پایی همراه، سُهره ره بگیت، دَرکِشی قفس ده میدان، چند ثانیه سر بنجت بُخورد.
غُراب، ظاهرش کثیف هسته، اما کشکورت  انگار تازه حمام دَ درامیه.
کشکوروتان با انسان بیشتر دمخورُن.ضمن اینکه اعتقاد عامه براینه که خواندنشان خوش یُمنه و تعبیر مینُن کو وقتی میخوانه، مهمان میایه.
مینی گته ننه، وقتی کشکورت میخواند، اوره ناز میدا و میگوت: جانم بخوان ...  خیر و خوش.
خدارحمت کنه یه ننه جان دیگه دی هروقت کوشکورت میخواند، وچانِ راه دورشه نازمیدا و یکی یکی اسمشانه میگوت و میشه چایی دَم میکورد ونقل و نبات میورد و مینیشت اوشانی چشم به راه. اندی اعتقاد داشت که کوشکورت میخانه حتما عزیزه مهمان میایه.
کلاً قدیمیان یکی کشکورت میخواند، یکی دی گاوشان میخواند، شروع میکُردُن ناز بِدان.
مادی هر وقت کشکورت میخواند ننم ناز میدا میگوت جان خوش خبر باشی اون روزم غذا ویشتر درس میکرد میگوت مهمان میایه.
خلاصه به یالان میگوئَن کشکورت میخوانه، کاری باهاش نداشته باشین و اذیتش نکنین. در عوض اوره ناز میدان و میگوتن: جان... خوش خبر باشی، آن روز غذا ویشتر درُس می کردن و منتظر مهمان میماندُن. چون کشکورتی خواندن در طالقان، مساوی به با آمدن مسافر یا رسیدن نامه.

سر آن ندارد امشب که بر آید آفتابی
چه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خوابی
نفس خروس بگرفت که نوبتی بخواند
همه بلبلان بمُردند و نماند جز غُرابی 
            سعدی

با سپاس فراوان از گروه تولید محتوای درجی
کپی برداری از این متن تنها با ذکر منبع آن (کانال تلگرام درجی TaleghaniDarji) مجاز است.

این متن ارزشمند با صدای پوریا فرامرزی تقدیم به شما (دریافت کنید)


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۴ ، ۱۰:۱۵
درجی طالقانی



طالقانی بعضی پرندگان
غراب، قلاچ، کوشکوروت، زاغی

قسمت اوُل: بیان ویژگیها و مشخصات ظاهری و رفتاری

عرضم به حضور انور دوستان که مایی طالقان، سه دسته از کلاغان زندگی مینن، همین سه دسته اسامی زیاد و متنوعی دارُن که در دهات و گویشها مختلف فرق مینه. غُراب، کلاغ، کوشکرود، کشکریک، کوشکوریت، سیاه غُراب، غُلاچ، زاغ، زاغچه.


اولیش غُرابه که سَرُش سیاه هسته و کله به جیر خاکستری و از همه گت تر و پیلتر. غُراب وقتی پیر میبو، رنگش دی عوُض می گرده. از سیاهی تا خاکستری، ویشتر کوهی میان زندگی مینه و دهی طرف نیمیا.


دویُمیش غُلاچه که یا یه دست سیاهه یا نوعی از آن دی سفید و سیاه هسته و از غراب کیچیکتره، نوکُش قُرمُزه و گاهی دی زرد و در بسیاری جاهان زندگی مینه.


سویُمیش از همه شان ده قشنگتر و کیچیکتره، یک نوع زاغی به نام کَشکَرَک، یا کوشکوروت یا کَشکریک، اینه مهمان همیشگی ده و مردم هسته. کَلَ چُشم و قاتل کشک، یه ضرب المثل دی دره که میگو: مثل اینکه تا به حال کوشکورتی ور کشک افتو(آفتاب) نوکردی ییه! اما به گمان اهالی خوش خبر و خواندنش شگون داره.

این کوهپایه مردم ترک زبان اطراف طالقان، مثل هیو شلمزار و خور و اون وَران، به ترکی، کشکورت ره میگن ساغ ساغان. دلیلش اینه که صداش، کلاغی همراه فرق داره. کلاغ میگو: غارغار، کشکورت میگو: ساغ ساغ. ولی اینی صدا ره طالقان ده دقت کنی مینی کو صداش همون اسمشی جوره, یعنی یه جورایی "کیش کیش" میخوانه. حالا نمیدانم مایی اُسم گذاری درست تره یا طالقانی کشکورتان با لهجه تاتی  میخوانُن و اینورانی کشکورتان با لهجه ترکی!

ضمناً غُلاچی صدا قچ قچ جوره و برخلاف کلاغ که گوش خراشه، غُلاچی صدا دلنشینه.

غُرابان، مخترع  آپارتمان  نشینی  هستُن، حتی دیدن کو بالای پنجاه تا لانه، یه داری سر دَره. کلاً کلاغان علاقه عجیبی دارُن که بلندداری سَر لانه بسازن علی الخصوص گته بلند چنار.


غُراب قاتل ماهر (مار) هسته. به پنیر، صابون، طلا و برق زدنی ها علاقه داره. صابون دی از این جهت دوست داره کو از جنس چربی هسته. اصلاً حکیمان میگوئن اگه میخوای بِینی صابونی سالم و خوبه، بین کلاغ میبره یا نه.

غراب متخصص جوز بخوردنه، یه جورى جوزُ دارى سر، سوراخ مینه و میخوره کو جوز جدا نمى بو و جیر نیمیکوئه.


کلاغان کلاً به دلیل اتحادشان هم عقابو حریفن هم شاهین و قرقیره. عجوبه ای هستن خودشان به. یه سبزی صحرایی دی داریم به نام غلاچ پا.

کلاغانی راه رفتن دی مخصوصه و با بقیه پرندگان فرق مینه. یک ضرب المثل دى هسته کو غراب بیامه زَرُچى راه بِشیَنه یاد گیره، خودشى راه بِشیَنَم یادُش دَرش.

کلاغان غیرتی دی هستن. من تا به حال نشنوستم کسی بگو که جفت گیری کلاغُ بِدیه. ضمناً باوفا و عاشق پیشه دی هسته. با همون یک دانه جفت تا آخر عمر سَر مینه. تو کار طلاق و طلاق کشی دِنی.

کلاغان تقریباً همه چیز میخُورُن. آت و آشغال و مُردار آدم و حیوان بگیر تا ته مانده غذا و نان. از آنجا که حیوانَ مُردار خوری عمر زیاده، خیلی دی عمر مینه، بَلکَم تا سیصد سال دی بوگوت گِردیه.

الهی که کشکوروتانی که بامتانی سر میا و میخوانه شمایی به بهترین خبرها رو بیوره.


با سپاس فراوان از گروه تولید محتوای درجی


کپی برداری از این متن تنها با ذکر منبع آن (کانال تلگرام/وبلاگ درجی) مجاز است.

این متن ارزشمند با صدای پوریا فرامرزی تقدیم به شما (دریافت کنید)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۴ ، ۰۸:۱۹
درجی طالقانی

طالقانی زنبوران

جمعه, ۷ اسفند ۱۳۹۴، ۱۱:۱۲ ب.ظ


ایسه زنگ حشره شناسی هسته و مهمانمان جناب عسل مگس، گُشگ و سیاه زنگو می باشن.

خب عسل مگس که همه میدانید همان زنبور عسل هست، حشره ای مفید که تولیدش شفایه، ولی امان از گُشک. بی صحبه گُشک، تو رِه نیش بزنه، سُه ماه جاش درد مینه. این سیاه زنگو دی قدیمی خانه هانی سقفی تیر چوبی ره سوراخ میکُرد و لانه میسات. یه پا مهندسه خودشی به. یه قهوه‌ای زرد زنبور دی دَرَه خیلی مهاجمه، میگوتن خرمایی، دور دورو دی میگوتن هرکی این بدبخته بوکوشت یه خرما بهشت اوره هامیدییَن. لامصب وقتی پرواز مینه، مثل فانتوم میشو، بی پدر، یکی از یالانمانه نیش بزی، تمام بدنش کهیر بِزی و سه روز تب کُرد بَکَت خانه.


آدُم میترسه آت آشغالانی لا دِ زنگو  د رآ، لامَصب، رنگُش چنان مشکی یه، انگار پلیس  نوپو میا، فقط یه باتوم کم داره که بَزنه کله مانی  میان، آژیر دی میکشه اینور اونور میشو. وقتی پرواز  مینه صداش مثل اینه که کارتون بندای دوچرخه ی پره لا و با سرعت پا میزنی، صدای موتور کراس میدی، دقت کنی چند نوع صدا داره. خلاصه که سیاه زنگو، همه فن حریف دی هست، هم مهندسه هم استاد خلبان، هم پلیس نوپو.

حسابی دی اهل زن و زندگیه. جُرحَت داری لانشه چو دَکن، ساموراییان جور، جَلدی شمشیر میکشه. تا چند ساعت دی تانکی صدا رِه در میاره و اطراف لانه پرواز مینه. میگُوتن سیا زنگو، کمتر کسی ره نیش میزنه، ویشتر الکی هورای مینه، ام گُشگِ بی پیَر، وحشیه و بدجور میزنه.


عسل مگسه دربعضی جاهان مَگَز میگن، خسبان کوه یه جا داره میگن مگس سنگ. ظاهراً قدیمان اونجه ده عسل میگیتُن.


شوخی با زنبور: این سیا زنگوان زنکانشان هستُن، چادر دَره سرشان، خیلی دی باحجاب میگردُن. مردکانش دی همون گته قهوه ای  آنُن که انگار کت و شلوار قهوه ای تَن کُردیَن.


یکی از وَچانی که سابقه لانه چو دکردُنش زیاد بَه و این زنگوآن و گُشگانو حتی تا تشخیص هویت و انگوشت نگاری دی ببردی بَه میگوت، نران این سیا زنگوآن، یه رنگ فیروزه ای خیلی کمرنگ، گردنشانی بیخ دارُن. زناکانشان یه دست چادر به سر درُن که نوع چادرشان دی عربی با نقاب هسته.

عسل مگس، این مگسی جور علاف نی، دایمنه خدا، دَره کار مینه. این عسل مگسان خانه یی حد پیداشان نمیگرده، صبح میشُن شومیان. فقط زن و وَچه شانی فکرُن، یه لقمه نان درارُن. اما این مگسِ موذی میا آدمی دَسی لقمه رِه هامیگیره.


عسل مگس، خیلی دی تابع نظم و قانون هسته، به شدت اجتماعی. پاک ترین شهده تبدیل به عسل مینه که شفایه و موم و عسل درمان خیلی از بیماریها هسته. بعد از مورچان، پر تلاش ترین حشره، عسل مگس هسته. دور پروازه. تا پانزده کیلومتر برای جمع آوری شهد میشو. زن سالاری تو جامعه شان حاکُمه. رئیسشان ملکه (ننه شان) هسته. ملکه دَنباشه یا بمیره، نسلشان تو کندو از بین میشو. پاش دِکوه نیش دی میزنه. راستی در طالقان به جای نیش زدن میگن: نژد بِزیَن.

زنبور عسل داره اگر اکرش روایه،      اما حذر از گوشگ و زنگو کرد باید

معنی شعر: زنبور عسل، شهد و عسل داره (خیر و فایده داره) رضایت و علاقه قلبی به اون رواست، ولی از گُشگ و زنگو باید حذر کرد که هیچ خیری برای آدمی ندارند و نیش میزنند.


با سپاس از گروه تولید محتوای درجی

کپی برداری از این متن تنها با ذکر منبع آن (کانال تلگرام/وبلاگ درجی) مجاز است.


خاطره گُشگِ لان با صدای بختیار قاضی تقدیم به شما (دریافت کنید)


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۱۲
درجی طالقانی

خاطرات زنبوربازی در وَچگی

جمعه, ۷ اسفند ۱۳۹۴، ۱۱:۱۲ ب.ظ


خاطرات زنبوربازی وَچگی:

1-  یه دَفعه که بِشی بیَم طالقان، ننه می خانه، دیواری لا دِ یکیشانو بیتُم، دَکُردُم کبریت حقه ای میان، بعد که نَنُم کبریت بخواست تا فتیله ی چراغشُ روشُن کنه، منَم همان کیبریتی که دُلُش زنگو دَبَه رِ هادام، خدابیامرز .یه چند فاشِ آبدار، مُنه هادا. طالقانی وچان، همه از این شیرین کاریا کردُن و فَش دی باخوردُن. اصلاً اون فَش باخوردُنی میان، یه لذتی دَبَه که دوباره یه وَهانه پیدا کنی و باز اون فَشه باخوری.

2-  منی عامو، مالدار بَه. پاییز این پردسری صحرا ره اجاره میکُرد. ما دی شهری وچه، عشق گاو و گوسفند داشتیم. خلاصه مُن قاطر سوار بیَم، بشیَم عامومی وَر، دقیقاً همین ترکانی خانه پشت برسیَم، یهو بِدیَم گردنی پشت بَسوت. این وَر دی قاطر چپ گردی، اول فکر کُردم سرم گیج بِشیَ، بعد بِدیَم نه بابا، دورمان این گَته گُشگان پُره. هم منه بزیَن، هم قاطره. یه وَر قاطر بَکَت، یه وَر مُن .بیچاره قاطر با نگاهش التماس میکُرد منه کمک کن. من دی قاطره میگوتم: زبان بسته من تو دِه بَتَرم. آقا چشمتان روز بد نِینه، سه روز مدهوش بیَم و تمام بدنم کهیر بِزی بَه.

3-  بیصحابِ گُشگ، منی چشمی کینه خیلی بزیه، یه توپ کلکیی اندا باد میکُرد. نمیدانُم  چیَب این بیصحاب، فقط چُشمه نشانه  میره، نیشش دُله  اویی  بُن، این سیازنگوان فقط میترسانن دی نمیزنُن ولی این زرده گُشگان، بیصحابانه حالی نی، تازه شهری وچانه دی خوب میشناسُن وقتیکه اوشانه میزیَن ارنو میکشیَن.


با سپاس از گروه تولید محتوای درجی

کپی برداری از این متن تنها با ذکر منبع آن (کانال تلگرام/وبلاگ درجی) مجاز است.

خاطره قُرمزه زنبور با صدای بختیار قاضی تقدیم به شما (دریافت کنید)


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۱۲
درجی طالقانی

سکیناک (کفشدوزُک)

چهارشنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۴، ۰۱:۱۶ ب.ظ

در ادامه بحث حشرات میرسیم به یه حشره مفید، قشنگ و مورد احترام در طالقان به اسم کفش دوزُک

البت در طالقان، اینه اسمهای دیگه ای داره: سکیناک، اوخولی مَماک، زن بروک، پیر ماما و پینه دوز.

کفشدوزُکها، انواع مختلفی دارُن که در شکل و رِنگ و تعداد خالهایشان متفاوته، از رنگ قُرمُز و زرد و نارنجی و قهوه ای و سیاه و دارُن تا سفید، تعداد خالهایشان دی کم و زیاد میبو. اما کفشدوزُکی کو طالقان دره 7 تا سیاه خال داره (هر طرفُش سه خال و نیم) و رنگُش دی قُرمُز یا زرد هسته. سینه سیاه با دو علامت سفید در پهلو و کَلُه اش دی کیچیک و سیاهه. بالانُش قَییمه و وقتی میخوا پرآگیره، آنانو باز مینه.

برخلاف دیگر حشرات، که طالقانیان تا میدیَن، دمپایی همراه شَتَرَق، میکوتُن اونه ای سر، اما این سکیناک، محترم بَه. نازُش هامیدان و میَشتن پراگیره و بشوئه خودشی به. آنقدر اوره دوست داشتُن که یه مذهبی اُسم دی روش بندان. شاید شما دی بارها خودتان دیده باشین کو مثل خرده نان، او رِه زیمینی سر و دست و پایی میان دِ ومیگیتُن و مینگیَن یه گوشه. آنقدر اویی سر، غیرت داشتُن کو فکر میکوُردی خوآرشانه. ایسه چُو بَه اوره احترام میکُردُن دلایل متعددی داره.

یکی اینکه این حشره، سمی هسته، به این وَهانه کو محترمه، از اویی کشتن جلوگیری میکُردُن تا مسمومیتی پیش نیا.

دوم اینکه اینه یه حشره خیلی خیلی مفیده، کشاورزیی بَه. چون آفات و شَتان و قارچانو میخوره و یه جور مبارزه بیولوژیک با آفات محسوب میبو و طالقانی رعیتانِ کمک مینه. خودُش دی طفلک، هیچ آزاری به محصولات نمیرسانه چون گوشتخواره نه گیاه خوار.

سوم اینکه باورهای مذهبی و خرافات دی در این احترام وجود داره، یکیش مربوط میبو به مقدس بودن عدد هفت (تعداد خالها) و یکی دی اسمُش (سکیناک) که اسمی محبوب و مذهبی هسته.

خارجیان دی اوره لیدی صدا مینُن (Ladybird) اینه خودُش یه قشنگه داستان داره، در قرون وسطی، اروپاییانی مُزرعان، یه آفت دَکَت که همه محصولاتشانه نابود میکُرد. اوشان دی نمی تانستن آفته نابود کنُن، تنها کاری که از دستشان برآمه این بَه کو به درگاه خدا دعا کُردُن. بعد دی یه عالمه سکیناک بیامی مزرعانی میان و آفتانه باخُورد و ریشه کن کُرد. مردم دی بگوتُن این کفشدوزکان، از طرف مریم مقدس بیامیَن و اونانه "سوسکهای مریم مقدس" صدا کُردُن و این اُسم دَکَت اوشانی سر.

قدیمانی وَچان، با سکیناک بازی می کُردُن. اینطور کو میندان دَسه شانی سر، میگوتُن: سکیناک سکیناک پربَکَش پربَکَش، آنقدر میگوتُن تاپر بَکشه.

مایی محله، یه بلال زیمین داشت، وچانی همرا میشی یِیم، بلالانی میان دَ 2000 تاشَ مِی تیم، دمیکُردیم 5 کیلو حلبی میان، بعد میبردیم یه جای مناسب، همه رَ دانه دانه پَر هامیدایم، خیلی تفریح خوبی بَه.

همچنین این حشره یه جورایی سونوگراف قدیمیان دی بَه. اگر زُنى، آبستن بَه، این اخولى مماک رِ میگیتُن هامینان دستشانى سر و میگوتن: پسر یا دُتر، اگر پرواز میکُرد، پسر بَه، اگر میماند دُتر میزاست. به این ترتیب جنسیت وَچه مشخص میگردی که خیلی وقتان دی درست نَبه.

با سپاس از گروه تولید محتوای درجی
کپی برداری از این متن تنها با ذکر منبع آن (کانال تلگرام/وبلاگ درجی) مجاز است.

این متن ارزشمند با صدای خانم قادری تقدیم به شما (دریافت کنید)



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۴ ، ۱۳:۱۶
درجی طالقانی


کنه، چمُک، اسبُج (رشک)، گرها، مگسَک


مگسک: یه نوع مگسه که تو هوا تخمش رو میپاشه و معمولاً جای مرطوب و تاریک مث آدُمی دهن. پدر در میاره بیصحاب و داروش شربت آویشنه. یا قدیم که چوپانان سیگار هامیدان، میگوتُن سیگار دود درمانشه. سیگارشان دی زر، مُن دی سرفه داشتم، دبیَم خفه گردم. کوه ده درشیم. یا میگوتُن نوشابه ره ناغافلی هُورد کَش، گاز دُماغت دِ بَزنه میدان، ایسه بجای مگسک، آدُم خودُش ناکار میگردی.
کنه ریز مالی (گوسفند و بز) جان دَره، چمُک سیاه مالی (گو، گوساله، الاغ و کلاً درشته مال) جان دره. اُسبج دی از رشک (تخم شپش) به وجود میا به عبارتی اُسبُج همان شپش هسته، رشک هم اویی تخمُ میگوتُن.
کنه یه حشره هسته، چمُک دی یه حشره دیگه هسته و قیافش فرق داره. چَمک مالانی میان دره. چمُک بال داره، کنه بی باله .چمک بیشتر گو و اسبی جان دره، چمکی که بال داره ره سگه چمک دی میگوتن.

گُرها دی داریم که خون میخوره باد مینه. پوست نازکی داره. چمک بیشتر دنبه اى بیخ دره. گُرها خیلی ریزه، قدیمی خانانی میان دَبه.
چمک گُویی جان دَبه، پر دی میزنه. کک دی اگر طویله رِ تمیز نمی کردُن، دِمیکت بستر خر قاطری جان دبه.
مُوج دی دَبه. قدیم مالانی پشمه با گرخلوق یا قرخولوق میزیَن، اینانی پشمی میان، اندی چمک دبی که نگو. این مالانی پشم دی اندی دگت بین، اوشانه میبردن روخانه ای لو، یکی یکی مینگتان اویی میان، تا پشمش نرم دکفه. چمکانش دی درشو یا کمترگرده. این چمکان مالی صاحابه درمیاردُن کلی لاغرشان میکُرد. چمک و کنه دواردی دَم میامه، نصف میگردی. ولی تمان نمیگردین کو. گته مالانی کین دم دی همیشه مُج دَبه کو پرواز میکُرد
این خانواده انگل چندتا ویژگی داشت. یکی اینکه بدنشان تخت بَه تا حیوان نتانه اون بکنه. دوم اینکه میتانستن چند سال خاکی میان دَباشن، گشنه و تشنه تا یه حیوانی گیر اُورون اورِه بچسبن. سوم اینکه سرنگون با حواسش میتانه خونگرمِ حیوانِ از فاصله زیادی پیدا کنه و خودش به او برسانه.
همین حیوان به این کوچکی میتانه یه گله ره تا سی درصد ضرر بزنه، بیصحاب علاج دی نداره، چون پشمی بُن دره هیچ کارش نمیشاست کُرد.
چمک بیشترین ضرر رو برای وَره ها داره و حسابی جانشون رو میگیره. هرکدام یه دوره ای، مالُ حمله مینُن. چمک ها معمولاً وقتی از باخوردن خون سیر گردیَن، از حیوان جدا میبُن. معمولاَ بهار که بارندگی کم هسته اینا زیاد میشن و ماسه ای میان زندگی مینُن و یا جاهایی که گوسفند شبا میخوسه یعنی گهره، اونجه کو گوسفند میخُسه کو واویلا هسته.

البت آنانی کو زیاد مالی وَر دبین، اوشانه اندی بزیَه دی خیلی اذیت نمینه، فقط نباید بیاری شان خانه کو دودمانتُ به باد هامیدی یَن.
اُسبج دی ازآلودگی خاک و خُل میا. قدیمی وچان اندی این خاک کوپاآنی سر، سر همدیگرا میخازیین، این خاک و آلودگی مینیشت اوشانی بدن مخصوصاً کله شانی میان. اسبج اوجه تولید میگردی، بیصحابان انگارخط تولید داشتن، سریع زیاد میکُردن. آنوقت نَنانی کار در میومی، همیشک 
وچای کله ره میندان پاشانی سر و شروع میکُردُن این چغره موآنی دُله، اسبجی دمال. اوره دی میگیتُن به طرز ماهرانه ای میکُشتن. بقولی میجوریَن. این کل ناخونی همراه فشار میدان، تلق صدا میکُرد و اینگونه بود که اسبج توسط مادران غیور طالقان نیمه منقرض گردی.
اون قدیمان که اسبج و رشک زیاد بَه، برای ازبین ببردنش دو تا راه داشت. یا با یه گردی به بنام اسبج دوا یا لباسانُ دم می کردُن. یعنی جوش اویی میان تندوری سَر جوش میدان تا از بین بُوشوئه.
با سپاس از گروه تولید محتوای درجی
کپی برداری از این متن تنها با ذکر منبع آن (کانال تلگرام درجی TaleghaniDarji) مجاز است.


این متن ارزشمند با صدای پوریا فرامرزی تقدیم به شما (دریافت کنید)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۴ ، ۱۴:۱۰
درجی طالقانی